با حسن غفوری‌فرد ، رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی

انتخاب مدیران لایق حلقه مفقوده ورزش

حسن غفوری‌فرد، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی دارای دکتری رشته فیزیک هسته‌ای است. کسی که علاوه بر تصدی وزارت نیرو طی سال‌های 60 تا 67، ریاست سازمان تربیت بدنی را نیز برای دوره اول ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در پرونده دوره مدیریتی خویش دارد.
کد خبر: ۳۴۷۳۰۱

او تصریح دارد که با میل و رغبت از وزارت نیرو کنار کشیده تا در عرصه ورزش خدمت کند، آن هم در دوره‌ای که طبیعتا کشور با اولویت‌های دیگری بعد از جنگ تحمیلی 8 ساله روبرو بود و بر این اساس کاملا طبیعی بود که ورزش مورد توجه زیادی واقع نشود.

موضوعی که از دید غفوری‌فرد نیز پنهان نیست و معتقد است سرمایه‌گذاری در ورزش امروز به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. هر چند که البته او در مسیر بهره‌مندی بهتر و بیشتر از فرصت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته، قائل به مدیریت تخصصی در حوزه ورزش است و تاکید دارد که در انتخاب رئیس ورزش مسائل سیاسی نباید دخیل شود.

رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی که در آسیب‌شناسی مسائل امروز ورزش، ناخواسته گریزی به گذشته می‌زند تا به نوعی مقایسه‌ای داشته باشد بین دیروز و امروز ورزش.

از نظر عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی که مسائل ورزش را نیز تعقیب می‌کند، باید با نگاه تخصصی و علمی به ورزش، روند حرکت رو به جلوی ورزش را شتاب بخشید. هر چند که او توسعه رشته‌هایی چون والیبال و بسکتبال ایران را قابل توجه می‌داند، اما نمی‌تواند از پسرفت فوتبال و کشتی بسادگی عبور کند.

تاکید بر فراموش شدن مقوله فرهنگ در ورزش و لزوم توجه اصولی به آن، حرکت برنامه‌ای و ضرورت وزارتخانه شدن ورزش در جهت پاسخگویی مسوولان از نکاتی است که غفوری‌فرد در گفتگو با «جام‌جم» روی آنها انگشت می‌گذارد.

در دفتر کار غفوری‌فرد در هیات نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی که وی ریاست آن را عهده‌دار است، ساعتی راجع به موضوعات مختلف ورزش به بحث پرداخته‌ایم که در پی می‌آید.

اگر بر‌گردیم به اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 یعنی دوره‌ای که شما ریاست سازمان تربیت بدنی را عهده‌دار بودید، می‌بینیم که خیلی از مسائل عوض شده و ورزش امروز نزد مسوولان کشور یک مقوله تاثیرگذار فرهنگی و اجتماعی است که باید در آن سرمایه‌گذاری اصولی شود. شما هم بر این نظرید؟

یقینا، امروز توجه و حمایت از ورزش بی‌نظیر است و می‌‌توان ادعا کرد که ورزش ایران از این جهت ارتقا پیدا کرده است؛ به طوری که امروز ورزش در پیشگاه رهبر معظم انقلاب، دولت، مجلس، روحانیت و مردم جایگاه خوبی پیدا کرده است و ما دیگر درگیر این موضوع نیستیم که کسی منکر جایگاه ورزش است. برای ورود به بحث لازم می‌دانم چند مثال ذکر کنم که ما در مقوله ورزش کجا بودیم و امروز به کجا رسیده‌ایم.

در فضای اوایل انقلاب برخی برگزاری مسابقه را حرام می‌دانستند، در چنین فضایی به یاد دارم وقتی که استاندار بودم کسی به من زنگ زد و پرسید ما می‌خواهیم والیبال بازی کنیم، این کار ما حرام نیست؟ یا زمانی که رئیس سازمان تربیت بدنی بودم، استاندار وقت تهران این طرح را به رئیس‌جمهور ارائه و پیشنهاد کرده بود که تیم‌های استقلال و پرسپولیس منحل شده و به جای آنها تیم‌های حزب‌اللهی تشکیل شوند یا این‌که دیدارهای استقلال و پرسپولیس در زمان و مکان نامشخص برگزار شود

می‌خواهم بگویم اینها زاییده فضا و تفکری بود که ورزش را حرام می‌دانست و در خوشبینانه‌ترین حالت نیز ورزش را لهو و لعب می‌پنداشت. یادم است وقتی که استاندار وقت تهران نهضت خیرین مدرسه‌ساز را راه‌اندازی کرد، من هم به او پیشنهاد کردم این مساله را به ورزش تعمیم دهد، در جواب به من گفت شما دیگر چرا این حرف را می‌زنید، مدرسه و آموزش یک امر مقدسی است، در حالی که ورزش لهو و لعب است، می‌خواهم بگویم که فضای کار کردن ما اینگونه بود و تلاش بسیاری صورت گرفت تا این ذهنیت‌ها عوض شود.

بخشی از این شرایط در فضایی که تازه جنگ تحمیلی به پایان رسیده بود و کشور اولویت‌های بسیاری برای سازندگی داشت به نظر طبیعی می‌نمود، با وجود این شما به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی چه راهبردی برای تبیین جایگاه و مقوله ورزش داشتید و چه توفیقاتی از این نظر کسب کردید؟

برای شکستن این فضا و زمانی که در شهریور 68 مسوولیت سازمان تربیت بدنی را به عهده گرفتم در اولین گام سال 69 را سال فرهنگ اسلامی در ورزش ‌نامگذاری کردیم و در بازی‌های آسیایی پکن برای اولین بار یک روحانی را همراه کاروان و همچنین تیم ملی فوتبال اعزام کردیم و دیدیم نتیجه فوتبال با حضور این روحانی، خیلی درخشان شد.

اقدام دیگری که صورت گرفت این بود که نیروهایی از دولت و مجلس شورای اسلامی را وارد بدنه ورزش کردیم تا عملا دولت و مجلس نیز ورزش را به صورت جدی‌تری مورد توجه قرار دهند. اکبر ترکان، وزیر وقت دفاع به عنوان رئیس فدراسیون کشتی انتخاب شد که تا همین امروز نیز خدمات وی در کشتی بر کسی پوشیده نیست، مصطفی میرسلیم به عنوان رئیس فدراسیون نجات غریق برگزیده شد تا اکنون وی به عنوان باسابقه‌ترین رئیس فدراسیون در ورزش مطرح باشد، مجدآرا، نماینده مجلس به عنوان رئیس فدراسیون پینگ‌پنگ انتخاب شد و سرتیپ سلیمی را در راس فدراسیون هندبال گذاشتم.

عیسی کلانتری و حسین محلوجی نیز وارد کمیته المپیک شدند تا با حضور افراد با نفوذ دولت و مجلس، ورزش از حضور آنان نهایت بهره‌برداری را در جهت رشد و توسعه به عمل آورد. ضمن این‌که برای نیل به اهداف خود از روحانیت نیز در ورزش بهره بردیم، در نتیجه پس از مدتی فضایی پیش آمد که یکی از روحانیون گفت من در جایگاه فتوا دادن نیستم، اما اگر اهل این کار بودم ورزش را واجب اعلام می‌کردم.

به هر حال نتیجه این اقدامات را نیز خیلی زود دیدیم. امکانات و امتیازاتی برای ورزشکاران در نظر گرفته شد مثل این‌که قهرمانان ملی بدون کنکور وارد دانشگاه شدند و در بودجه سال 69 کل کشور برای ورزش ردیف مشخصی در نظر گرفته شد.

با توجه به جمیع شرایط و در قیاس با ادوار گذشته شاهد هستیم که امروز حمایت از ورزش چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی و تخصیص اعتبارات به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده است. هر چند هنوز هم شاهدیم که پتانسیل واقعی ورزش ایران بارور نشده است، فکر می‌کنید چه علل و عواملی اجازه نمی‌دهد که ورزش ایران بنا بر استعداد و پتانسیل‌های بالای خود در آسیا و جهان، جایگاه خود را تثبیت کند؟

من هم به سرمایه‌ها و استعدادهای بالای ورزش ایران باور و ایمان دارم. در حال حاضر بودجه ورزش رشد بسیار زیادی کرده است، در حالی که در دوره ما بودجه کل ورزش 780 میلیون تومان بود امسال می‌بینیم که یک درصد بودجه کل کشور یعنی رقمی بالغ بر 3200 میلیارد تومان غیر از بودجه همیشگی سازمان تربیت بدنی به ورزش اختصاص یافته است. یعنی بودجه ورزش امسال نسبت به دوره ما 4 هزار برابر شده است.

البته بودجه زمان شما نیز در دوره خود باید مورد ارزیابی قرار گیرد، آن هم با توجه به نرخ تورم که اقتضائات خاص خود را دارد.

اما حتی با در نظر گرفتن تورم و جزئیات بودجه کشور باز هم می‌بینیم که بودجه کل کشور نسبت به آن سال‌ها 100 برابر شده و بودجه ورزش نیز 4 هزار برابر شده است. حرف من این است که این مساله در نوع خود اتفاق بزرگی برای ورزش ایران محسوب می‌شود.

ممکن است این ذهنیت پیش بیاید که بودجه 780 میلیونی ما در آن سال‌ها رقم خیره‌کننده‌ای بوده است، اما واقعیت چیز دیگری است؛ ما حتی به دلیل نبود بودجه لازم، بازی‌های جام فجر را با کمک بازاریان تهران برگزار می‌کردیم و با مشکلات ریز و درشتی دست به گریبان بودیم که گفتن آنها در شرایط حاضر به صلاح نیست. البته به نظر من در شرایط فعلی نمی‌توان گفت که ورزش ایران در همه رشته‌ها ارتقا پیدا نکرده است. همه شاهدیم که در رشته‌هایی چون والیبال و بسکتبال حرکتی که از زمان ما با انتخاب دو رئیس فدراسیون خوب (محمدرضا یزدانی‌خرم و محمود مشحون) آغاز شد امروز به بار نشسته است.

در حالی که بهترین عنوان ما در این دو رشته در سطح قاره مقام پنجمی بود و کسی در خواب هم نمی‌دید که قهرمان آسیا شویم، امروز این رویا تحقق یافته است، هر چند که در طرف مقابل در رشته‌هایی مثل کشتی و فوتبال اصلا رشدی نداشته‌ایم. در مجموع فکر می‌کنم پتانسیل و توانایی ورزش ایران خیلی بالاتر از جایگاه‌های ششم، هفتم و دهم بازی‌های آسیایی است.

به فوتبال اشاره کردید، یکی از قهرمانی‌های به یاد ماندنی تاریخ ورزش ایران قهرمانی تیم ملی فوتبال در بازی‌های آسیایی پکن بود. فکر می‌کنید چرا دیگر خبری از آن اقتدار فوتبال ایران در سطح قاره آسیا نیست؟

متاسفانه خیلی وقت‌ها درمورد دوره مدیریت ما در ورزش بی‌انصافی می‌شود، این در حالی است در آن فضایی که اشاره مختصری به آن داشتم، بهترین موفقیت‌های فوتبال ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دست آمد، علاوه بر قهرمانی در پکن، 4 قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا عاید فوتبال ایران شد؛ امری که با گذشت 17 سال و با وجود افزایش سهمیه ایران به 4 تیم هنوز هم یک بار تکرار نشده است آن هم با این رقم‌های حیرت‌آوری که امروز در فوتبال کشورمان رد و بدل می‌شود.

خوب به یاد دارم که در زمان من پرسپولیس می‌خواست برای برگزاری بازی با تیم نیسان به ژاپن برود و یک ریال هم برای این کار پول نداشتیم. با توافقی که با علی پروین کردیم قرار بر این شد که این پول از سوی سازمان پرداخت شود، مشروط به آن‌که بازی را ببرند، چه در غیر این صورت این پول به عنوان قرض تلقی می‌شد و در قبال چکی که از علی پروین گرفته شد باید به سازمان عودت داده می‌شد. جالب آن‌که ما هیچ پیش‌بینی‌ای راجع به نتیجه مساوی نداشتیم و اتفاقا بازی نیز مساوی شد. نکته جالبش این است که بعد از کنار رفتن من از سازمان، چک تضمینی‌ علی پروین را به اجرا گذاشتند و مشکلاتی از این حیث برای او پیش آمد.

به هر حال عرض من این است که بگویم در آن شرایط بی پولی، فوتبال ایران به آن افتخارات بزرگ دست یافت و دلیل عدم تکرار آن قهرمانی‌ها را باید کارشناسان به صورت دقیق ریشه‌یابی کنند. یک بار دیگر این را یادآور شوم ما در شرایطی کار می‌کردیم که حداکثر بودجه سالانه 2 باشگاه استقلال و پرسپولیس 20 میلیون تومان بود نه 10 میلیارد تومان.

خود شما به عنوان کسی که 4 سال ریاست سازمان تربیت بدنی را عهده‌دار بوده‌اید، فکر می‌کنید دلیل عدم توفیق واقعی ورزش ایران با وجود همین ارقام بزرگی که خودتان به آن اشاره کردید، چیست؟

نمی‌شود خیلی دقیق گفت. به نظر من عمده‌ترین دلیل را می‌توان در چگونگی انتخاب رئیس سازمان تربیت‌بدنی کنکاش کرد. وقتی انتخاب رئیس ورزش یک کشور 70 میلیونی بر اساس تخصص، تجریه و حتی علاقه صورت نمی‌گیرد طبیعی است که ورزش چنین وضعیتی داشته باشد. رئیس قبلی سازمان تربیت بدنی خود به صراحت گفته بود دوست داشتم وزیر فلان جا شوم و به اجبار ریاست سازمان تربیت بدنی را پذیرفتم. وقتی رئیس سازمان تربیت بدنی سیاسی انتخاب می‌شود وضعیت کنونی نیز طبیعی است. در حالی که من وقتی وزیر نیرو بودم و بالاترین رای اعتماد را از مجلس داشتم، گفتم حاضرم استعفا بدهم و بروم سازمان تربیت بدنی، چون علاوه بر این‌که خودم کشتی‌گیر بودم به کار ورزش نیز علاقه‌مند بودم.

حتی زمانی که مسوولیت کمیته المپیک را قبول کردم خیلی‌ها گفتند شأن شما بالاتر از ورزش است. در حالی که معتقد بوده و هستم که ورزش با همه بخش‌ها در ارتباط است و اگر چرخ آن خوب بچرخد، نبض بسیاری از امور خوب خواهد زد. بی‌شک وقتی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند پیروزی‌های ورزش، عزت سیاسی می‌آورد، جای بحثی در اهمیت ورزش و توجه به آن باقی نمی‌ماند. من بارها گفته‌ام هیچ محملی بهتر از ورزش و هنر برای انتقال پیام کشورها اعم از پیام سیاسی، مذهبی و فرهنگی نیست.

وقتی علیرضا سلیمانی در فینال مسابقات جهانی 1989 مارتینی سوئیس، بوریس بومگارتنر آمریکایی را شکست داد، در دنیا چنین پیچید که سلیمانی بر شیطان بزرگ پیروز شده است. بویژه این‌که نفر سوم زیر دست سلیمانی نیز از کشور شوروی سابق بود. ورزش پربیننده‌ترین اتفاق جهان است چون قابل سانسور نیست. ممکن است هزار تا موفقیت در کشور داشته باشیم که دشمنان بتوانند این موفقیت‌ها را انکار کنند، اما موفقیت ورزشی غیرقابل‌انکار است.

بنابراین باید در انتخاب رئیس سازمان تربیت بدنی دقت شود تا این فرصت‌ها از ایران اسلامی گرفته نشود. متاسفانه وقتی برای کسی سمتی پیدا نمی‌کنند او را به مدیریت ورزش می‌فرستند، در حقیقت انتخاب رئیس سازمان ورزش، آخرین انتخاب رئیس‌جمهور در کابینه‌اش محسوب می‌شود که فکر می‌کنم این رویه باید اصلاح شود و با اهمیت و حساسیتی خاص به انتخاب رئیس ورزش همت گماشت. اهمیت قضیه در این است که اگر کسی به ورزش علاقه‌مند نباشد، نمی‌تواند در پروسه مدیریت آن موفق عمل کند.

من به دلیل علاقه‌ای که به ورزش داشتم در تمام مسابقات دهه فجر شرکت می‌کردم. با ملی‌پوشان دوچرخه‌سواری از ورزشگاه آزادی تا کرج رکاب زدم. با کشتی‌گیران تمرین می‌کردم. برای اولین بار در تاریخ ایران بر خلاف گذشته آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت را به زورخانه دعوت کردم تا بازوبند پهلوانی را به دست ایوب بنی‌نصرت پهلوان کشور ببندد.

رئیس‌جمهور یک ساعت و نیم در زورخانه حاضر بود و من به عنوان میاندار در داخل گود بودم. آقای هاشمی بعدا گفت این یکی از بهترین روزهای زندگی‌ام بود. نمی‌خواهم زحمات روسای سازمان تربیت بدنی را کمرنگ جلوه دهم، اما واقعیت این است که ورزش دنیا بیکار ننشسته که ما خود را به آنها برسانیم. قطعا باید با شتاب بیشتری در مسیر توسعه ورزش قدم برداریم و با انتخاب‌های درست، روند این حرکت را تسریع بخشیم.

به روشنی از صحبت‌های شما استنباط می‌شود که حتی به عنوان یک علاقه‌مند به ورزش از این‌که ورزش ایران به جایگاهی که استحقاقش را دارد، نرسیده بسیار متاسف هستید. این در شرایطی است که یکی از آسیب‌های جدی ورزش ایران بهره نگرفتن از تجربیات مدیران گذشته است. فکر می‌کنید چرا گذشته و آینده ورزش را به هم پیوند نمی‌زنند تا دیگر شاهد تکرار پروسه آزمایش و خطا در این بخش نباشیم؟

طبیعی است که برای نیل به موفقیت در هر بخشی باید از تجارب گذشتگان به هر نحوی که شده بهره برد تا درصد موفقیت کارها افزایش یابد. بی‌شک هیچ کس نمی‌تواند به تنهایی کاری را در حد اعلای آن انجام دهد. خود من در مراسم معارفه‌ام اعلام کردم از همه نیروها استفاده می‌کنم و این کار را هم کردم. به طوری که از احمد درگاهی، سیدمصطفی داودی و داودی شمسی روسای پیشین سازمان گرفته تا پیشکسوتان رشته‌های مختلف و از جمله کشتی نهایت بهره را بردم تا با سرعت، امور ورزش را پیش ببریم.

این‌که چه قضاوتی درباره عملکرد دوره من می‌شود بحث دیگری است. مهم آن بود که در این بخش به معنای واقعی از تجربیات دیگران استفاده کردیم و با بهره‌گیری از دیدگاه متخصصان، تلاش کردیم انتخاب‌های خوبی داشته باشیم. مثلا به این نتیجه رسیدیم که حضور محمود مشحون به عنوان یک پیشکسوت بسکتبال در هندبال درست نیست و او باید در تخصص خود یعنی فدراسیون بسکتبال فعالیت کند. نتیجه این کار را هنوز هم همگان شاهدند. حتی در کشتی که رشته اختصاصی‌ام بود، خودم را عقل کل این رشته نمی‌دانستم و از تجربیات مردان بزرگی همچون سیف‌پور، مهدی‌زاده، صنعتکاران و... نهایت بهره را می‌بردم. بنابراین مهم این است که رئیس ورزش بتواند از همه نیروها استفاده کرده و مدیریت خوب و جامعی داشته باشد.

یادم است در آن زمان سفری به کوبا داشتیم و در دیداری که با فیدل کاسترو رهبر کوبا داشتیم او با طعنه به ما گفت پیشنهاد می‌کنیم والیبال و بسکتبال کوتاه قدها را برای شما راه‌اندازی کنند، راستش را بخواهید این حرف به من خیلی بر خورد و در بازگشت از کوبا، استعدادیابی گسترده‌ای را در سطح کشور اجرا کردیم و با شناسایی بلندقامتان جوان در والیبال و بسکتبال، وارد فصل جدیدی از فعالیت‌مان در این 2 رشته شدیم.

به نظر می‌رسد همه این مواردی که شما به آن اشاره می‌کنید در طرح جامع ورزش کشور دیده شده است، طرحی که هیچ گاه عملیاتی نشد.

چون خود من در جریان تدوین طرح جامع بودم معتقدم طرح بسیار خوبی بود و می‌توانست آینده روشنی را برای ورزش ایران ترسیم کند، اما متاسفانه و با وجود همه زحماتی که برای تبیین آن کشیده شد و وقتی که در جلسات شورای عالی ورزش به آن اختصاص داده شد،در نهایت اجرا نشد. دلیل آن نیز این است که اساس روحیات ما تابع طرح و برنامه نیست و سلیقه‌ای کار می‌کنیم.

این طرح زمانی اثرات خود را نشان خواهد داد که اعتقاد به کار سیستماتیک وجود داشته باشد و خبری از کارهای سلیقه‌ای نباشد. ما هم به فکر جلوگیری از روند کارهای سلیقه‌ای در ورزش بودیم، یکی از راهکارهای ما تاسیس وزارت ورزش بود که با آن مخالفت شد، در حالی که یکی از اهداف ما از این کار پاسخگو کردن مسوولان ورزش به مجلس و جلوگیری از کارهای سلیقه‌ای بود.

با وجود این، بحث تاسیس وزارت ورزش دوباره در مجلس مطرح شده است. به عنوان یکی از نمایندگان مجلس فکر می‌کنید این طرح تصویب خواهد شد؟

به احتمال زیاد این اتفاق خواهد افتاد، اما وزارتخانه شدن ورزش به تنهایی حلال مشکلات نیست. همان‌طور که گفتم به ورزش باید به عنوان یک کار تخصصی نگاه شود، رئیس ورزش باید یک متخصص علاقه‌مند، علمی‌نگر و با دید و بینش ورزشی باشد تا مسائل و مشکلات ورزش را به درستی تجزیه و تحلیل کرده و در تصمیم‌گیری‌های کلان ورزش به کار ببندد.

شما مشخصا روی متخصص بودن رئیس ورزش تاکید دارید در حالی که شاید اصولا نیاز به این کار نباشد و مهم‌تر این است که زیرمجموعه ورزش متخصص و اهل فن باشند. آن هم در مقوله فدراسیون‌ها که به طور طبیعی روسای آن باید مدیر و متخصص باشند. این در شرایطی است که روند انتخابات فدراسیون‌ها با چالش اساسی روبه‌روست و همواره این بحث مطرح بوده که نفرات مورد نظر رئیس سازمان، بدون رقابت رئیس فدراسیون شده‌اند. در حالی که اصولا در مجامع انتخابات فدراسیون‌ها باید اصل بر کارایی و توانمندی و برنامه‌های ارائه شده از سوی کاندیداها باشد تا اعضای مجمع با ارزیابی این برنامه‌ها، به بهترین برنامه در جهت رشد و توسعه رشته مربوط رای دهند. نظر شما در این رابطه چیست؟

یک مشکل اساسی که در کشور ما وجود دارد این است که هر کسی مسوولیتی را عهده‌دار می‌شود، فکر می‌کند تمام علوم و فنون اول و آخر آن بخش را یکباره در مغزش تزریق کرده‌اند. در حالی که اصولا ورزش یک کار جمعی است و باید خرد جمعی را پذیرفت.

من هم فکر می‌کنم که انتخابات فعلی فدراسیون‌ها، انتخاب نیست بلکه به نوعی انتصاب است. زمان ما اسمش انتصاب بود، اما ما با مشورت کامل روسای فدراسیون را انتخاب می‌کردیم. به یاد ندارم که بدون مشورت با اهالی ورزش کسی را منصوب ‌کرده باشم.

یکی از مدیرانی که منصوب کردم حبیب‌الله ناظریان بود که بی‌تردید موفق‌ترین رئیس فدراسیون کاراته تاریخ ایران است یا محمود خسروی‌وفا، رئیس فدراسیون جانبازان و معلولان که تا امروز این مسوولیت را داراست. این انتخاب‌ها حاصل خرد جمعی بود نه سلیقه شخصی من غفوری‌فرد.

فکر می‌کنید پیامد چنین انتخاباتی چیست؟

این روند بزرگ‌ترین خطر را متوجه ورزش کشور کرده است، این‌که جامعه ورزش به مسوولان ورزش اعتماد ندارد و نمی‌توان بسادگی از کنار این خطر گذشت.

تا چند ماه دیگر بازی‌های آسیایی گوانگجو را در پیش داریم. پیش از این وعده‌هایی مبنی بر کسب جایگاه چهارم در این بازی‌ها داده می‌شد، اما رفته‌رفته و به دنبال علنی شدن و در عین حال شدت گرفتن اختلافات سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک، مسوولان این کمیته از وعده خود عقب‌نشینی کرده و اعلام کردند چنانچه عنوان ششمی بازی‌های آسیایی دوحه را تکرار کنیم، هنر کرده‌ایم. ارزیابی شما در این باره چیست؟

اختلافات جامعه ورزش مربوط به امروز و دیروز نیست و اصولا یکی از آسیب‌های ورزش ایران همواره وجود اختلافات ریز و درشت بوده است. مهم این است که با یک مدیریت صحیح و توام با نگاه ورزشی این اختلافات را در جهت منافع ملی به حداقل رساند. من هم فکر می‌کنم چهارم شدن ورزش ایران در بازی‌های آسیایی بسیار بعید است.

از طرفی با این وعده و بالا رفتن میزان توقعات، کار ورزشکاران را بسیار سخت و دشوار کرده‌اند؛ چرا که حتی اگر پنجم هم بشویم یک نوع شکست تلقی می‌شود. با این حال امیدوارم ورزش ایران بهترین نتیجه ممکن را در بازی‌های آسیایی گوانگجو کسب کند.

مطلب اساسی ورزش طی این سال‌ها، موضوع خصوصی سازی است. با وجود این‌که اصل 44 قانون اساسی بصراحت درباره لزوم خصوصی‌سازی تاکید کرده اما در عمل می‌بینیم که باشگاه‌های ما تاکنون خصوصی نشده‌اند و همچنان به صورت میلیاردی پول صرف ورزش و بویژه فوتبال می‌شود. فکر نمی‌کنید یکی از نسخه‌های درمان ورزش ایران همین بحث خصوصی‌سازی است؟

به نکته خوبی اشاره کردید. از یک طرف شاهد هستیم که بودجه ورزش افزایش چشمگیری یافته و از طرف دیگر شاهد رد و بدل شدن مبالغ سنگین در ورزش هستیم. طبیعی است در صورت خصوصی شدن باشگاه‌ها نه تنها بار این هزینه بالا از دوش بیت‌المال برداشته می‌شود، بلکه هزینه‌ها نیز شکل واقعی و منطقی خود را پیدا می‌کنند.

نکته دیگری که می‌خواهم در این زمینه اضافه کنم این‌که آیا با وجود درآمدهای بالا، عرق ملی ورزشکاران ما هم بالا رفته و همچون گذشته با همه وجود برای تیم‌های ملی بازی می‌کنند؟ جواب این پرسش منفی است. در نتیجه خصوصی‌سازی هم یگانه راه رشد و اعتلای واقعی ورزش ایران نیست و نباید از کنار مسائل فرهنگی و مقوله فرهنگ‌سازی گذشت. به صلاح نیست همه مسائل را بیان کنم، اما در کل این را بگویم که مقوله فرهنگ در ورزش فراموش شده و مادیات جای خیلی از مسائل فرهنگی و ارزشی ما را گرفته است. از طرف دیگر ورزش ایران مدال محور یا به عبارتی نتیجه‌گرا شده است. بنابراین برای رشد ورزش نباید یک بعدی پیش رفت، بلکه باید به صورت همه‌جانبه مسائل را آنالیز کرد.

با توجه به تجاربی که در زمینه مدیریت ورزش دارید و همچنین مشاهدات 17 سال اخیر خود، اگر یک بار دیگر ریاست سازمان تربیت بدنی به شما پیشنهاد شود، می‌پذیرید؟

به هیچ وجه. نه می‌پذیرم و نه به صلاح است که یک بار دیگر در مدیریت ورزش فعالیت کنم؛ چرا که شرایط به کلی عوض شده و دوره مدیریت ما گذشته است. در دوره ما مدیران با عشق و علاقه و مجانی کار می‌کردند و خبری از پول نبود، در حالی که الان این‌گونه نیست. در نتیجه با شیوه سابق نمی‌توان مدیریت کرد. با این حال همیشه دلم برای ورزش ایران می‌تپد و دلم می‌خواهد ورزش در همه ابعاد خود و در زمینه‌های مختلف به اوج برسد، چیزی که پتانسیل بالای انسانی آن را داریم و به هیچ وجه دور از دسترس نیست.

به عنوان آخرین سوال و در جمع‌بندی این گفتگو، آینده ورزش ایران را چطور می‌بینید؟

در مجموع اعتقاد دارم اگر سیستم از مدیران لایق، علمی، ورزشی، علاقه‌مند و متخصص در راس ورزش استفاده کند، ورزش ایران روزهای خوبی را خواهد داشت و ما ظرفیت داشتن ورزش پاک و قوی را داریم، اما این میسر نمی‌شود مگر با انتخاب صحیح مدیران ورزش.

حجت‌الله اکبرآبادی ـ امید توفیقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها