یک آزاده دوران دفاع مقدس:

دوره اسارت آغاز روزه‌داری‌ام بود

یک آزاده دوران دفاع مقدس گفت: قبل از دوره اسارت به دلیل ناراحتی معده نمی‌توانستم روزه بگیریم ولی با آغاز این دوره و شرایط حاکم در آنجا توانایی روزه داری در ماه مبارک رمضان و ایام دیگر سال را پیدا کردم.
کد خبر: ۳۴۹۰۳۰

محمدرضا گلشنی در گفت‌وگو با فارس درخصوص ماه مبارک رمضان در اسارت اظهار داشت: قبل از آغاز دوره اسارت و زمانی که در ایران بودم به خاطر ناراحتی معده تا 19 سالگی نتوانستم روزه بگیرم ولی با توجه به شرایط دوره اسارت، از همان سال اول توانستم در ماه مبارک رمضان روزه بگیرم.

وی ادامه داد: زمانی که در اسارتگاه موصل بودیم، برای سحری یک لیوان آش و 3 عدد سمون [نوعی نان بود که خمیر داخل آن مانند آدامس بود] به ما می‌دادند.

این آزاده دفاع مقدس بیان داشت: گاهی اوقات که خمیر سمون خوب بود با 2 دست آن را می‌ساییدیم تا تبدیل به آرد شود سپس از این آرد برای درست کردن شیرینی استفاده می‌کردیم.

وی در خصوص درمان بیماری معده در دوره اسارت، خاطرنشان کرد: «غلامرضا سرمدی» تکنسین اورژانس که طی مأموریت اعزام مجروحان از خط مقدم به پشت جبهه‌ به اسارت دشمن در آمده بود، برای درمان بیماری معده بنده توصیه کرد تغذیه و برنامه غذایی را تنظیم کنم.

گلشنی با اشاره به حدیث حضرت علی (ع) مبنی بر این که «تا گرسنه نشدید، غذا نخورید تا معده کاملاً پاک شود؛ تا سیر نشدید، دست از غذا بکشید»، افزود: با توجه به شرایط حاکم در دوره اسارت این حدیث حضرت علی (ع) برای ما عملی شد.

وی بیان داشت: بعد از درمان بیماری معده با این روش، طوری شد که روزه‌های قضا و مستحبی ‌گرفتم و علاوه بر آن قبل از ماه مبارک رمضان به استقبال این ماه می‌رفتم.

این آزاده دوران دفاع مقدس که 10 سال در اسارت نیروهای عراقی بود، اضافه کرد: در اسارت‌گاه موصل 10 قاطع وجود داشت؛ برخی از اسرا به خاطر بیماری، ناتوانی یا پایین بودن بار معنوی روزه نمی‌گرفتند در نتیجه پیشنهاد دادیم که روزه‌داران را از افراد غیر روزه‌دار جدا کنند.

وی اضافه کرد: برای اجرای این پیشنهاد اقداماتی صورت گرفت که از 10 قاطع اسارتگاه، 3 اسارتگاه روز می‌گرفتند؛ در این 3 اسارتگاه مراسم‌های مذهبی پرشوری برگزار می‌شد.

گلشنی خاطرنشان کرد: ما در اسارتگاه کتاب مفاتیح‌الجنان و مناجات نداشتیم؛ «امیر نوذری» یکی از اسرا بود که دعای کمیل، مناجات شعبانیه، دعای ندبه و دعاهای دیگر را کاملاً حفظ بود؛ برای این که تمام آزادگان بتواند از این دعا‌ها استفاده کنند، اقدام به نوشتن این ادعیه بر روی کاغذ کرد.

وی بیان داشت: کاغذ و قلم در اسارتگاه وجود نداشت در نتیجه این دعاها را بر روی زر ورق سیگار یا ورق‌های نازکی که از مقوای پودر لباسشویی درست کرده بودیم، نوشتیم و بعد از آن وقتی نماینده صلیب سرخ به اسارتگاه آمد، از وی درخواست مفاتیح الجنان کردیم که از ایران برایمان فرستادند.

این آزاده دوران دفاع مقدس افزود: در هر اسارتگاه که 100 اسیر در آنجا حضور داشتند یک جلد کتاب مفاتیح‌الجنان وجود داشت و برای اینکه تمام اسرا بتوانند از مطالب این کتاب استفاده کنند، دعاها را از هم جدا کردیم و اسرا مجدداً از روی این دعا‌ها نوشتند.

وی افزود: ما در دوران اسارت از جامعه ایران دور شدیم ولی سعی می‌کردیم از مکتب اسلامی دور نباشیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها