در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از منظر علمی تاکنون پژوهشی درباره وضعیت نشاط در ایران انجام نشده است و در نتیجه امکان مقایسه با دیگر کشورها هم نیست.
بنابر این، ذهنیت مذکور پشتوانه علمی ندارد و صرفا برداشتی است سطحی که در بعضیلایهها با اغراض سیاسی و فضاسازیهای رسانهای آنطرف آب نیز آمیخته است. شاید اگر به برخی آمار مثل میزان خودکشی، جرایمی مثل تجاوز به عنف، میزان مصرف داروهای آرامبخش و ... توجه شود حتی نتیجه این بحث کاملا معکوس شود.
صرفنظر از درست یا غلط بودن این ذهنیت، باید اذعان داشت که شادی و نشاط هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی، مقوله بسیار مهم و تاثیرگذاری است. جامعهای که از نشاط برخوردار نباشد یا احساس نشاط نکند، جامعهای کمتحرک، ناامید و بدون اعتمادبه نفس خواهد بود و پیامدهای منفی چنین شرایطی روشن و بینیاز از شرح و تفصیل است.
نگرانی جایی بیشتر میشود که تصور عدم نشاط به نوعی با دین پیوند زده شود و این ذهنیت ترویج شود که نشاط با دینداری در تزاحم است و انسانهای شاد یا جامعه با نشاط، جامعه و انسانهایی دینگریز هستند و به عبارت دیگر اینکه برخی گمان کنند «بدون گناه نمیتوان شاد و بانشاط بود». گزارهای است که هم به لحاظ علمی و هم از منظر آموزههای دینی نادرستی آن محرز است. البته مقوله شادی که بیشتر در بعد فردی مطرح است و نشاط که در بعد اجتماعی موضوعیت پیدا میکند. مبحث بسیار پیچیده و عمیقی است که از منظر روانشناسی، جامعهشناسی و دینی میتوان به آن پرداخت اما آنچه در این نوشتار میتوان به آن اشاره کرد این است که علاوه بر آنکه روانشناسان و جامعهشناسان بر تاثیر مثبت دین بر شادی و نشاط اذعان دارند و آن را ثابت کردهاند، با استناد به منابع درون دینی نیز میتوان این واقعیت را دریافت که اسلام تا چه اندازه به این مهم توجه نشان داده است. اگر نتیجه شادی و نشاط را از هیجانات زودگذر که البته آنهم در حدی لازم و غیرقابل گریز است، فراتر ببینیم، رسیدن به آرامش، مهمترین دستاورد انسان و جامعه شاد و با نشاط است.
اگر به هستیشناسی اسلام توجه کنیم و انسان را نیز در نظام معرفتی اسلام و جزئی از هستی تعریف کنیم، انسان حداقل از دو بعد «جسم»و «روح» تشکیل شده است (برخی ذهن را از این دو مجزا کرده و انسان را سهوجهی میدانند) که هر کدام نیازهایی دارند و توجه صرف به هر یک و بیتوجهی به دیگری منجر به یک بعدی شدن و انواع انحرافات میشود. به همین دلیل انسان اسلام نه غرق در لذایذ جسمی و ارضای غرایز است و نه گوشه عزلت انتخاب میکند و رهبانیت در پیش میگیرد. اسلام به عنوان یک دین معتدل، انسان معتدل را پرورش میدهد که هم نیازهای جسمی او و ارضای مشروع غرایزش را مورد تاکید قرار میدهد و هم نیازهای معنوی و روحیاش را. یکی از عوامل دستیابی به نشاط اجتماعی، پرهیز از افراط و تفریط و توجه متعادل به شعائر اسلام است. براساس آموزههای دینی، شیعیان در شادی پیشوایان دین شاد و در اندوه آنها اندوهناکاند. اگر در مناسبتهای دینی ما محرم و دهه عاشورا، صفر، ایام فاطمیه، شبهای قدر و شهادت امام علی(ع) و ... وجود دارد و باید آنها را با برپایی مراسم عزا گرامی داشت (که البته یکی از نتایج این عزاداریها آرامش درونی است) از سوی دیگر رجب و شعبان و اعیاد پیدرپی این دو ماه و نیز اعیادی چون غدیر، فطر، قربان و ... نیز وجود دارد که با تشکیل مجالس جشن و سرور باید به بزرگداشت آنها پرداخت. اما متاسفانه باید اعتراف کنیم توصیه پیشوایان دینی آن گونه که در مراسم عزاداری مورد توجه قرار میگیرد و حتی با تسری عزاداریهای محرم به دیگر مناسبتها به افراط میگراید در مورد مناسبتهای شادی اهتمام لازم دیده نمیشود و از ظرفیتهای موجود آنگونه که شایسته است بهرهبرداری صورت نمیگیرد.
لذا لازم است راهکارها و نوآوریها در این باره به عنوان یک مساله در محافل علمی، کارشناسی و رسانهای و خصوصا توسط رسانه ملی به بحث گذاشته شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: