در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک ماه بر سر سفره رحمتت بنشینیم. شکم از سیری نگه داریم، طعم گرسنگی را نیز بچشیم.
و تو نیز لطیف عالم حظ کردی از این بندگیهای خالصانه و ناب. میدانم که خوشحال بودی و میدیدی که بندگانت چگونه برای خشنودی تو تلاشی زیبا میکردند در این ماه قشنگ.
و به آنجا رسید که قدر آمد و توانستیم بفهمیم در این شبهای قدر، قدر بدانیم و شهر الرمضان را تحفهای عزیز برای خویش بپنداریم تا در این شبهای زیبا زلال شویم. سرنوشتمان به نیکی رقم بخورد. «همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود که از بند غم ایام نجاتم دادند.»
در گذر آن شبهای شیدایی؛ در دریای زلال جود و بخششت از گناهان پاک شدیم و تولدی دوباره یافتیم.
آن شب که «علی عالی اعلا» فرقش در شب قدر شکافت تا آن را بیشتر قدر بدانیم و آن شب دیگر که به وصالت رسید، تا با قدر دانستن بیشتر بفهمیم.
همه این شبهای رمضان را سپری کردیم تا روز عیدت.
اما این بخشش فراوان و کرم بیپایانت را با حسابگری خود خرابش نکنیم و دعا کنیم که خداوندا مرا به بزرگی چیزهایی که دادهای آگاه و راضی کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم، آرامشم را به هم نزند.
و یاد بگیریم که روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان بهتر از روزه شکم است. این را مولایمان فرموده، امیر دلها.
فطر را جشن میگیریم تا بتوانیم روزه دلمان را نگه داریم تا سال دیگر.
دل که روزه باشد، غش نمیکند. عاشق میماند. کاش همیشه رمضان بود و فطر، آنگاه همه، همیشه عاشق بودیم.
عید فطر جمعه است. جمعه از برای آقایمان مهدی (عج) است. حاضر و ناظر است. این جشن رستگاری را با تمنای ظهور مهدی موعود، سالار عاشقان، نوردیده، آغاز کنیم. در آرزوی روزی که نماز عید فطر را به امامت مولایمان اقامه کنیم. فردا عید فطر است. عاشقان عیدتان مبارک باشد.
محمد صفری
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: