فراموشی قصهها
محمدعلی علومی، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه در همین رابطه معتقد است: «تلویزیون و ماهوارهها، سبب شدهاند که این روزها دیگر کسی به قصهها گوش ندهد و این فرهنگ تاثیرگذار که قرنها حضور قدرتمندانهای در خانوادهها داشت در حال فراموشی است». او ادامه میدهد: کاهش جایگاه فولکلور و قصههای عامیانه در کشور ممکن است در آینده موجب فراموشی کامل افسانههای محلی و بخش عمدهای از ضربالمثلهای فارسی شود.
این نویسنده میگوید: بخش عمدهای از قصههای ما کاملا شفاهی است و نمیتوان آن را مکتوب کرد و به همین خاطر باید نهاد یا سازمانی ثبت معنوی این میراث منحصر به فرد را به صورت جدی پیگیری کند.
مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان هم که 11 سال پیش جشنوارهای با نام قصهگویی را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به راه انداخت، بیگانگی کودکان با قصه را یک آسیب جدی فرهنگی میداند و معتقد است: «نخستین موضوع درباره قصهگویی این است که باور کنیم قصه میتواند از رسانههای دیگر تاثیرگذارتر باشد».
او اگرچه نسبت به عملکرد صداوسیما درباره تعطیلی برخی برنامههای قصهگویی همچون «شب بخیر کوچولو» انتقاد دارد، اما معتقد است که حضور رادیو و تلویزیون و دیگر رسانههای نوین دلیلی بر فراموشی قصه نیست.
رحماندوست تاکید میکند: «اگرچه برخی از سریالها و فیلمها عناصر قصهگویی را دارند، اما قویترین سریالها هم نمیتوانند قصهگویی کنند؛ چراکه قصهگویی هنر کار با واژهها و انتقال عواطف انسانی با کمک کلمات است».
این قصهنویس کودکان میافزاید: «غربیها از نظر فناوری و رسانههای نوین از ما بسیار جلوتر و پیشرفتهتر هستند، اما در آنجا نهتنها شاهد تعطیلی قصهگویی و برنامههای قصهمحور نیستیم که اصلا نهادی با نام «قصهگویان مدرن» دارند».
نقش پدرها و مادرها
رحماندوست که این روزها در کتابخانه ملی، کارگاه قصهگویی برای پدران و مادران برپا کرده است به آمار جالبی اشاره میکند و میگوید: «از میان کسانی که در این کارگاهها حضور داشتند بیشترین سهم برای والدینی بود که مدرک تحصیلی لیسانس به بالا داشتند و از مناطق شمالی پایتخت هم بودند که از نظر مالی و در اختیار داشتن امکانات رسانهای مشکل ندارند، اما با این وجود آمده بودند تا برای فرزندانشان بتوانند قصه بگویند».
او نقش والدین را بسیار مهم میداند و معتقد است: «در گذشته مادران مهمترین و بهترین راویان و قصهگوها بودهاند».
او تاکید میکند: «قصهگویی یک تعامل دوجانبه است. پدر و مادر هم باید از قصه گفتن لذت ببرند که متاسفانه در این زمینه هم دچار مشکل هستیم و بسیاری از پدرها و مادرهای امروز اصلا تمرین و توانایی لازم برای این کار را ندارند».
نداشتن متولی
این بی توجهی و فقر فرهنگی در زمینه قصهگویی در حالی است که هیچ سازمان، انجمن یا صنفی متولی قصهگویی نیست. تنها کانون پرورش فکری کودکان است که سالی یکبار آن هم به صورت مناسبتی جشنواره قصهگویی را برگزار میکند. شاید همین نداشتن متولی و جدی نگرفتن قصهگویی در رسانهها باعث شده تا یکی از مهمترین سنتهای ما که هم میتواند سرگرمکننده باشد و هم در استحکام بنیانهای خانواده و انتقال میراث گذشتگان نقش داشته باشد، اینچنین دچار غفلت و فراموشی شود.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم