آلمان، مدرن‌ترین و علمی‌ترین تیم جام نوزدهم

با این که تیم ملی فوتبال آلمان در مسابقات اخیر جام‌جهانی 2010 در مرحله نیمه‌نهایی صفر ـ یک به اسپانیا باخت و با رویای چهارمین قهرمانی خود در تاریخ 80 ساله برپایی این رقابت‌ها وداع گفت و مجبور شد به عنوان سومی‌ بسنده کند اما همه پذیرفتند و باور داشتند که یواخیم لو، سرمربی ژرمن‌ها از بهترین‌های این جام بوده و آلمان تحت هدایت او مظهر نظم و برنامه‌مداری و حرکت براساس قواعد و اصول بوده است.
کد خبر: ۳۴۱۹۳۶

اگر جز این بود آلمان نمی‌توانست دو قدرت سنتی این ورزش همچون انگلیس و آرژانتین را با زدن 4 گل در هم بکوبد و 5 بازی نخست خود را با 13 گل زده و خوردن فقط 2 گل سپری کند.

با این حال از یواخیم لو این مربی 50 ساله دانش‌آموخته توقع نداشته باشید که دستاوردهای فوق را بهانه‌ای برای تعریف از خود قرار دهد. جام جهانی نوزدهم به واقع فقط اشتیاق او را برای فراتر رفتن از حدود و ثغور فعلی در مسابقات بعدی بیشتر کرده و یک الزام آشکار را هم در این زمینه به وجود آورده است. زیرا این دومین دوره متوالی است که ژرمن‌ها در رده سوم جام‌جهانی توقف می‌کنند. هرچند در سال 2002 نیز در شرق آسیا نایب‌قهرمان دنیا شده بودند اما 20 سال دور ماندن از عنوان اولی مهم‌ترین جشنواره فوتبال جهان اگر برای هر کشور مدعی و قدرتمند قابل قبول باشد برای آلمان غیرقابل تحمل و رنج‌آور و نشانه شکست است.

سفر نیمه‌کاره به بهشت

یواخیم لو تا مرحله نیمه‌نهایی جام جهانی امسال چنان روزهای خوشی را گذراند که گویی بلیت یکسره به بهشت را اختیار کرده و خیال رجعت هم ندارد، اما باخت در برابر تیم فنی‌تر و خلاق‌تر اسپانیا در مرحله نیمه‌نهایی در شهر دوربان آفریقای جنوبی باعث شد که سفر فوق نیمه‌کاره بماند و او از عرش به فرش آید. او با یک بازی کنترلی و حسابگرانه اوضاع را تا دقیقه 73 مهار کرد اما در این لحظه که ضربه سر مدافع وسط مشهور و پیش‌تاخته اسپانیا ـ کارلس پویول ـ مانوئل نوئر دروازه‌بان آلمان را تسلیم کرد و اسپانیا را پیش انداخت، ناچارا فرمان حمله را صادر کرد. ولی کارهای فنی مسعود اوزیل، فرارهای مارسل یانسن از سمت چپ، حرکات قدرتی باستی ین‌شواین اشتایگر در محوطه وسیع منتهی به پشت 18 قدم و سانترهای فیلیپ لام از راست، گره‌های بازی آلمان را باز نکرد و لوکاس پودولسکی در شبی ضعیف‌تر از همیشه خود کار مهمی در منطقه بال چپ صورت نداد و به تبع آن میروسلاو کلوزه معروف هم در پیشانی خط حمله به اندازه کافی تغذیه نشد و با این‌که فشار آلمان روی دروازه‌ای که کاسیاس سنگربان مشهور تیم ویسنته دل بوسکه در 20 دقیقه پایانی آزاردهنده بود، اما این تیم به گل نجات‌بخش خود نرسید.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، تیم آلمان در این رقابت‌ها به رغم نداشتن ستاره‌های پرشمار و اکتفا به بازیکنان اغلب متوسط، چون برای هر یک از مسابقاتش برنامه داشت، متفاوت با سایر تیم‌های حاضر در جام نوزدهم توپ می‌زد و شاید مدرن‌ترین و علمی‌ترین تیم این پیکارها بوده باشد.

قصه تکراری

آیا «لو» و سایر اعضای کادر فنی تیم ملی آلمان وقتی برای جشن گرفتن پیروزی‌های جالب اخیر خود در آوردگاه آفریقای جنوبی هم داشته‌اند؟ سرمربی سابق باشگاه اشتوتگارت آلمان که پیشینه کار در لیگ ترکیه را هم دارد، می‌گوید: «در رقابتی مثل جام جهانی که باید در یک ماه 7 بازی سنگین انجام بدهید و بین هر مسابقه حداکثر فقط
4 تا 5 روز وقت دارید، مهلت چنین چیزی وجود ندارد، زیرا بازی قبلی‌تان هنوز تمام نشده باید بلافاصله به دیدار بعدی‌ای که در راه است فکر کنید و برای آن برنامه‌ریزی کنید.

من و هانس دیترفلیک(دستیار اول لو) مجبور بودیم دائما به مسابقه بعدی بیندیشیم و با این‌که شاگردانمان بعد از دو پیروزی بزرگمان بر انگلیس و آرژانتین شادی زیادی کردند اما ما آنها را بلافاصله از آن فضا بیرون کشیدیم و برای بازی بعدی آماده کردیم. این قصه تکراری ما بعد از هر بازی در آن جام بود. از طرف دیگر معتقدم هرگز دلیلی برای رضایت کامل وجود ندارد زیرا همیشه تیمی هست که روی دست شما بلند شود و دستاوردهایتان را از بین ببرد. در نتیجه باید همیشه کار و تلاش کنید تا برای هر حریفی جواب داشته باشید.»

اما «لو» جوابی برای اسپانیا نداشت و با احتساب مسابقه فینال یورو 2008 این دومین بار متوالی است که ژرمن‌ها دیداری مهم را در یک جام کلاسیک به یاران ژاوی و ویا واگذار می‌کنند و بر اثر آن امکان کسب قهرمانی را از دست می‌دهند. او می‌گوید: «من دلیلی برای تغییر دادن سیستم‌مان در آن دیدار ندیدم، هرچند این به آن معنا نیست که من قدرت ویژه اسپانیا را قبول نداشتم، اما عوض کردن سیستمی که تا آن مرحله فوق‌العاده کار کرده بود و فرورفتن ولو موقتی در لاکی متفاوت یک ریسک بزرگ بود که امکان داشت جواب ندهد و کار را خراب‌تر کند. ما باید با همان روش و روالی کار می‌کردیم که می‌شناختیم و آن را از هر جهت بررسی و امتحان کرده بودیم. من فقط به اجبار توماس مولر را کنار گذاشتم زیرا او دو اخطاره بود و هرچند پیوتر تروخوفسکی و تونی کروس هیچ یک نتوانستند جای او را پر کنند اما به نظر من دلیل ناکامی ما در آن شب فقط غیبت مولر نبود. سبب اصلی، بازی واقعا کم‌نقص اسپانیا در یکی از بهترین مسابقات امسال بود که شانس‌های ما را به حداقل رساند. وقتی اسپانیا این چنین دقیق و سریع و فنی بازی می‌کند، بعید است بتوانید از مقابل آن بگریزید. با این که به شاگردانم تذکر اکید داده بودم از بازی دفاعی صرف پرهیز کنند اما اسپانیا در 25 دقیقه ابتدایی نیمه دوم ما را وادار به این کار کرد و بعد از آن هرچه برای جبران تک‌گل خورده کوشیدیم اثری نداشت زیرا آنها اصول حفظ توپ و بازی کنترلی را نیک می‌شناختند.»

برای جام 2018

با این حال اکثر کارشناسان دستاوردهای او و تیمش را در آوردگاه آفریقای جنوبی ستوده و آن را در بالاترین سطح ممکن دانسته‌اند، بخصوص جوان‌گرایی گسترده او که از زمان جام جهانی قبلی (2006)‌ و در دوره سرمربیگری یورگن کلینزمن و کمک‌مربیگری وی شروع شده بود و باعث تبلور تعدادی جوان مستعد در این مدت شده است.

هرچند هیچ‌یک از آنها با ستاره‌های دو سه دهه قبلی فوتبال آلمان برابری نمی‌کنند، اما «لو» با مرته ساکر، لام، بواتنگ، یانسن، مولر، کروس، خدیرا، پودولسکی، نوئر و اوزیل، جوانانی بالنده دارد که فوتبال آلمان را از حالا برای جام جهانی بعدی (2014 برزیل)‌ بیمه کرده‌اند و به واقع طیف کار برخی جوان‌ترهای فوتبال آلمان مثل مارکو مارین و همچنین اوزیل و مولر بیشتر برای یورو 2016 و جام جهانی 2018 است. «لو» می‌گوید: «از دستاوردها و حاصل کارم در تیم ملی آلمان در 6 سال اخیر راضی‌ام؛ اما این به معنای کامل بودن کار نیست؛ زیرا اگر بود، ما به رتبه سوم جام جهانی اخیر اکتفا نمی‌کردیم. آن قسمت از کارم که فکر می‌کنم، نمره قبولی نزدیک به کامل گرفته باشد، طراحی حالت‌های دفاعی و حمله‌ای برای هریک از خطوط سه‌گانه تیم در هریک از مقاطع مسابقات است؛ به طوری که آنها با یک فکر خاص و پشتوانه لازم هر مسابقه‌ای را شروع می‌کنند و آماده و بر هر واقعه‌ای مسلط‌اند و می‌دانند که دور و برشان چه می‌گذرد. ما به لحاظ ارائه یک بازی تقریبا هجومی در اکثر مسابقاتمان نیز کارنامه قبولی گرفتیم. ما می‌توانستیم بعد از زدن 2 گل به هریک از تیم‌های انگلیس و آرژانتین کاملا عقب بکشیم و فقط حفظ توپ کنیم؛ اما دیدید که گل‌های سوم و چهارم را نیز زدیم. این چیزی بود که حتی تماشاگران بی‌طرف و غریبه هم پسندیدند و ما را به خاطر آن تحسین کردند.»

نقش مهم میانسالان

یک ویژگی چشمگیر در تیم فعلی یواخیم لو استفاده حساب شده همزمان از جوانان و چند مهره پرتجربه و سرد و گرم چشیده و برقراری بهترین تفاهم بین آنهاست. به این ترتیب اگر آلمان، مولر، کروس، خدیرا و اوزیل را دارد که هیچ‌یک از 23 سال عبور نکرده‌اند، آرند فردریش 32 ساله، میروسلاو کلوزه 34 ساله و باستی‌ ین‌شواین اشتایگر را هم دارد که آخری هرچند 27 سال بیشتر ندارد، اما بیش از 70بازی ملی انجام داده و یک کهنه‌کار به حساب می‌آید.

او این کار (ادغام جوانان و میانسالان)‌ را آگاهانه و بسیار ظریف و توام با فکر دقیق انجام داده و این مساله اصلا تصادفی نبوده است. وی که حاضر نشد قراردادش با فدراسیون فوتبال آلمان را قبل از شروع جام جهانی نوزدهم تمدید کند و این کار را به زمان پایان مسابقات موکول کرد، می‌گوید: «هر دو دسته سنی فوق در تیم ما سهمی بسیار مهم دارند؛ اما فکر می‌کنم نقش مسن‌ترها خطیرتر و بسیار حساس‌تر باشد؛ زیرا خط و ربط به واقع در دست آنهاست و آنان هستند که خط بازی تیم را تعیین می‌کنند و جوانان نیز به آنها تکیه می‌زنند و با دیدن آنها روحیه می‌گیرند و دلگرمی‌شان همین مسن‌ترها هستند.

فردریش در قلب خط دفاعی، یک ستون واقعی است و همه چیز دارد. میرو کلوزه در نوک حمله همیشه برای زدن ضربات کاری و آخر آماده است و فیلیپ لام با این که هنوز فقط 26 ساله است، اما با بیش از 60 بازی ملی همه چیز را در این سطح می‌شناسد. دلیل اصلی صعود ما به نیمه نهایی جام جهانی 2010 همین مساله بود. ما میانسالانی داشتیم که یک تیم جوان را به یکدیگر جوش می‌دادند و به من نیز روی نیمکت آرامش می‌بخشیدند.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها