طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

روزی که نقاب‌ها کنار می‌روند

محمدمهدی عسگرپور در مصاحبه خود تاکید می‌کند که به دنبال ساخت آثاری است که روی مخاطب اثر بلندمدت داشته باشند و براحتی او را رها نکنند. عسگرپور به دنبال تولید آثاری است که در ذهن مخاطب ماندگار شوند.
کد خبر: ۳۵۱۹۷۱

جالب اینجاست که این کارگردان نمی‌گوید که تمایل دارد آثارش در تاریخ سینما یا تلویزیون ایران ماندگار شوند، بلکه او روی مخاطب و ذهن او اصرار دارد. مخاطب اگر ‌اثری را بپذیرد و آن را باور کند هر چند گاهی در خیال خود به آن سری می‌زند؛ داستان و پیام آن را حتی اگر شده برای خود مرور می‌کند. یک فیلم یا سریال اگر باورپذیر باشند بر مخاطب تاثیر بیشتری خواهند داشت و بیننده در شرایط مختلف فردی و اجتماعی به آن رجوع خواهد کرد تا ما به ازای آن را در زندگی پیدا کند. آثاری در سینما و تلویزیون چنین مسیری را طی می‌کنند که نویسنده و کارگردان آن آثار، تم و قصه اصلی را از متن اجتماع و روابط بین آدم‌ها گرفته باشد. روابط و خواسته های پنهانی که دیدن آنها ساده نیست و چشمی‌جستجوگر می‌خواهد تا دنیا و آدم‌ها را با تمام خواسته‌هایشان کشف کند.

با نگاهی به آثار تلویزیونی و سینمایی عسگرپور می‌توان به این نتیجه رسید که آثار او این مختصات را دارند.

اولین فیلم سینمایی او «قدمگاه» نام داشت. فیلمی‌ که در سالی که ساخته شد نام فیلم معناگرا به آن دادند. قصه فیلم در شب و روزهای نیمه شعبان می‌گذشت. قدمگاه داستان آدم‌هایی بود که در ظاهر خود را برای جشن ولادت امام‌زمان(عج)‌ آماده می‌کنند و خود را شیفته امام آخر می‌دانند، اما در باطن آدم‌هایی هستند که فقط به منیات خود توجه دارند. آنها در دل به دنبال هوس‌های دل خویش هستند، اما برای پاک کردن ظاهری خود بسادگی دیگران را قربانی می‌کنند. قدمگاه در زمان اکران در چند سالن محدود به روی پرده رفت، اما استقبال از این فیلم باعث شد تا تعداد سینماها افزایش یابند و زمان اکران هم از آنچه برای این فیلم در نظر گرفته شده بود طولانی‌تر شود. البته عسگرپور معتقد است که استقبال از یک فیلم یا سریال دلیل موفقیت آن نیست و تاکید می‌کند که یک اثر اگر توانست بعد از گذشت چند سال از زمان نمایش در ذهن مخاطب زنده بماند، موفق است. اقلیما دومین فیلم سینمایی عسگرپور بود که داستانی پیچیده و چند لایه داشت. داستانی که بر محور زیاده‌خواهی آدم‌ها پی‌ریزی شده بود. اقلیما داستان خیانت یک مرد به همسرش بود. همسری که همه چیز را به پای شوهرش ریخته است، اما مرد بازهم بیشتر می‌خواهد. مرد همه ثروت زن را برای همیشه برای خود می‌خواهد اما در ازای این خواستن حتی حاضر نیست زن را صادقانه دوست داشته باشد. به همین دلیل دست به بازی کثیفی می‌زند و با همدستی زنی که معشوقه پنهانی‌اش است، تلاش می‌کند همسر خود را به جنون بکشاند. این بازی کثیف، همسر مرد را به کشتن می‌دهد اما مرگ مرد هم از راه می‌رسد و خداوند بازی مرد را با پاسخ به بدی‌های او پایان می‌دهد. در اقلیما بازی پانته‌آ بهرام عالی بود. او نقش همسر را بازی می‌کرد و با بازی حسی خود توانست اقلیما را به اثری به یادماندنی تبدیل کند. انتخاب درست بازیگر در کنار داستان روان و پر گره و کشمکش، عسگرپور را به خواسته‌اش رساند و اقلیما را به فیلمی‌ به یاد ماندنی تبدیل کرد. در اطراف ما آدم‌هایی هستند که استاد بازی با اطرافیان خود هستند. آنها بیشتر و بیشتر می‌خواهند. زیاده‌خواهی آنها را به بازی وادار می‌کند. آنها مهره‌چینی را شروع می‌کنند و اصلا برایشان مهم نیست که در این بازی طرف مقابل چقدر آسیب می‌بیند. آنهایی که اقلیما را دیده‌اند، این فیلم را فراموش نخواهند کرد.

اقلیما داستان بازی‌های پنهان آدم‌هایی بود که رابطه عاطفی برایشان اهمیت ندارد و دنیاطلبی کورشان کرده است. اکنون عسگرپور با سریال جراحت به تلویزیون آمده است. جراحت بازهم داستان روابط بین آدم‌هاست. آدم‌های یک خانواده که به نظر می‌آید نباید به یکدیگر خیانت کنند. اما این اتفاق می‌افتد و روزی نقاب‌ها از صورت‌ها کنار می‌رود و عفریت خودخواهی و زیاده‌خواهی آدم‌ها بار دیگر خود را به نمایش می‌گذارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها