در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم»، در ساعات پایانی روز گذشته درپی فریادهای کمکخواهی زن میانسالی در یک مجتمع مسکونی در شرق تهران، همسایهها به یاری وی شتافته و با ورود به خانه زن میانسال، مشاهده کردند او در یک قدمی مرگ قرار دارد. با انتقال زن مجروح به بیمارستان و گزارش این حادثه به مرکز فوریتهای پلیسی 110، با دستور قضایی دادیار دادسرای جنایی، تحقیق از زن مجروح آغاز شد.
وی در اظهارات خود گفت: 5 سال پیش درپی یک سانحه تصادف شوهرم را از دست دادم و سرپرستی تنها فرزندم را ـ که یک پسر 14 ساله بود ـ به عهده گرفتم. وی ادامه داد: در این مدت سعی میکردم با ازخودگذشتگی جای خالی پدر را برای فرزندم پر کنم. تا اینکه چند ماه پیش متوجه شدم پسرم به دلیل رفاقت با افراد ناباب، در دام مواد مخدر صنعتی ـ شیشه ـ گرفتار شده است.
زن میانسال اضافه کرد: اعتیاد فرزندم تمام آرزوهایم را به کابوسی وحشتناک مبدل کرد. چند بار به اتفاق بستگانم او را در کمپ ترک اعتیاد بستری کردیم اما بیفایده بود و او هر بار پس از چند روز باز هم به مواد مخدر روی میآورد و به بهانههای مختلف با حمله به من و حتی برخی همسایهها از آنها پول میگرفت تا هزینه اعتیادش را تامین کند.
زن مجروح تصریح کرد: دیگر از رفتارهای او خسته شده بودم و چند بار نیز از مزاحمتهای وی به پلیس شکایت کردم تا اینکه شب حادثه او بار دیگر از من پول خواست و زمانی که مقاومت کردم با چاقو به من حمله کرد و با سرقت یک حلقه النگویم، از خانه متواری شد.
دستور دستگیری
با ثبت شکایت، دستور دستگیری جوان متهم صادر شد و ماموران چند ساعت پس از حادثه وی را در منزل یکی از دوستانش دستگیر کردند. با انتقال متهم به دادسرای جنایی، وی اعتراف کرد به دلیل اعتیاد شدیدی که به مواد مخدر روانگردان دارد، هر بار پس از مصرف کنترل خود را از دست میدهد و با حمله به مردم، اموالشان را سرقت میکند. درپی این اعترافات، دادیار جنایی دستور شناسایی مالباختگان و ادامه تحقیق از متهم را در پلیس آگاهی صادر کرد.
گفتگو با متهم
چند سال داری؟
19 سال.
میزان تحصیلات؟
اول دبیرستان.
چرا ادامه تحصیل ندادی؟
نتوانستم، یعنی راستش را بخواهید از درس و مشق بیزارم.
چه مدتی است اعتیاد پیدا کردهای؟
حدود چند ماه.
چه موادی مصرف میکنی؟
اولش با سیگار شروع شد، بعد حشیش و شیشه و این اواخر هم کراک مصرف میکنم.
پول مواد را از کجا تهیه میکنی؟
از مادرم و بستگانم. خودم هم کار میکنم.
چه کاری؟
موتورسازی.
سرقت هم کردهای؟
فقط چند بار.
نحوه سرقتها؟
زورگیری بود. با یکی از بچهها سوار موتور میشدیم و با تهدید چاقو، پول، ساعت و موبایل مردم را سرقت میکردیم.
تا به حال دستگیر شدهای؟
یک بار که با جلب رضایت شاکی آزاد شدم.
چرا به مادرت حمله کردی؟
چیزی یادم نمیآید.
همسایهها او را در حالتی پیدا کردند که در یکقدمی مرگ قرار داشت.
راستش من چیزی به یاد نمیآورم. وقتی مواد مصرف میکنم از خود بیخود میشوم. همین چند روز پیش وقتی به اتفاق دوستانم پشت بام بودیم، میخواستم خودم را به پایین بیندازم که آنها مانع شدند.
این شرایط تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟
این بار اگر آزاد شوم، سراغ اعتیاد نخواهم رفت. ای کاش مادرم رضایت دهد...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: