91 هزار سند افشا شده توسط وب‌سایت ویکی‌لیکس چه تصاویری از واقعیت‌های‌ این جنگ ارائه می‌دهد؟

جنگ افغانستان بدون ویرایش

تصاویر شکنجه زندانیان در زندان ابوغریب به موج فزاینده انزجار علیه اشغال عراق از سوی آمریکا منجر شد. انتشار اسناد فراوان ارتش آمریکا درباره جنگ در افغانستان بعید است که همان تاثیر انفجاری را داشته باشد، اما با تاثیر جمعی هزاران گزارش سانسور نشده از افغانستان زشتی محض این جنگ را آشکارتر می‌کند. «پرونده‌های افغانستان» نشان می‌دهد چرا دولت افغانستان، علی‌رغم این واقعیت که آمریکا حالا با بیش از 90 هزار نظامی با 28 هزار نیروی طالبان می‌جنگد و طی 9 سال گذشته 300 میلیارد دلار صرف این کار کرده، مدام ضعیف‌تر می‌شود. این اسناد در آینده کار دولت‌های آمریکا و انگلیس را برای توصیف علت این که چرا برای حفظ دولتی تا این حد فاسد و بشدت بی‌علاقه به حفظ منافع ملت خود می‌جنگند، باز هم دشوارتر خواهد کرد.
کد خبر: ۳۴۵۰۴۶

بیشتر مطالبی را که اینک آشکار شده روزنامه‌نگاران پیشتر افشا کرده بودند، اما 91 هزار گزارش جدید تصویری واضح‌تر از همیشه از واقعیات زندگی در افغانستان معاصر نشان می‌دهند. همچون مورد ابوغریب، واقعیت جنگ افغانستان آن‌گونه که به وسیله نظامیان و مقام‌های ارتش آمریکا در این اسناد اعلام شده به بدی یا بدتر از همه چیزهایی است که تاکنون به وسیله رسانه‌ها اعلام شده است. همچنان که انتظار می‌رفت کاخ سفید و وزارت دفاع آمریکا انتشار این اسناد را به عنوان کمک به دشمن محکوم کردند. با این حال اسرار بسیار کمی افشا شده است. مردم افغانستان خیلی خوب می‌دانند که جوخه‌های مرگی که به رهبری آمریکا کار می‌کنند مدت‌هاست خودسرانه افراد مظنون به طالبان و هر شخص دیگری را که سر راه آنان قرار گیرند، می‌کشند و از سر راه خود بر می‌دارند.

توحش و فساد

این واقعیت که تعداد افغان‌های غیرنظامی که در مراکز ایست و بازرسی به ضرب گلوله از پا درآورده می‌شوند یا بر اثر حملات هوایی آمریکا و ناتو کشته می‌شوند بسیار بیشتر از آن است که اعلام می‌شود و برای مردم افغانستان که قربانی این حملات و بازرسی‌ها هستند، اصلا تعجب‌آور نیست. باور مفاهیمی مانند «توحش» و «فساد» در محیط افغانستان به شکل کنونی دشوار بود، اما بعضی از مسائلی که امروز در افغانستان رخ می‌دهد درک علت پیوستن روزافزون بسیاری از مردم عادی افغانستان به طالبان را آسان می‌کند. مثلا در استان بلخ، در شمال افغانستان، گزارشی از بدرفتاری سربازان و ماموران پلیس با کسانی که در جریان بازرسی‌ها حاضر به همکاری با آنان نیستند، منتشر شده است. این گزارش به تاریخ 11 اکتبر 2009 می‌گوید: رئیس پلیس یک ناحیه که حیثیت دختری 16 ساله را لکه‌دار کرد در پاسخ به اعتراض یک غیرنظامی به محافظ خود دستور داد به او شلیک کند، اما چون محافظ حاضر به این کار نشد، رئیس پلیس شخصا محافظ را کشت. فساد چنان رایج است که قسمت قابل توجهی از درآمد روستاییان فقیر صرف پرداخت رشوه به مسوولان می‌شود. یک نظرسنجی اخیر نشان داد از نظر مردم افغانستان فساد بلایی بدتر از ناامنی است. هر کس ممکن است قربانی فساد شود. یک بازرس آمریکایی 7 مامور پلیس را در استان بکتیا در جنوب شرقی افغانستان دستگیر کرد زیرا از همه رانندگانی که از مرکز ایست و بازرسی او عبور می‌کردند، باج می‌گرفتند. بهانه ماموران این بود که باید با پول‌های دریافتی برای ژنراتور پاسگاه سوخت خریداری کنند تا برق داشته باشند.

حضور نیروهای خارجی و ناامن بودن خطوط مواصلاتی تحت حمایت آنها راه را برای ایجاد باندهای پرسود محافظ جاده‌ها باز کرده است. در یک مورد، یکصد شورشی مسلح یک کاروان حامل سوخت راکه از قندهار به اروزگان می‌رفت متوقف کرد و از هر کامیون 2 هزار دلار حق عبور خواست.

این شورشیان برای مطیع‌الله خان کار می‌کردند که جنگ‌سالار طرفدار دولت و مورد حمایت آمریکاست که در اروزگان فعالیت می‌کرد و برای حفاظت کاروان‌های ناتو در این جاده از وزارت کشور افغانستان پول می‌گرفت. یکی از محاسن این گزارش‌ها این است که مقام‌های ارشد آنها را ویرایش یا سانسور نکرده‌اند و تفکر و نظر واقعی مردم افغانستان را درباره نیروهای خارجی تحت رهبری آمریکا نشان می‌دهند.

بی اعتمادی به دولت مرکزی

طالبان بازگشت خود را در 2006 آغاز کرد و در 2007 در اوج فعالیت بود. در سپتامبر همان سال در شهر گاردز مسوولان شورای استان صراحتا با یک مسوول امور مدنی آمریکایی درباره شرایط کشور حرف زدند. یکی از آنان گفت: «مردم افغانستان به علت فساد شدید مقامات دولتی اعتماد خود را به دولت از دست داده‌اند و نظر کلی مردم این است که دولت کنونی بدتر از طالبان است.»

این مقام آمریکایی نوشت: «مردم از نیروهای مخالف ائتلاف حمایت خواهند کرد و اوضاع امنیتی بدتر خواهد شد.»

گزارش‌‌های انتشار یافته تا چه حد دقیق است؟

گزارش‌‌های مقامات آمریکایی تصور آنان را از شرایط موجود منعکس می‌کند ولی نظر افغان‌ها درباره مشارکت پاکستان در حمایت از طالبان مشکوک است.

در مجموع کاملا واقعیت دارد که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان نفوذ فراوانی روی طالبان دارد، اما نمی‌توان گفت که کنترل کامل آن را در دست دارد.

پناهگاه‌های امن طالبان در پاکستان هرگز کاملا امن نیست و طالبان به طور خصوصی می‌گویند اگرچه عموما می‌توانند در پاکستان فعالیت کنند، اما هرگز نمی‌دانند چه زمانی ممکن است دستگیر شوند.

پرونده ویکی لیکس در مجموع نشان می‌دهد که ماشین ارتش آمریکا در مخمصه جنگ افغانستان به دست و پا افتاده و بتدریج به ضعف فلج‌کننده دولت افغانستان پی می‌برد.

به طور متناوب این درک وجود دارد که حضور نیروهای اشغالگر خارجی عامل اصلی گرایش مردم به سمت طالبان است.

مهم‌تر از هر چیز اسناد منتشر شده این سوال را در ذهن خواننده به وجود می‌آورد که چرا ارتش آمریکا باید در مقابل این تلاش عظیم، دستاوردی تا این حد اندک داشته باشد.

مجله ایندیپندنت‌ / ‌مترجم: علی کسمایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها