در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استر از آن دسته نویسندههایی است که داستانهای تودرتو را دوست دارد؛ آنهایی که در هر کدام از رمانهایشان ردپایی از شخصیتی دیگر در داستانی دیگر را پیدا کنید، میتوانید او را به یاد بیاورید که در آن قصه دیگر چنین پیشینهای داشت.
از اینکه سابقه فکری و زندگی یکی از شخصیتهای رمان تازه او را بدانید، به نویسنده احساس نزدیکی میکنید؛ تصور اینکه در گروه کوچکی از خوانندگان یک نویسنده قرار گرفتهاید که رمز و رازهای داستانیاش برایتان آشکار است.
همین نیست که علاقهمندتان میکـــــند تــا نوشتههای او را دنبال کنید؟ شاید دلیل پل استر هم بــــرای ســریع نوشتـــن و کـند نـکـــردن این ســرعت همین باشد.
اگر همیشه بازیهای شخصیتی پل استر را در رمانها و داستانهایش دنبال میکردید، این بار سرخط ماجرا را پیدا کردهاید.
«دست به دهان، گاهشماری شکستهای نخستین» خودنوشت و زندگینامه نویسنده محبوب آمریکایی است.
او در این کتاب شرح میدهد که با چه مرارتی توانسته خودش را بالا بکشد و از آن همه فقر و گرسنگی آن هم جلوی سر و همسر و لیدیا بتواند خودش را بیرون بیاورد.
او هم در داستان سالهای جوانیاش مانند بسیاری از نویسندههای همنسلش با گرسنگی و دربهدری درگیر بوده است. قرار است بدانیم که سختیها و گرسنگی کشیدنها برای همه نویسندههای دنیا از یک جنس است. اغلبشان از یک سوراخ گزیده میشوند و آن هم سوراخ بیپولی است.
«شهر شیشهای» اولین رمانی از پل استر بود که با ترجمه خجسته کیهان به بازار آمد که اولین کتاب از مجموعه «سهگانه نیویورک» پل استر بود.
«ارواح»، «کشور آخرینها»، «دیوانگی در بروکلین»، «هیولا»، «شب پیشگویی» و «دفترچه سرخ» از دیگر نوشتههای این نویسنده پرکار آمریکایی است که به زبان فارسی ترجمه شدهاند.
«دست به دهان» برخلاف بسیاری از نوشتههای پل استر که خجسته کیهان ترجمه کرده، با ترجمه بهرنگ رجبی نیز چاپ و منتشر شده است. کتاب را انتشارات چشمه منتشر و چاپ اول آن را در کتابفروشیها عرضه کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: