چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود!

هفته گذشته،وقتی در سالن همایش های کوثر صداوسیما،پرده صحنه کنار رفت و 20معلول جسمی حرکتی با صندلی های چرخدارشان به روی صحنه آمدند، چشم همه حاضران درسالن برق زد.
کد خبر: ۳۴۲۰۵
از نگاهها براحتی می شد فهمید که هیچ کس ، تصویر و تصور درستی از نمایش درمانی در ذهن نداشته است. نمایش درمانی اگرچه نمایشی با داعیه درمان بود؛ اما برخلاف موسیقی درمانی در پی درمان مخاطبانش نبود؛ بلکه تنها به بازتوانی و نوتوانی همان مددجویانی می اندیشید که برای هنرنمایی در نمایش انتخاب شده بودند.
3 سال پیش ، آن روز که یک نویسنده جوان در جلسه هیات مدیره آسایشگاه کهریزک حضور پیدا کرد و از طرح و برنامه اش درخصوص نمایش درمانی صحبت کرد، همه حاضران جلسه او را به چشم تردید نگاه کردند.
محمدرضا صوفی نژاد، مدیر این آسایشگاه خیریه ، آن روز را خوب به خاطر می آورد: «آن روز وقتی آقای میرجعفری سوژه تئاتر درمانی را در جلسه مطرح کرد، من خیلی خوشم آمد و حتی استقبال کردم ؛ اما در دلم تردید داشتم ؛ چون مطمئن بودم که این جوان با موانع زیادی در این مسیر برخورد می کند و احتمالا از ادامه این راه منصرف می شود و همه این حرفها در حد شعار باقی می ماند.
راستش پیش بینی من ، این بود که اگر روزی هم این حرفها به پای عمل برسد، حداکثر در حد یکی دو جلسه خواهد بود و بعدش همه چیز تمام خواهد شد.» اما پیش بینی مدیر آسایشگاه درست از آب درنیامد؛ چون میرکمال میرجعفری - همان نویسنده و کارگردان جوان - عزمش را جزم کرده بود تا با بهره گیری از توانایی های همین معلولان جسمی در همین آسایشگاه خیریه ، دست به کاری بزرگ بزند:
تشکیل یک گروه تئاتر!

آن سه سال طلایی!

تشکیل یک گروه تئاتر با مددجویانی که همگی بر صندلی های چرخدار نشسته بودند و برخی از آنها علاوه بر معلولیت های جسمی و حرکتی ، از اختلالات گفتاری هم رنج می بردند؛ البته کار آسانی نبود؛ خاصه این که کارگردان جوان در آغاز کار، حتی از همکاری خود مددجویان هم بی نصیب بود.
میرجعفری به یاد دارد که در همان ایام ، محسن پزشکی - مدیر روابط عمومی آسایشگاه - به او گفته بود: «فکر نمی کنم بیش از 2-3 نفر به کلاسهای تئاتر شما بیایند.»
محسن پزشکی هم آن روزها را فراموش نکرده و اعتراف می کند که: «اما میرجعفری خیلی مصمم جلو آمد تا این که به هدفش رسید.» و البته از آن روز تا روز دستیابی به هدف ، 3سال طول کشید. 3 سال طول کشید تا آقای عامری - یکی از مددجویان سالخورده این آسایشگاه و یکی از هنرجویان موفق این گروه نمایش - باور کند که «من هم به اندازه خودم توانایی دارم.
حالا احساس می کنم اگر 50 هزار نفر هم جلویم باشند، می توانم خیلی راحت و مطمئن حرفم را بزنم.» خوشبختانه یا متاسفانه ، خود آقای عامری هم هنوز از یاد نبرده است خاطره آن روزهایی را که «از حضور در جمع می ترسیدم ، گوشه گیر بودم و روحیه ام هیچ خوب نبود.»
اما حالا شرایط به کلی عوض شده است: «اصلا احساس می کنم دوباره متولد شده ام.» از آن روزها 3 سال گذشته است و حالا حتی محسن پزشکی ، مدیر روابط عمومی آسایشگاه ، هم به این باور رسیده است که «طی این روزها، احساس موثر بودن و توانایی را در چهره تک تک این مددجویان می شود دید.»
3 سال گذشت تا کارگردان جوانی - که حالا دیگر همه مددجویان آسایشگاه کهریزک او را «استاد» صدا می زنند - رنگ دیگری از رنگین کمان هنر درمانی را به مددجویان آسایشگاه بشناساند:
نمایش درمانی!

از نمایش تا درمان

«هنر درمانی در قالب موسیقی درمانی پیش از این هم در این مرکز انجام شده بود و انصافا تاثیرگذار هم بوده است ؛ ولی بحث آقای میرنصیری ، یعنی نمایش درمانی ، برای ما کاملا تازگی داشت و راستش من هم فکر نمی کردم چنین بازتاب خوبی داشته باشد».
این را اشرف بهادرزاده که ریاست هیات مدیره آسایشگاه خیریه کهریزک را به عهده دارد، می گوید.
اما نکته دیگری هم هست که به نظر خانم بهادرزاده «بسیار جالب و شگفت انگیز» است: «میرنصیری برای انتخاب گروه تئاترش ، دقیقا روی همان بچه هایی دست گذاشت که بشدت گوشه گیر بودند و به هیچ یک از فعالیت های سرامیک سازی و خیاطی و سرگرمی های دیگر علاقه ای نشان نمی دادند. عجیب بود که دقیقا همین بچه ها با طرح نمایش درمانی جذب شدند».
وقتی از میرنصیری دلیل این نحوه انتخاب بازیگر را سوال می کنیم ، می گوید: «خب ، نمایش درمانی با نمایش فرق دارد. در نمایش ، اجرا آخرین و مهمترین مرحله نمایش است و شما همه زحمات را برای همان اجرا متحمل می شوید؛ اما در نمایش درمانی این طور نیست.
در نمایش درمانی ، اجرا فقط یک مرحله از درمان است و هیچ فرقی با بقیه مراحل ندارد.
هدف اصلی من هم به عنوان نویسنده و کارگردان این نمایش درمانی ، درمان بود و به همین دلیل ، عمدتا به دنبال مددجویان ناتوان تر می گشتم تا بیشتر بتوانم به آنها کمک کنم».

نمایشی که دستش سبک بود

به هر حال ، پس از 3 سال تمرین ، نخستین نمایش درمانی در کشور با عنوان «... و اما انسان» هفته گذشته در سالن همایش های کوثر صداوسیما برگزار شد و حاضران در سالن نیز با مشاهده این نمایش متفاوت ، بشدت تحت تاثیر قرار گرفتند؛ اما این حرکت خداپسندانه هنوز آن چنان که باید و شاید مورد حمایت مسوولان امر قرار نگرفته است.
به نظر می رسد حمایت از این قبیل فعالیت ها اقدامی است که به بازتوانی و نوتوانی معلولان جسمی و حرکتی می انجامد.
حالا دیگر دست روی دست گذاشتن و تماشای صرف این فعالیت های هنرمندانه و مشفقانه ، شرط عدالت و انصاف نیست. موافقید؛!

محمد کیاسالار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها