با ابراهیم حقیقی ، هنرمند گرافیست و استاد دانشگاه

ارتقای گرافیک ایران عزم جدی می‌خواهد

دیدار با ابراهیم حقیقی در روزهایی میسر شد که او در کارگاه تخصصی ارتباط تصویری و گرافیک در فرهنگستان هنر به آموزش و تدریس مباحث مختلف مشغول است.
کد خبر: ۳۴۰۸۶۳

گفتگو با این هنرمند و استاد دانشگاه اگرچه قرار بود در مورد این کارگاه تخصصی باشد، اما بحث به مقوله‌های دیگر در حوزه گرافیک از جمله بازار کار برای فارغ‌‌التحصیلان، ارتقای پوسترها و طرح‌های گرافیکی در سطح شهر و ضرورت بازنگری دروس دانشگاهی هم کشیده شد.

از روز اول تیرماه کارگاه تخصصی ارتباط تصویری و گرافیک با حضور شما در فرهنگستان هنر برگزار شده است. در این کارگاه‌ها چه مباحثی مطرح می‌شود؟

مباحث اصلی که قرار بود مطرح شود، پرداختن به گرافیک دیزاین در حوزه ارتباط تصویری بود و این که در کنار آن به کار عملی نیز بپردازیم. برای پرداختن به کار عملی همیشه سعی کرده‌ام (بویژه در دانشگاه) شرایطی را مهیا کنم که بیش از 20 نفر دانشجو در کارگاه‌ها حضور نداشته باشند. چون پرداختن به کارها و راهنمای این 20 نفر و مشاهده کارهایشان به اندازه کافی زمان‌بر است. اما در این کارگاه 80 نفر حضور دارند.

البته مباحث تئوریکی که در حوزه گرافیک دیزاین و نمایش تصویر و تحلیل داریم با حضور این تعداد تدریس می‌‌شود. اما این که چگونه می‌توانم با این تعداد به کار عملی بپردازم هنوز فکری در این زمینه ندارم. چون شناختی از مجموعه توانمندی دانشجویان حاضر دراین کارگاه ندارم. البته تصور می‌کنم ممکن است با گروه‌بندی این کار میسر و عملی شود.

قرار است چه مدت این کارگاه به طول بینجامد؟

قرار اولیه 8 هفته بود ولی با این تعداد نمی‌دانم آیا می‌توانم در 8 هفته، این مباحث را پیش ببرم. تصور می‌کنم مقادیری از این مباحث باقی خواهد ماند.

به نظر شما گرافیک که بیشتر متکی به کار عملی است، باید به شکل آموزشی و آکادمیک آموزش داده شود؟

اگر کسی قرار است کار گرافیک را یاد بگیرد، بدون کار عملی غیرممکن است. اما باید در درجه نخست، کار با ابزار گرافیکی را بلد باشد و بعد از آن توان فکر کردن را بیاموزد. بعد این دو را با یکدیگر تلفیق کند تا بتواند طراحی و دیزاین را یاد بگیرد.

رشته گرافیک چگونه وارد دانشگاه شد؟

آقای هوشنگ کاظمی در دانشگاه هنر فعلی، رشته گرافیک را برای اولین بار تاسیس کردند. بعد از این که زنده‌یاد ممیز تحصیلات خود را در رشته نقاشی و معماری داخلی به اتمام رساند و به ایران برگشت، سال 48 موفق شد با تلاش‌های بسیار زیاد، رشته گرافیک را به دانشگاه بیاورد.

بقیه نیز قطعا جزو پیشکسوتان هستند که از آن میان می‌توان به هنرمندانی چون احصایی، زرین‌کلک، آیدین آغداشلو، جوادی‌پور و... اشاره کرد.

و خود شما...

ما بسیار دیرتر آمدیم و دوستان کارها را در این حیطه انجام داده و راه را همواره کرده بودند. بخصوص آقای ممیز که دراین وادی زحمات زیادی کشیدند. آژانس‌هایی هم درآن زمان تاسیس شده بود که به رشد گرافیک دامن می‌زد. ضمن این که مسائلی چون توسعه چاپ، دگرگونی سینما، رشد صنعت عکاسی، پیدایش چاپ افست و رنگی، متحول شدن کتاب‌های درسی، رشد صنایع و... را هم نمی‌توان نادیده گرفت. درعین حال، مکان‌هایی مانند جشنواره فیلم فجر، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، انتشارات سروش نیز باعث شد گرافیک رشد کند.

انجمن طراحان گرافیک در این حوزه چقدر توانسته نقش ایفا کند؟

انجمن سال‌ها بعد تاسیس شد. قبل از انقلاب طراحان گرافیک قصد داشتند به تاسیس سندیکا بپردازند. حتی به خاطرم هست آقای ممیز همیشه خاطره‌ای دراین باره ذکر می‌کردند که وقتی با تشکیل سندیکای طراحان گرافیک موافقت شد، برخورد کرد به انقلاب سفید و این که از طرف دولت وقت از هیات سندیکا خواستند تا به عضویت حزب فرمایشی بپیوندد که سندیکا نپذیرفت و تعطیل شد.

بعد از انقلاب، یک بار دیگر زنده‌یاد ممیز و سایر همکاران پیشکسوت، تلاش‌های مستمری در این زمینه انجام دادند. بعد از جنگ، تعاونی درست شد. اما متاسفانه به دلیل نداشتن بده‌بستان‌های مالی، بدهکار مالیاتی شد و به ورشکستی رسید. بعد از یک دوره وقفه، انجمن از طریق وزارت کار ثبت شد و بعد از آن طراحان حرفه‌ای به انجمن راه یافتند. به طوری که امروز انجمن دارای 700 عضو است و از این رهگذر توانسته به مدد تلاش‌های پیشکسوتان و هنرمندان به برگزاری نمایشگاه‌ها و دوسالانه‌های متعددی بپردازد و جوایز فراوانی کسب کند.

آنچه امروز نه تنها درحیطه هنر گرافیک که در تمام عرصه‌های هنری مد نظر قرار گرفته می‌شود و هنرمندان می‌کوشند به این مولفه دست یابند، مساله فرا مرزی شدن است. بی‌تردید نمی‌توانیم از هنر گرافیک دنیا منفک باشیم و فقط به انجام کارهای خودمان در داخل کشور بپردازیم. با این تفاسیر، تصور می‌کنید گرافیک امروز ما چقدر توانسته در فرم و محتوا از گرافیک جهان الهام بگیرد؟

ما در گرافیک به طور کلی با یک نقیصه روبه‌رو هستیم. متاسفانه گاه مشاهده می‌شود آنچه بر روی دیوارهای نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشته می‌شود، در سطح شهر دیده نمی‌شود. ضمن این که امروز اندک هستند مجلات و نشریاتی که دارای طراحی خوب باشند. پوستر سینمایی خوب به جرات می‌توانم بگویم طی چند سال اخیر نداشته‌ایم.

پوستر خوب در زمینه تئاتر داشته‌ایم، اما با تیراژ اندک و مقابل خود مراکز نمایشی نصب شده‌اند. در عین حال، بیلبوردهای تبلیغاتی که در سطح شهر به آنها برخورد می‌کنیم، از مولفه زیباشناسانه آکادمیک برخوردار نیستند.

پس در بسیاری از رقابت‌ها به جز مقوله پوستر نمی‌توانیم شرکت کنیم.

در حوزه بسته‌بندی هم عقب هستیم، چون صنعت ما صنعت جهانی نشده است، در حالی که کشورهای همسایه مانند ترکیه این قابلیت را پیدا کرده‌اند.

آنها همه چیز را خودشان به شکل فله‌ای خریداری می‌کنند و به بسته‌بندی می‌پردازند. بنابراین، بسته‌بندی ما نیز رشد نکرده است، چون وابسته به فروش در حوزه داخلی است. مورد دیگر مساله طراحی حروف است.

قلم‌های فارسی ما درحال حاضر، قلم‌هایی محدود و مربوط به عرب‌ها بوده که بتدریج به شکل فارسی در آمده است. به خاطر دارم بیست و چند سال پیش که برای مدتی در دبی کار می‌کردم تنها دو روزنامه وجود داشت. اما امروز همین دبی که به اندازه کرج ماست، دارای 20 روزنامه است و برای هریک طراحی قلم مخصوص به خود در نظر گرفته شده است. در حالی که ایران به عنوان یک کشور باستانی با قدمت تاریخی چند هزار ساله طراحی قلم ندارد.

تصور می‌کنید این محمل‌ها باید از طریق چه کسانی مهیا شود؟

دولت‌ها و نهادهای مرتبط. ما دوره آموزشی طراحی قلم در ایران نداریم و به همین خاطر برای کلاس پنجم دبستان از همان قلمی استفاده می‌کنیم که برای دوم دبیرستان کاربرد دارد.

آیا طی این سال‌ها از سوی شما و سایر دوستان در انجمن پیشنهاداتی در این زمینه شده است؟

از مدت‌ها پیش در فرهنگستان هنر صحبت‌هایی در این زمینه کرده‌ایم که هنوز به مرحله عمل و قطعیت نرسیده است. ببینید مساله اینجاست که گرافیک زمانی در حوزه اقتصاد و فرهنگ کاربرد می‌یابد که تمام محمل‌هایش فراهم باشد.

وقتی ما سینمای خوب نداریم. سینمایی که به لحاظ اقتصادی استقلال داشته باشد (به قول خود سینماگران که هرازگاه اینجا و آنجا از آنها می‌خوانیم و می‌شنویم، وضعیت معاششان دچار مشکل است) مسلما سفارش گرافیست روزبه‌روز کاهش می‌یابد و فلان سینماگر به دنبال گرافیستی غیرحرفه‌ای می‌رود تا کارش را با قیمت نازل‌تری انجام دهد. تمام این‌ها دست به دست هم می‌دهند تا چهره شهری را مخدوش سازند.

تصور می‌کنید هنر گرافیک در قیاس با دیگر حیطه‌ها مانند مجسمه‌سازی، نقاشی، معماری و سفال چقدر توانسته بازار کار مناسب برای فارغ التحصیلان پدید آورد؟

البته من به شخصه، گرافیک را یک هنر نمی‌دانم و بیشتر آن را کاربردی قلمداد می‌کنم و اسمش را هم گرافیک دیزاین(طراحی) می‌گذارم. طراحی لی‌آت (شاکله) که ما انجام می‌دهیم یک کار هنری محسوب می‌شود؟! اما درباره سوال شما باید بگویم این آینده فرهنگی هنری یک جامعه و تعیین‌کننده بازار کار است.

متاسفانه ما امروز بازار کار مناسبی برای گرافیک نداریم. شاید به این خاطر که دولت نسبت به این مقوله بی‌توجهی کرده است. ما سال‌ها دچار تورم پزشک فارغ‌التحصیل بوده‌ایم. حالا همین تورم را در حیطه فارغ‌التحصیلان گرافیک مشاهده می‌کنیم. در شهرهای کوچک و بزرگ، درس دانشجویان تمام شده، اما عملا بازار و شرایطی برای جذب کار شدن به چشم نمی‌خورد.

از منظر شخصی خود شما، اوج دوران گرافیک در ایران چه دورانی است؟

پاسخ این پرسش از منظرهای مختلف در حوزه‌های مختلف فرق می‌کند. به عنوان مثال، اگر ما رشد اقتصادی داشته باشیم، تبلیغات در کشور ما وسیع می‌شود. اما خب از این میان هم ما تنها تعدادی آثار شاخص داریم. اما در دوره دیگر، این توسعه رشد را در دوران داغ انقلاب می‌توانیم مشاهده کنیم.

در عین این که کارخانه‌ها تعطیل هستند، بسته‌بندی‌ها قطع شده‌اند، دچار بحران‌های اقتصادی بوده‌ایم، اما پوسترهای انقلابی‌مان رو به رشد بوده‌اند. این رشد چنان در دوران انقلاب ارتقا یافت که گاه حتی با پوسترهای انقلاب کوبا و چین نیز برابری می‌کند.

آقای حقیقی! فارغ از این که نقاشی‌ها و یادمان‌های شهری ما از سطح کیفی نازلی برخوردارند، طرح‌ها و آرم‌های گرافیکی ما نیز در سطح شهر از ضعف‌های زیادی برخوردار است. شما چه راهی برای ارتقای بصری مخاطب در این زمینه پیشنهاد می‌کنید؟

ما 2 سال پیش در تلویزیون و در برنامه «دو قدم مانده به صبح» موضوعی داشتیم که مربوط به مبلمان شهری بود. حتی نمایشگاهی هم دراین ارتباط با همکاری شهرداری برگزار کردیم. در این ارتباط به نامه‌نگاری‌های زیادی پرداختیم و با اتحادیه ناشران، طرحی برای ساماندهی پیاده‌روی جلوی دانشگاه تا میدان انقلاب ارائه کردیم که هیچ وقت پاسخی به آن داده نشد. هرچند، تلاش‌هایی دراین راستا از جانب سازمان زیباسازی صورت گرفت اما خب قطعا، عملکردها دراین باره دچار ضعف بوده است.

جایی گفته بودید دلیل عدم ارتباط مخاطب با آثار گرافیکی، ضعف مکانیزم آموزشی دانشگاه‌هاست. چه راهکاری برای مرتفع شدن این معضل دارید؟

همان طور که پیش‌تر هم اشاره کردم، این تمهیدات باید به دست سازمان برنامه صورت گیرد که مثلا برای برنامه پنجم چقدر احتیاج به پزشک داریم یا چقدر به گرافیست احتیاج داریم. درسینما و... هم به همین ترتیب.

وقتی این ضرورت را درک کردیم آن وقت مکانیزم گزینش تاثیرگذار می‌شود. در حال حاضر این گزینش متکی به هیچ آماری نیست. امروز دانشجویان گرافیک در مقاطع کاردانی و کارشناسی فارغ‌التحصیل می‌شوند. اگر خانم هستند که به خانه‌داری روی می‌آورند و تحصیل‌شان بلااستفاده می‌ماند.

آقایان هم کاری به غیر از رشته تحصیلی‌شان پیدا می‌کنند و مشغول می‌شوند. اگر این مسائل ساماندهی شود می‌توان به مرتفع شدن دیگر مشکلات نیز امیدوار بود.

متاسفانه امروز در دانشگاه‌های هنر،درس‌هایی در رشته گرافیک تدریس می‌شود که مربوط به دهه 60 است. ما نیازمند بازنگری در دروس دانشگاهی خاصه در حیطه گرافیک هستیم. من در دانشگاه، شاگردانی داشته‌ام که واحد صفحه‌آرایی نگذرانده‌اند و وقتی از آنها درباره علتش می‌پرسم، می‌گویند معلم این درس را نداشته‌اند. یا درباره نشانه‌گذاری، صفحه‌آرایی یا طراحی حروف ما خیلی کم کار کرده‌ایم. این غفلت در حالی صورت گرفته که ما نیازمند این وادی‌ها در حیطه گرافیک هستیم.

بعضی رشته‌ها را قوی و برخی دیگر را فراموش کرده‌ایم. چرا که هیچ گاه برنامه دراز مدت برای تدوین اینها در نظر نگرفته‌ایم. در حالی که اگر دانشجو این واحدهایی که به آن اشاره کردم را نگذرانده باشد، نباید به ترم بالاتر برود.

یادم هست یک بار از یک استاد دانشگاه ادبیات پرسیدم چرا این همه نویسنده و شاعر در بیرون از محیط دانشگاه رشد می‌کنند و او در جواب گفت وظیفه دانشگاه پرورش نویسنده و شاعر و سخنور نیست. آیا شما هم فکر می‌کنید در دانشگاه‌های هنر، تربیت هنرمند در ردیف ضرورت‌های آموزشی نیست؟

من همچنان معتقدم گرافیک هنر نیست. یک مقوله کاربردی است. اما درباره سوال شما، من هم می‌گویم دانشگاه ملزم به پرورش هنرمند نیست. هنرمند بودن به‌قریحه آدم‌ها برمی‌گردد.

همه ساله تعداد زیادی از دانشجویان به دانشگاه‌های هنر می‌آیند اما از این میان فقط یک یا دو نفر از آنها هنرمند یا به عبارتی توانمند در عرصه گرافیک می‌شوند. تصور می‌کنم، ما باید بتوانیم از بین صد فارغ‌التحصیلی که تربیت می‌کنیم، در حوزه کاربردی و عملی به تقویت آنها بپردازیم.

ابراهیم حقیقی در یک نگاه

ابراهیم حقیقی سال 1328 در تهران به دنیا آمد. او فارغ‌التحصیل رشته معماری از دانشکده هنرهای زیباست و فعالیت حرفه‌ای‌اش را در حوزه گرافیک از سال 1348 آغاز کرده است.

این هنرمند که عضو انجمن بین‌المللی طراحان گرافیک است، از سال 1358 تدریس در دانشگاه‌ها را آغاز کرده و در دانشگاه تهران، فارابی و هنر به تدریس این هنر پرداخته است. حقیقی جدا از گرافیک، دلمشغولی‌های دیگر نیز دارد، در سال‌های جوانی در حوزه سینما فعال بوده و چند فیلم 8 میلیمتری ساخته است.

عکاسی یکی دیگر از دلمشغولی‌های اوست، چندی پیش حقیقی مجموعه‌ای از عکس‌هایش را در تهران به نمایش گذاشت که با استقبال خوبی هم مواجه شد.

حقیقی تا به حال نمایشگاه‌های مختلفی را در حوزه نقاشی و گرافیک در ایران و سایر کشورهای جهان برگزار کرده است.

کتاب‌های «نشانه‌های حقیقی»، «عکاشی» و ... از جمله آثاری است که از او به چاپ رسیده است.

حقیقی یکی از برجسته‌ترین گرافیست‌های حال حاضر ایران است که جدا از تدریس، همچنان در این حوزه و حوزه‌های دیگر فعالیت می‌کند.

آزاده صالحی 
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها