در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گلزنیهای پی در پی زلاتان به همراه پاس گلهای متعددش سبب شده بود تا معاوضه اوبا سامی اتوئو اقدامی موثر جلوه کند. ارزشی که برای زلاتان در آن زمان تعیین کرده بودند حداقل 60 میلیون یورو بود، ولی در قرارداد او مبلغی که برای ترانسفر در صورت وجود پیشنهاد قید شده بود 250 میلیون یورو بود و انتقال او از بارسلونا تقریبا امری محال به نظر میرسید.
در این هفته زلاتان پس از یک سال به تیم ملی سوئد بازگشت و صد البته این تبعید خودخواسته از آخرین بازی سوئد در مرحله مقدماتی جام جهانی 2010 در اکتبر گذشته صورت گرفته بود. کشور او شانس حضور در بازیها را پیدا نکرده بود و زلاتان هم تصمیم گرفت تا به قول خودش در رختکن را برای همیشه ببندد. او اخیرا درباره آن بازی گفت: ما نتوانستیم به جام جهانی راه پیدا کنیم و من هم دیگر انگیزهای نداشتم. با این همه جالب بود، بسیاری از بازیکنانی هم که با تیمهایشان به جام جهانی رفته بودند انگیزهای برای بازی نداشتند. این بازیکنان با چنین سطح بازی در جام جهانی و بیتفاوتی به عملکرد تیمشان در بازیها میتوانند برآیندی از شرایط جدید در دنیای فوتبال باشند.
گرچه نمیتوان گفت انگیزههای مالی و نبود دستمزدهای بالا دلیل اصلی بازی بد این ستارهها بوده اما قطعا آنها همیشه به این قضیه فکر کردهاند که بازی با توان صد درصد برای تیم ملی کشورشان واقعا چه میزان بازدهی خواهد داشت و در کنارش دور بودن از خانواده و دوستان، سفر طولانی و هتلهای نهچندان مناسب، همگی فاکتورهایی بودهاند آنها را برای بازیهای درخشان مردد کرده است.
حتی در مقیاسی بزرگتر دیدیم که فرانچسکو توتی و پل اسکولز در حالی که هنوز میتوانستند برای کشورشان موثر باشند از بازیهای ملی خداحافظی کردند و ترجیح دادند در خدمت باشگاهشان باشند.
اما چرا بازیکنی با شخصیت پیچیدهای چون زلاتان باید برخلاف این مسیر قدم بردارد و چه عاملی باعث شده تا باز هم در تیم ملی حضور پیدا کند؟ پاسخ این سوال را باید در رابطه تیم ملی و باشگاه دید و اینکه زندگی برای زلاتان همچون سال قبل شیرین نیست و نام او در بازار نقل و انتقالات زیاد شنیده نمیشود. زمانی که بارسا در ابتدای فصل نقل و انتقالات مهمترین عامل قهرمانی اسپانیا در جام جهانی یعنی داوید ویا را خرید، بسیاری تصور کردند زلاتان به خاطر کارنامه بد نیمفصل دومش باید بارسا را ترک کند. این قضیه کاملا با استقبال 60 هزار نفری از او و مبلغ نجومی که باشگاه برای انتقالش پرداخت کرده بود. در تضاد است. بنابراین تعجبی نداشت که روزنامهها خیلی زود از احتمال انتقال زلاتان به منسیتی و میلان و یا معاوضهاش با روبینیو بنویسند.
در چنین موقعیتی اریک هارمن مربی جدید تیم ملی سوئد به او پیام داد که اگر خواهان بازی مجدد در تیم ملی است، این فرصت به او داده خواهد شد و یک زلاتان باانگیزه میتواند وزنهای برای تیم ملی سوئد باشد.
هارمن در گفتگویی تاکید کرد که زلاتان را در هر شرایطی نمیخواهد: «زلاتان همیشه سر پایین و در حال فکر است اما من چهرههای خندان و سرحال را ترجیح میدهم. پس اگر کسی میخواهد برای تیم ملی بازی کند بهتر است با دل و جان و البته چهرهای خندان در زمین حاضر شود.»
زلاتان تا اینجای کار پاسخی مثبت داشته است و به عنوان کاپیتان تیم در برابر اسکاتلند گلزنی کرده و خود را با انگیزه میداند. با این رویکرد شاید دیگر ستارههای بزرگ هم برای درخشش مجدد در تیم ملی کشورشان باید مدتی را به دوراز آن سیر کرده و با انگیزه به میدان بازگردند. شاید حق با تیم ملی فرانسه بود که مسوولانش تمامی بازیکنان خاطی در جام جهانی را برای بازی دوستانه با نروژ کنار گذاشتند تا آنها مفهوم بازی در تیم ملی را بهتر درک کنند. این شاید پاسخ خوبی به این بیانگیزگی بازیکنان فرانسوی در جام جهانی 2010 باشد.
گاردین
ترجمه: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: