در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تانکهای تیپ چهارم لشکر 2 پیاده ارتش آمریکا در اولین ساعات روز پنجشنبه 19 آگوست بوق زنان از مقابل نورافکنهای فرستندههای تلویزیونی، از مرز خاباری گذشتند و در این سوی مرز توقف کردند.
کلنل وارون رایت هم پس از خروج از تیپ تحت امرش از عراق خود را مستحق یک سیگاربرگ میدانست. برای او همه چیز از 20 مارس 2003 شروع شده بود. این تیپ از آن زمان در سختترین نبردهای عراق شرکت داشت و در خطرناکترین مناطق مستقر بود.
این سربازان که در این ساعت صبح از مرز رد شدند در واقع آخرین یگانهای عملیاتی آمریکا بودند که عراق را ترک میگفتند و بدین صورت برنامه خروج 14 روز زودتر از موعد مقرر به پایان رسید، واقعیتی که البته کسی بهطور رسمی در مورد آن اظهارنظر نمیکند. یکی از سخنگویان دولت آمریکا ضمن تکذیب خروج تمامی نیروها از عراق گفت که 6000 سرباز آمریکایی هنوز در آن کشور هستند و طی 2 هفته آینده عراق را ترک میکنند.
با این همه کاملا روشن است که این مأموریت پایان یافته تلقی میشود و از کاخ سفید خبر میرسد که این نوع خروج به دلایل امنیتی صورت گرفته است.
با این حال از آن حداکثر 160 هزار سرباز آمریکایی که در اوج جنگ در عراق حضور داشتند هنوز هم 50هزار نفر باقیماندهاند که البته این عده نیروهای عملیاتی محسوب نمیشوند بلکه به عنوان مشاور و مربی در عراق حضور دارند. آنها نیز تا پایان سال 2011 از عراق خارج خواهند شد.
ترس از آینده
اما ظاهرا از مدتها پیش در عراق اطمینان چندانی در این مورد وجود ندارد که بتوان این حق حاکمیت بازیافته را واقعا جشن گرفت. بیش از هر چیز در عراق کنونی ترس از آینده حرف اول را میزند یعنی ترس از زمانی که همه نیروهای اشغالگر خاک این کشور را ترک کنند. همین چند هفته پیش بود که ارشدترین مقام نظامی عراق یعنی ژنرال زیباری نسبت به توانایی مردانش در مورد انجام وظایف محوله ابراز تردید کرد و گفت: به سیاستمداران میگویم که نیروهای آمریکایی تا زمان آمادگی کامل ارتش عراق در سال 2020 باید در این کشور بمانند.
شاید آن حمله ویرانگر انتحاری که 2 روز قبل از خروج کامل نیروهای آمریکایی صورت گرفت نشانهای از خطرهای موجود و محاسبهنشده باشد که مخالفان این خروج بر آن تاکید دارند. در ساعات آغازین آن روز نزدیک به 1000 مرد در مقابل ساختمانهای اداری ارتش در بغداد جمع شده بودند تا برای استخدام نامنویسی کنند زیرا حقوق ماهیانه 500 دلاری این شغل در عراق امروز هر شهروندی را برای پوشیدن اونیفورم وسوسه میکند.
حدود ساعت 7 صبح یک سرتیپ در مقابل ساختمان ظاهر شد و شروع به جمعآوری فرمهای ثبتنام کرد. در این میان یک مرد با فشار خود را به سمت جلو میراند. هنگامی که به اول صف رسید ناگهان چاشنی بمبی را که به بدنش بسته بود فعال کرد و 60 نفر از جمله آن سرتیپ را قطعه قطعه کرد. بیش از 100 نفر از متقاضیان نیز بشدت مجروح شدند و به گفته شاهدان عینی محل ترمینال قدیمی اتوبوسها پر از اعضای تکه تکه شده بدن انسان بود.
این حمله انتحاری بغداد پرسشهای زیادی را با خود به همراه آورد: آن حملهکننده چگونه توانسته بود خود را به ورودی بشدت محافظت شده آن ساختمان برساند؟ آیا ارتش عراق حتی برای تامین امنیت ستاد فرماندهی خود نیز توانایی ندارد؟ این ارتش بعد از خروج نیروهای آمریکایی چگونه میتواند از بغداد دفاع کند؟ بیل برتون سخنگوی کاخ سفید همچنان همان پاسخهای استاندارد را تکرار میکند و میگوید که عراق با وجود این حملات به حرکت خود برای رسیدن به دموکراسی ادامه میدهد.
ظاهرا تروریستها در عراق طی هفتههای گذشته از خروج آمریکاییها استفاده کرده و آنها را با رگباری از حملات انتحاری بدرقه کردند. عراق در این دوران تقریبا هر روز شاهد اینگونه حملات بوده است، حملاتی که غالب قربانیان آن را نیروهای امنیتی عراقی و ماموران راهنمایی و رانندگی تشکیل میدادند.
برپایه گزارشهای مقامات عراقی، ماه جولای خونبارترین ماه این کشور در 2 سال گذشته بهشمار میآید. و طبق برآوردهای بی.بی.سی تعداد 535 عراقی در ماه جولای قربانی شدهاند، البته ارتش آمریکا این رقم را تکذیب میکند. از نظر استیفن لانزا سخنگوی ارتش آمریکا، در مورد این ارقام مبالغه شده و رقم واقعی کشتهشدگان 222 نفر بوده است. اما پرسش اصلی این است: یک نیروی اشغالگر چه توجیه و توضیحی برای وضعیت فلاکتبار و دشواری که در آن کشور بر جای گذاشته است، دارد؟
بحران سیاسی
طراحان حملات اخیر در موقعیتی دست به این کار زدند که عراق با 2 مشکل جدی و همزمان روبهرو است یعنی از یکسو خروج نیروهای آمریکایی و از سوی دیگر عدم وجود دولت آن هم 5 ماه پس از برگزاری انتخابات پارلمانی. مذاکرات برای ائتلاف با شکست روبهرو شد و همین چند روز پیش بود که ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی نخستوزیر سابق مذاکرات خود را با ائتلاف تحت رهبری نوریالمالکی نخستوزیر فعلی قطع کرد.
به همین خاطر میتوان گفت طرح آمریکا برای بازگشت نظم به عراق در نیمه راه خود ناکام مانده است. واشنگتن طی ماههای اخیر فشارهای خود را بر رهبران عراق برای تشکیل دولت قبل از خروج نیروهای آمریکایی افزایش داده بود. مالکی خواهان ابقای خود در پست نخستوزیری است و علاوی را مسوول همه ناامنیهای عراق میداند. به همین خاطر هفته گذشته جفری فلتمن مسوول امور خاورمیانه در وزارت خارج آمریکا به بغداد سفر کرد تا سیاستمداران ارشد عراقی را به مصالحه دعوت کند اما این ماموریت کاملا بی نتیجه بود.
از دیدگاه کارشناسان، خلأ سیاسی در عراق بزرگترین خطر برای صلح در آن کشور بهشمار میآید. فالح عبدالجبار، مدیر مرکز تحقیقات عراق در بیروت میگوید: از سال 2004 تا 2009 همواره نگران عراق بودم اما هرگز مثل سال 2010 تا این اندازه همه چیز را سیاه نمیدیدم. گویی دروازههای دوزخ باز شده است.
مارینا اوتووی مدیر بخش خاورمیانه مرکز تحقیقاتی کارنگی به تازگی از تلاشها برای تفاهم سیاسی در عراق به عنوان بزرگترین چالش یاد کرد و در مقاله تحقیقی منتشر شده در اوایل آگوست هشدار داد: خشونت در حال پیشروی است.
اما آیا عراق در آستانه یک جنگ داخلی قرار دارد؟ عبدالجبار عقیده دارد که مانع اصلی برای تشکیل دولت همان اختلاف دیدگاهها میان شیعیان و اهل سنت است. به باور وی چنانچه مالکی به عنوان یک شیعه با دیگر احزاب شیعی ائتلاف کند خطر جنگ داخلی حتمی است زیرا سنیها یک دولت کاملا شیعه را نمیپذیرند: اما اگر برعکس با سکولارها و گروههای سنی ائتلاف کند اعتراض شیعیان را به دنبال دارد و در هر صورت خشونتها بشدت بالا میگیرد. از نظر عبدالجبار دلیل تداوم وضعیت فلاکت بار فعلی در سبک و سیاق سیاست عراق است که از دوران دیکتاتوری تا به امروز هیچ تغییری نکرده است، البته عراق برای کسب قدرت مطلقه تلاش میکند. به عنوان مثال مالکی سیستم اتوکراتی را بنیاد گذاشت که حتی تصمیمهای غیر مهم هم توسط خود او گرفته میشود. به همین خاطر ائتلافکنندگان احتمالی نگران هستند و عقیده دارند که قدرت تنها بر روی کاغذ تقسیم شده است.
عبدالجبار تنها راه برون رفت از این وضعیت را انجام اصلاحات بنیادین میداند و عقیده دارد که باید از قدرت تمرکززدایی شده و وزرای مشاور و اعضای کابینه در تصمیمات مشارکت داده شوند. این کارشناس علوم سیاسی میگوید: باید پیشنهادهای اصلاحگرایانه نمایندگان همه احزاب مهم شنیده شود که البته شک دارم کسی آن پیشنهادها را عملی کند مگر آنکه معجزهای اتفاق بیفتد.
ترس من این است که ما در راه بازگشت به یک جنگ داخلی باشیم. انفجار روز چهارشنبه شاید نشانه دیگری برای تایید نظر کارشناسان در مورد احتمال وقوع جنگ داخلی باشد. در آن روز نگهبانان ساختمان دادگاه عمومی تکریت، 2 بمب را در آن محل کشف کردند که یکی از بمبها قبل از تخلیه کامل ساختمان منفجر شد و 2نگهبان را به کام مرگ کشاند.
اشپیگل آنلاین
مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: