در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طریان در مراسمی که به همین مناسبت با حضور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در سرای سالمندان نصرت برگزار شد با دستان لرزان خود دو کتاب از کتابخانه شخصیاش را به صورت نمادین به علیاکبر اشعری اهدا کرد و درباره اهدای کتابهایش به کتابخانه ملی گفت: «کتاب باید جایی برود که خواننده دارد.»
این بانوی دانشمند ایران که متولد سال 1299 تهران است بعد از دریافت درجه کارشناسی فیزیک از دانشکده علوم دانشگاه تهران، در آزمایشگاه دانشکده علوم مشغول به خدمت شد. سپس با هزینه شخصی به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن، مدرک دکترای خود را در رشته فیزیک دریافت کرد و با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به سمت استادی منصوب شد. طریان درباره بازگشتش به ایران بعد از تحصیل در فرانسه میگوید: «خیلیها به من گفتند که آنجا بمانم؛ اما من به ایران برگشتم تا به فرزندان این کشور کمک کنم.» این علاقه آنقدر قوی و پایدار است که پس از جدایی از دانشگاه و دانشجویانش هنوز هم مادرانه خاطرات روزهای حضور در کلاس درس را مرور میکند و در عین حال بهترین خاطرات زندگی خود را 30 سال تدریس در دانشگاه تهران و تاسیس اولین رصدخانه خورشیدی ایران در دانشگاه تهران میداند؛ رصدخانهای که متاسفانه به بهانه ساخت وسازهای شهری و واقع شدن در حاشیه اتوبان رسالت ویران شد. طریان که به عشق مادری کردن برای فیزیک ایران، هیچگاه طعم مادر شدن را نچشیده، این بار هم کتابهایش را که ارزندهترین سرمایههای زندگیش محسوب میشوند، در اختیار جامعه علمی کشور قرار میدهد و در روزهای تنهایی خود در اتاق کوچکش در سرای سالمندان توحید تهران از دانشجویانش به عنوان بچههایش یاد میکند؛ فرزندانی که شاید آن قدر فراموشکار بودهاند که سالهاست، نگاه مهربان مادری را که بر در اتاقش دوخته شده بیپاسخ گذاشتهاند.
بهاره صفوی / گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: