مسابقه قرآنی سوره کهف 1444

نکته‌ها، درس‌ها و پندهای سوره مبارکه کهف
کد خبر: ۳۴۳۵۳۹

آیات 85ـ‌ 83: امام باقر «ع» فرمود: ذوالقرنین پیامبر نبود لکن مرد صالحی بود که خدا او را دوست می‌داشت و او مردم را به تقوا سفارش می‌کرد.

برخی ذوالقرنین را کورش، برخی اسکندر، برخی شاگرد ارسطو خوانده‌اند. انبیاء مرجع مردم و پاسخگوی سوالات آنان بودند.

رهبر و مبلغ باید با حوادث مهم و تاریخ آشنا باشد. سوالات منطقی و بجای مردم را بی پاسخ نگذاریم. در پاسخ سوال‌ها، شتابزده عمل نکنیم. تاریخ و بازگویی آن، به اندازه‌ای که در آن تذکر و عبرت باشد، ارزشمند است.

پرسش‌های مردم، زمینه نزول بعضی از آیات بوده است. ذوالقرنین و سلیمان «ع» دو مؤمن حاکم زمین شدند و بخت‌النصر و نمرود دو کافر حاکم زمین بودند. خداوند بر همه هستی حاکم است.

نظام طبیعی نظام سبب و مسبب است. مهم‌تر از داشتن امکانات و قدرت، خوب استفاده کردن آن است. ذوالقرنین علاوه بر داشتن امکانات، از دانش بکارگیری اسباب نیز بهره‌مند بود.

آیات 88 ـ‌ 86: پیامبران برای حل مشکلات راساً اقدام و قیام می‌نمودند. جهانگردی همراه با شناخت و هدف، ممدوح است. ذوالقرنین پیامبر بود چون مورد خطاب الهی قرار گرفته است. گاهی باید به مدیران و رهبران اختیاراتی تفویض کرد. کفر در مغرب زمین، سابقه طولانی دارد. کفر و شرک ظلم است.

حکومت اسلامی حق دارد با مشرکان برخورد تندی کند. ذوالقرنین به امید توبه ستمگران بود، لذا در کیفر آنان شتاب نکرد. عذاب دنیا، مانع کیفر آخرت است. کیفر دنیوی، شناخته شده و معلوم است ولی عذاب آخرت ناشناخته است. با نیکان و بدان نباید، یکسان برخورد کرد. چه از موضع فردی، چه حکومتی.

رهبران الهی، باید با قوانین آسان به مردم حکومت کنند. برخورد سخت با بدان و نرمش با مؤمنان، شیوه رهبران الهی است. وظیفه رهبر و حاکم الهی، اجرای عدالت، مبارزه با ظلم و آسان کردن مقررات اجتماعی است. در تشویق و پاداش باید سرعت گرفت. در کیفر و عذاب نباید عجله کرد.

آیات 91ـ‌ 89: ذوالقرنین پس از سفر غرب به قصد اقامه نظام دینی، سفری به شرق نمود. زندگی مردمان شرق ابتدایی و بدون امکانات بود. افراد متعهد، پیگیری و پشتکار دارند. مردان خدا، با داشتن همه نوع امکانات رفاهی، برای نجات محرومان حرکت می‌کردند. بازگو کردن سفرهای مردان خدا، درس آموز است.

آنچه مهم است هدایت مردمان است چه شرق عالم و چه غرب آن. خداوند، به افراد و نعمت‌های ویژه‌ای که به آنان عطا فرموده، آگاهی کامل دارد. بازگویی سفرهای ذوالقرنین و حوادث و گفتگوهای او با مردم، نمونه‌ای از احاطه علمی خداوند است.

آیات 94ـ‌ 92: در این سوره سه ماجرا نقل شده که در هر سه، حرکت و هجرت وجود دارد: هجرت اصحاب کهف، هجرت موسی «ع» برای دیدار خضر«ع»، هجرت ذوالقرنین. اولی هجرت برای حفظ ایمان است، دومی برای تحصیل دانش و سومی برای نجات محرومان. از قوانین حاکم بر طبیعت باید استفاده کرد. هر حرکت وسیله خاص خود را دارد. برای مردان خدا، توقف، فراغت و بازنشستگی معنا ندارد. پیشوای مردم باید به مناطق دیگر هم سرکشی کند. تا حرکت نباشد، نیازها و واقعیات شناخته نمی‌شود. خدمت به محرومان یک ارزش است. چه با فرهنگ باشند و چه بدون آن.

خراج به آنچه از مال خارج می‌گردد، گفته می‌شود. مفسران و مورخان یأجوج و مأجوج را قبایل مغول و تاتار دانسته‌اند. هر جا مردم احساس نیاز کردند، سرمایه‌گذاری می‌کنند.

اولیای خدا بهترین گزینه برای ایجاد امنیت و گره‌گشایی‌اند. نیاز به امنیت بیش از مسکن و لباس است. حبس تبهکاران جایز است.

آیات 98ـ‌ 95: از دیدگاه اولیای خدا، همه امکانات از خداست. پیامبران برای رسالت خود، درخواست پول و مادیات نداشتند.

امکانات مردمی را در راه مصالح آنان باید به‌کار گرفت. گاهی به جای کمک‌های مالی، باید از نیروی انسانی کمک گرفت. ترکیب آهن و مس (آلیاژ سازی) ابتکار انبیاست. محکم کاری و بی نقص انجام دادن کارها شیوه انبیاست. رهبران لایق به کمک علم و هنر، از ساده‌ترین افراد و ابزار، بهترین بهره را می‌برند. مردان خدایی، توفیقات خویش را از رحمت خدا می‌دانند و هرگز مغرور نمی‌شوند. همه تلاش‌ها و تحول‌ها برای پرورش و رشد انسان‌هاست. رحمت و ربوبیت خداوند به هم پیوسته است.

ایجاد امنیت، رحمت الهی است. قداست کار، محکم‌کاری، همکاری مردم، مدیریت و صنعت و اهداف والا، مجموعه‌ای از الطاف خداست. با تأمین امنیت مردم، بهتر می‌توان تبلیغ دین کرد. مردان خدا، با تکیه به او پیشگویی می‌کنند. هم باید کار دنیا را محکم انجام داد و هم متذکر قدرت خدا شد. رهبران الهی، هم دنیای مردم را آباد می‌کنند و هم آخرت آنان را متذکر می‌شوند.

آیات 102ـ‌ 99: هر جا که امنیت است از لطف خداوند است. شکسته شدن سد ذوالقرنین از نشانه‌های قیامت است. پیش از قیامت زمین توسط اقوامی به هرج و مرج کشیده می‌شود. راه شناخت، بیشتر به وسیله چشم و گوش است. انسان شنوا، به خاطر عناد، به جایی می‌رسد که توان شنیدن حق را ندارد. دلیل عرضه جهنم بر کافران، عملکرد و قساوت خودشان در دنیاست.

کوردلی، بندگی بندگان به جای بندگی خدا، جهل و تعصب از جمله سیمای کافران است. شرک، خیالی بیش برای کافران نیست. پذیرفتن ولایت غیر خدا کفر است. دوزخ هم اکنون موجود است و عذاب الهی جدی و قطعی است. کیفر کفر، دوزخ است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها