در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
که یعنی: باید در «زمان»، بدرستی، جای گرفت؛ تا جای ـ گاه «قرآن» را، بدرستی، فراگرفت.
گاهی،باید کاری نکرد؛ تا برای کارکردنی نیکوتر، آمادهتر شد.
روزهداری ـ که «لب بستن»، به خاطر «دل بستن»ی بیشتر است. همان کارگاه «خویشتنداری» است؛ که «تقوای وقت» و «مدیریت زمان»، به زبانی دیگر، نامهای دیگر از همان یک نکتهاند.
تا تقوا و خویشتنداری نباشد، از هدایت و راهبرد این کتاب کریم نمیشود بهره برگرفت؛ و تا پای تدبّر و پیگیری در میان نباشد، نمیشود آن «راه نارفته» را بازیافت و
این معادله کوتاهترین رفتن و رسیدن را بازساخت:
ذلِکَ الْکِتابُ، لارَیْبَ فیهِ؛ هُدیً لِلْمُتَّقینَ [سوره 2 / آیه 2]
آری:
قرآن، همان کتابی است؛ که بیتردید، هدایتگر خویشتنداران است.
خویشتنداری، یکی از اصولیترین مهارتهای زندگی است؛
و «مهارت» یعنی که انسان چندان به آگاهی و اشراف رسیده باشد، که بتواند «مهار» کارها و راهکارها را در دست بگیرد.
خویشتنداری، قدرت و اقتدار تصمیمسازی و برنامهریزی و تصمیمگیری است.
فقط آنهایی که به «تقوای طریق» و «مدیریت زندگی» فرارسیدهاند، قادرند که از قرآن بدرستی بهره برگیرند. نمیشود «زمان» را نفهمید، اما «قرآن» را فهمید. این «رو» خوانیها، اگر ما را، به «تو» خوانی نرساند؛ فرق چندانی هم، با ـ اصلا ـ «نخواندن» نمیتواند داشت!
وقتی چیزی میگوییم، که نمیدانیم «چه» میگوییم؛ معنای حقیقیاش آن است که «هیچ چیز» نمیگوییم! و آن کسی که نمیداند چه میکند، معنایش آن است که پس: «دارد، کاری نمیکند!» ... این سخن بگذار، تا وقت دگر. تا بعد! ...
ابوالقاسم حسینجانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: