در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در رادیو جوان به اشتباه مساله بازنشستگی را مطرح کردیم!
رادیو جوان باید هویت متمایزی از بقیه شبکهها داشته باشد. یعنی وقتی پیچ رادیو را میچرخانی بدون توجه به طول موج بفهمی اینجا رادیو جوان است. صدای مجریهای رادیو، هویت هر ایستگاه را تشکیل میدهد. علائم و نشانههای صوتی، نوع موسیقی و محتوای برنامهها هم تاثیرگذارند.
در طول زمان خیلی از شبکههای ما شبیه رادیو جوان شدند. از آن طرف رادیو جوان شبیه رادیوهای دیگر شد. فلان رادیو گفت اگر میخواهیم مخاطب خوبی داشته باشیم، باید سبک برنامههایمان شبیه رادیو جوان شود. برنامهسازان رادیو جوان در رادیوهای دیگر پخش شدند. از آن طرف ما در رادیو جوان مساله بازنشستگی را مطرح کردیم. خودم دچار این اشتباهات شدهام در حالی کهاین مساله اصلا هیچ ربطی به رادیو جوان نداشت. چند تا اتفاق بد افتاد. ما مجریهای رادیو جوان را از دست دادیم، موسیقیهایمان محدود شد و روی هویتهای صوتیمان کار نکردیم. از نظر محتوا هم به سمت رادیو ایران و تهران رفتیم.
برنامهسازان رادیو جوان به سمت محافظه کاری رفتهاند. این مساله به آنها تحمیل نشده است، ما خودمان محافظه کار شدهایم.
برای جوانان و نه درباره جوانان
ما باید برنامههایمان را برای جوانان و نه درباره جوانان بسازیم. الان به سمتی رفتهایم که درباره جوان برنامهسازی میکنیم. در شبکه 3سیما زیرنویسهایی ساخته بودند که به والدین درباره جوانهایشان توصیه میکند. من گفتم اینها اصلا به درد نمیخورند، چون مخاطب شبکه 3 جوان است. ما باید خود جوان را مخاطب قرار دهیم. اینها کج سلیقگی است.
تشکر میکنیم از شهرداری که درختها را قطع کرده
از میثم فکری میپرسم به نظر شما آن حرف حسابی که باید در رسانه رادیو زده شود، دقیقا چیست؟ او میگوید: حرف حسابی میتواند مشکلات مردم یا مسائل اساسی تفکری و دینی باشد. مثلا ما برنامه صبحگاهی جوان ایران سلام را داشتیم که یکی از پر مخاطبترین برنامههای رادیو بود. معاون وزیر بازرگانی میگفت، من یکی از مخاطبان همیشگی برنامه شما هستم. ما با همین معاون هم شوخی میکردیم، گروههای خودروسازی تا دلتان بخواهد به این برنامه زنگ میزدند. بیشترین درصد مخاطبان ما زنگ میزدند و از خودرویشان گلایه میکردند. ما در برنامهمان از کسانی که انتقاد داشتیم تشکر میکردیم. مثلا تشکر میکردیم که بوق ماشین نمیزند. مردم هم زنگ میزدند و با یک طنز تلخ مثلا از شهردار محل که درختها را قطع کرده بود، تشکر میکردند. میشود به مخاطب جهت داد، اما نمیشود او را نصیحت کرد تا به یک جای مشخصی برسد.
بهبه چه هوای لطیفی، پنجرهها را باز کنید!
برخی مجریها فکر میکنند با گفتن «امروز چقدر هوا خوب است. پنجرهها را باز کنید» میتوانند مردم را شاداب کنند. کسی که مشکل اقتصادی دارد با شنیدن این جمله افسردهتر میشود. به کسی که در ترافیک گیر کرده و دود به حلقش میرود، نمیتوانی بگویی به به چه هوای لطیفی. تو میتوانی با مطرح کردن حرف آن آدم در قالب طنز و شوخی دلش را خنک کنی. او میگوید رسانه دارد حرف مردم را میزند.
ما 2 جور شنونده داریم؛ شنوندههای گذری و ثابت. برنامه «قرار شبانه» بیشترین آمار مخاطب ثابت را داشت. برنامههای صبحگاهی معمولا شنونده گذری دارد. کسانی که در طول مسیر دانشگاه و مدرسه هستند، برنامه را میشنوند. مخاطب همیشگی کسی است که شب در خانهاش نشسته و رادیو را روشن میکند.
احسان رحیمزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: