در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی میخواهید فیلمی بسازید یا فیلمنامهای بنویسید، درباره آن تحقیق زیادی میکنید؟
بله. برای هر فیلم مقدار زیادی روی فیلمنامه و مسائل جانبی آن کار میکنم، احتمالات مختلف را برای یک قصه در نظر میگیرم. هر قصهای حال و هوا و مسائل خاص خودش را دارد که بدون تحقیق دربارهشان نمیتوان چیزی نوشت. در یک دهه اخیر، خودم بهتر از هر کس دیگری متوجه شدم که نمیتوانم به اکشنکارهایی مثل کارهایی که در 2 یا 3 دهه قبل میکردم، متوسل شوم. زمانه و شرایط تغییر کرده است. نه زندگی آدمها شبیه 20 یا 30 سال قبل است و نه من همان سیلوستر 23 سال قبل هستم. به همین دلیل، به جای قهرمانبازیهای اکشن باید روی جنبههای دیگری از کار تمرکز میکردم. اگر فیلمهای اخیر مرا ببینید، متوجه میشوید که بیشتر از مبارزه کردن در حال دویدن هستم.
پس خودتان هم قبول دارید که آن قهرمان اکشن بزنبهادر 30 سال قبل نیستید؟
پیری واقعیتی است که نمیتوان از آن فرار کرد. اکشن فیلمهای آخر من (از جمله همین «خرجکردنیها») رنگ و بوی دیگری پیدا کردهاند.
من 64 سال دارم دیگر نمی توانم نقش راکی و رامبو را بازی کنم ، آن هم آن طور که در قسمت های اولیه این مجموعه بازی کردم آنها شخصیت هایی بودند با انواع و اقسام کار های عجیب و غریب .
خیلی از دوستانم وقتی بازی در فیلم تازهای را شروع میکنم، میگویند تو باید سعی کنی به خودت بقبولانی که هر فیلمی که بازی میکنی، میتواند آخرین فیلم تو باشد. با سن و سالی که من دارم، این حرف یک واقعیت محض است.
احساس میکنم لحن صحبت شما نسبت به گذشته عوض شده است.
گذشت زمان تاثیر خودش را روی آدم میگذارد و او را عوض میکند. 30 سال قبل کارهای اکشن مرا راضی میکرد و دلم میخواست فقط در صحنههای پرهیجان زد و خورد و اکشن ظاهر شوم، اما حالا به آرامش و سکوت فکر میکنم. البته منظورم این نیست که دیگر علاقهای به سینمای اکشن ندارم. این ژانر همیشه مورد علاقهام بوده است. اما نگاهم به این نوع سینما هم عوض شده است. حالا اکشن برایم معنی و مفهوم دیگری دارد.
چه چیزی باعث شد تا «خرجکردنیها» را هم کارگردانی کنید؟
از مدتها قبل به دنبال آن بودم که قصه «خرجکردنیها» را تبدیل به یک فیلم سینمایی کنم. در اکثر محصولات سینمایی شما یک قهرمان اکشن را میبینید که یک تنه به جنگ با یک ارتش تا دندان مسلح میرود و آن را با موفقیت شکست میدهد. میخواستم این تابو را بشکنم و کار تازهای در این زمینه ارائه کنم. شاید بهتر باشد بگویم این فیلم هجویهای بر فیلمهای اکشنی است که میخواهد با تنها قهرمان خود دست به یکسری کارهای غیرممکن بزند. احساس میکنم جای چنین فیلمی در بین کارهای ژانر اکشن خالی بوده است.
فکر میکنید 30 سال قبل هیچ وقت به فکر ساخت چنین فیلمی میافتادید؟
هرگز! آن روزها اصلا طرز تفکر امروزی خودم را نداشتم و طرفدار سینمای اکشن و ماجراجویانهای بودم که فقط یک قهرمان تسلیمناپذیر دارد. قبلا هم گفتم، گذشت زمان آدم را خیلی عوض میکند.
این نکتهای است که در قسمتهای آخر هر دو مجموعه فیلم «رامبو» و «راکی» هم دیدیم، فیلمهایی که خودتان آنها را کارگردانی کردید.
بله. احساس میکنم این فیلمها کارهایی واقعگرا هستند و به بیننده خود دروغ نمیگویند. آخرین «راکی» یکجور بازگشت به اصل خودش بود و تماشاچی را به یاد نسخه اریژینال آن که سال 1975 ساخته شد، میانداخت. در آخرین «رامبو» هم شما دیگر شاهد آن عملیات محیرالعقول و غیرواقعی کاراکتر رامبو در قسمتهای قبلی آن نیستید. البته رامبوها و راکیهای قبلی هم بازتابی از شرایط زمان خود بودند و قصد داشتند پاسخگوی خواستههای آن دورانی باشند که در آن تهیه و تولید شدند.
در چند فیلم آخر خود هر دو وظیفه بازیگری و کارگردانی را انجام دادهاید. این کار سختی نیست؟
وقتی هر دو تای آنها را بلد باشی، دیگر سخت نیست. خودم خیلی خوب میدانم که از خودم و دیگران چه میخواهم. برای همین همه چیز سر صحنه فیلمبرداری به صورت منظم و دقیق و براساس برنامهریزی قبلی پیش میرود. همه چیز از قبل تعیین و مشخص شده و فقط سر صحنه فیلمبرداری لازم است که آنها را درست و مرتب انجام دهیم.
بیشتر دوست دارید بازیگر فیلمهای خودتان باشید یا آنهایی که دیگران کارگردانی میکنند؟
کار کردن با فیلمسازان دیگر را بیشتر دوست دارم. در این حالت، کار هیجانانگیزتر میشود و شما کسی را در کنار خود دارید که میتوانید با او بحث کنید و وی به شما میگوید که چه نوع بازی میخواهد و شما چکار باید کنید. چالشی که در این رابطه به وجود میآید، خیلی به بازیگر کمک میکند تا بازی بهتری ارائه دهد. این خیلی مهم است که در طول کار، کسی را داشته باشید که تفکر و دیدگاهی مستقل از شما دارد و میتواند بازیتان را داوری کرده و مورد قضاوت قرار دهد.
شما با راکی و رامبو مشهور شدید. آیا در آینده باز هم قسمتهای تازهای از آنها را کار خواهید کرد؟
در مورد راکی که فکر نمیکنم فیلم دیگری در کار باشد. برای من کاراکتر راکی دیگر تمام شده و به پایان کار خود رسیده است. حتی به من پیشنهاد شد که برای ادامه دادن کار تولید این مجموعه فیلم، به سراغ پسر جوان راکی برویم و اینجور چیزها. ولی نمیخواهم دیگر آن را دنبال کنم. میدانید، من آن آخرین صحنه قسمت آخر راکی را خیلی دوست دارم که کاراکتر او به آرامی محو میشود. دیگر نمیتوانم جلوتر بروم و چیز دیگری را در ارتباط با او به نمایش بگذارم. فکر میکنم اصلا این یک معجزه بود که قسمت آخر راکی ساخته شد و از این بابت خیلی خوشحالم. آخرین صحنه فیلم زیباترین و بهترین لحظه آن بود و هیچ چیز دیگری نباید جایگزین آن شود. در ارتباط با رامبو هم هنوز تصمیم مشخصی نگرفتهام، ولی بعید میدانم که دوباره یک فیلم رامبویی جدید با بازی من ساخته شود.
اگر این فیلمها با بازی یک بازیگر جوان دوبارهسازی شوند، چه احساسی دارید؟
در مورد راکی چنین اتفاقی نخواهد افتاد، زیرا امتیاز مربوط به این کاراکتر متعلق به من است و یقینا اجازه چنین کاری را نخواهم داد. در مورد رامبو هم فکر میکنم صنعت سینما نتواند آنچنان قصه جذابی پیدا کند که بتواند دست به دوبارهسازی آن بزند. رامبو شاید برای نسل جوان تماشاچی در دهه 80 و 90 جذابیتی داشت، اما تماشاچی امروزی چیزهای دیگری را میپسندد و به دنبال کاراکترهایی از جنس و نوع دیگر است.
آیا موافق حضور بازیگران در دنیای سیاست هستید؟
میدانید، شنا کردن در آبهای دنیای سیاست کار خطرناکی است. در یک چنین محدودهای شما نمیتوانید مثل دنیای بازیگری دستور اکشن و کات بدهید و اگر از حاصل کار راضی نبودید بگویید برداشت دوم و سوم را میگیریم. بر این باورم که یک بازیگر باید همیشه یک بازیگر باقی بماند. کسی مثل آرنولد شوارتزنگر همیشه عشق و اشتیاقی کور برای ورود به عالم سیاست داشت و به نظر میرسد همین اشتیاق به او کمک کرد تا بتواند به خواستهاش برسد و موفق شد، اما چنین اتفاقی برای همه نمیافتد.
گذشت زمان و پیر شدن چه چیز مشخصی را به شما یاد داده است؟
واقعیت زندگی را. هر وقت خبر مرگ کسی به من میرسد، بیشتر متوجه این واقعیت میشوم که زندگی چقدر شکننده و ناپایدار است.
و کار جدید چه دارید؟
یک کمدی رمانتیک به نام «محافظ باغوحش» که درباره گروهی از حیوانات یک باغوحش بزرگ است که میخواهند به محافظ باغوحش کمک کنند تا به آرزوی بزرگ زندگیاش برسد. من در این فیلم صدایم را به کاراکتر شیر قصه قرض دادهام. نیازی به توضیح نیست که حیوانات فیلم که واقعی هستند، به کمک رایانه امکان صحبت کردن پیدا کردهاند.
آسوشیتدپرس / مترجم : کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: