خارجی‌ها را اخراج کنید

با توجه به نتایجی که در بازی‌های جام جهانی 2010 به دست آمد، لزوم تجدیدنظر در قرارداد مربیان خارجی تیم‌های ملی در سراسر جهان ضروری به نظر می‌رسد، چراکه بار دیگر ثابت شد برای قهرمانی در جام جهانی باید مربی داخلی داشت.
کد خبر: ۳۴۸۰۶۷

 حتی قبل از این‌که بازی‌ها به پایان برسد روند جایگزینی و مذاکرات تازه از سوی فدراسیون کشورهایی که مبالغ هنگفتی برای موفقیت در این دوره از جام جهانی به مربیان پرداخت کرده بودند، شروع شد.

مربیانی چون کاپلو یا گوران اریکسون قرار بود نتایج خوبی با تیم‌هایشان بگیرند و کاپلو برای این مهم 11 میلیون دلار و اریکسون 2.5 میلیون دلار دریافت کرده بودند، ولی انگلستان با مربیگری کاپلو به زحمت از گروهش بالا آمد و ساحل عاج هم در همان مرحله گروهی حذف شد.

در مقابل هر دو مربی تیم‌های فینالیست ـ ویسنته دل بوسکه و برت فان مارویک ـ داخلی بودند و در نهایت هم سنت حضور مربی داخلی روی نیمکت تیم قهرمان در بازی‌های جام جهانی شکسته نشد.

این موضوع می‌تواند بازهم تاکیدی باشد بر لزوم به کارگیری مربیان داخلی به جای مربیان گرانقیمت خارجی. مربیان خارجی اکثرا در ارتباط با بازیکنانشان به مشکلاتی برمی‌خورند و در معرفی استراتژی‌های مورد نظرشان دردسر دارند و به همین علت این استراتژی‌ها در جریان بازی چندان کارایی ندارد و البته نمی‌توانند زمان زیادی به کشف استعدادهای جوان اختصاص دهند.

برخی از مربیان خارجی در دوره‌های قبل به موفقیت‌هایی دست پیدا کرده‌اند. بورا میلوتینووچ در سال 1986 مکزیک را به مرحله یک‌چهارم نهایی رساند و در دوره‌های بعد هم نیجریه و کاستاریکا را به اولین مرحله حذفی رساند. این الگو سبب شد تا دستمزد مربیان خارجی برای جام جهانی افزایش پیدا کند. با تمام اینها هنوز هم از قهرمانی خبری نبود، چون مربیان در درک سیستم مورد نیاز تیم‌هایشان با مشکل روبه‌رو بودند. تیم‌های آمریکای لاتین برای بازی‌های روان شناخته شده بودند و اروپایی‌ها در مقابل، تاکتیکی‌تر و منظم‌تر بازی می‌کنند.

اما وقتی اریکسون در سال 2008 مربیگری تیم مکزیک را بر عهده گرفت سیستم 2-2-4 را انتخاب کرد و سیستم سنتی 3-3-4 این تیم را کنار گذاشت و همین شد تا در زمان برکناری او پس از نتایج فاجعه‌بار در مقدماتی جام جهانی، جشن ملی در مکزیک برپا شود!

البته میلوان رایواچ مربی صرب تیم غنا هم با مشکلات مشابهی روبه‌رو بود و تیم را با ساختاری دفاعی روانه جام‌جهانی کرد و به همین دلیل تیم در 5 بازی تنها 6 گل به ثمر رساند. ولی شیوه دفاعی رایواچ جواب داد و مسوولان فوتبال غنا خواهان باقی ماندن این مربی شده‌اند. اما او هم با برخی از بازیکنان صاحب نام غنا دچار مشکل شده بود و حتی می‌رفت تا تجربه تیم ملی فرانسه در اردوی تیم غنا در جام جهانی تکرار شود که با بازگشت مونتاری به ترکیب تیم، قضیه پایان یافت.

در تیم انگلستان هم تاکید بر سیستمی که در سال‌های قبل نتیجه نداده بود موجب سقوطشان شد. انگلستان برای سال‌ها ترکیب 2-4-4 را به کار گرفته بود که طی آن هافبک‌ها از خط دفاع و حمله حمایت می‌کنند.

اما اریکسون در سال 2001 با حضور روی نیمکت انگلستان تصریح کرد که این سیستم کارساز نخواهد بود. استیو دیویس از فوتبال‌نویسان سایت سی‌ان‌ان در این زمینه می‌گوید: این یک انقلاب آشکار در تیم ملی بود و بکام و سایر بازیکنان از آن راضی نبودند.

اما کاپلو هم سیستم 2-4-4 را نگه داشت و انگلستان با این سیستم تنها یک برد به دست آورد و پس از آمریکا در گروه دوم شد.

از طرفی مربیان خارجی فرصتی برای کشف استعدادهای کشورهای میزبان ندارند برای مثال اریکسون در 6 ماهی که مربی ساحل عاج بود، تنها 3 بازی باشگاهی در این کشور دید و پیم وربیک در 2 سال و نیم مربیگری، فوتبال استرالیا را در شرایطی رها کرد که استعداد تازه‌ای به فوتبال این کشور معرفی نکرد.

حتی گاس هیدینک هم با کارنامه موفقش به عنوان بهترین مربی خارجی تیم‌های ملی در تمامی دوران، شاید با ترکیه نتواند نتایج خوبی بگیرد. او در جام جهانی 2002 با کره جنوبی چهارم شد و میدانی به افتخار او در سئول نامگذاری شد. او در یورو ‌2008 با روسیه به یک‌چهارم نهایی رسید و هلند را حذف کرد ولی حضور هیدینک همیشه به معنای موفقیت نیست و او هم نتوانست روسیه را به جام جهانی 2010 برساند.

منبع: نیوزویک‌ 
مترجم: امیررضا نوری‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها