در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این حادثه هفته گذشته در یک مجتمع مسکونی در باقرشهر به وقوع پیوست و در جریان آن حجت که جوانی بسیجی بود با 18 ضربه کارد از پا درآمد.
ماموران پلیس پس از آنکه از طریق گزارشهای مردمی در جریان حادثهای خونین در این مجتمع مسکونی قرار گرفتند، راهی آنجا شدند و در بدو ورود به ساختمان مردی را با لباسهای خونآلود در حالی که توسط همسایهها دستگیر شده بود، دیدند.
سپس وارد واحدی شدند که متهم در آنجا مرتکب قتل شده بود. همسر حجت وقتی با ماموران مواجه شد در حالی که اشک میریخت و بسختی صحبت میکرد، به آنها گفت: در خانه نشسته بودم که ناگهان همسایه واحد کناریمان با مشت و لگد در را شکست و وارد شد. از ترس جیغ کشیدم و شوهرم را صدا زدم. آن مرد که یک چاقو در دست داشت به محض دیدن حجت به سمتش حمله کرد و پی در پی به او ضربه زد، بعد هم به سمت راهپلهها دوید تا بقیه همسایهها را بکشد اما اهالی ساختمان او را دستگیر کردند.
بعد از پایان تحقیقات اولیه، جسد مقتول به پزشکی قانونی انتقال یافت و آنها اعلام کردند حجت مورد اصابت 18 ضربه چاقو قرار گرفته است. در حالی که بازجوییها از متهم به نام حسین آغاز شده بود، پزشکی قانونی به اولیای دم مقتول خبر داد برخی اعضای بدن حجت قابل اهداست.
به این ترتیب پدر و مادر جوان بسیجی با هم مشورت و قبول کردند اعضای بدن پسرشان را به بیماران نیازمند اهدا کنند. اینگونه بود که دریچه قلب، کشکک پاها و قرنیه چشمها به بیماران پیوند زده شد. فداکاری اولیای دم حجت حادثهای زیبا را رقم زد که هرگز فراموش نخواهد شد اما در سوی دیگر ماجرا، تحقیقات پلیسی فاش کرد حسین مردی روانی است که سابقه بستری در بیمارستان را نیز دارد. او که به ماده مخدر شیشه معتاد است، همسر و فرزندش را نیز بشدت کتک میزد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: