شاکی در شکایت خود به بازپرس کشیک دادسرا گفت: صاحب یک طلافروشی در تهران هستم. چند هفته قبل 2 نفر به عنوان مشتری وارد مغازهام شدند و پس از مشاهده سکههای ویترین، گفتند تعدادی سکه قدیمی و گرانبها در اختیار دارند و اگر تمایلی برای خرید آنها داشته باشم، میتوانند با من معامله کنند.
شاکی افزود: به خاطر علاقهای که به سکههای قدیمی داشتم، از 2 مرد فروشنده خواستم تا برای اثبات گفتههای خود نمونهای از سکههای قدیمی را ارائه کنند تا آنها را بررسی کنم. پس از چند روز آن دو مرد چند سکه قدیمی به من نشان دادند که با بررسی سکهها، متوجه شدم قدمت تاریخی دارند.
معاملهای که به گروگانگیری ختم شد
وی ادامه داد: روز بعد در یکی از بوستانها آنها را ملاقات کردم. 2 فروشنده سکه گفتند هنگام حفاری مزرعه پدری خود در یکی از روستاهای شمال کشور 10 کیلو انواع سکههای طلا را پیدا کردهاند و 3 کیلو از سکهها را نیز به چند طلافروش فروختهاند. با شنیدن این حرفها به این دو فروشنده اعتماد کردم و تصمیم گرفتم سکهها را از آنها بخرم.
شاکی افزود: روز خرید سکهها، 2 مرد فروشنده مرا سوار خودرو کردند و عازم محل نگهداری 7 کیلو سکه قدیمی در مزرعه پدریشان در شمال کشور شدیم. در میانه راه فروشندگان سکه با تعارف آبمیوه مرا بیهوش کرده و پول و چند فقره چک به ارزش 50 میلیون تومان را که همراهم بود، سرقت کردند. وی اضافه کرد: وقتی به هوش آمدم، در یک خانه متروکه در خارج از شهر زندانی شده بودم.
مردان شیاد قصد اخاذی داشتند
مرد طلافروش بیان کرد: 2 فروشنده شیاد با تهدید به مرگ از من خواستند با خانوادهام تماس بگیرم و از آنها برای آزادی ام، پول طلب کنم که درخواست آنها را نپذیرفتم و سرانجام پس از 2 روز زندانی شدن در خانه متروکه وقتی آدمرباها برای دقایقی محل را ترک کرده بودند، با شکستن شیشه پنجره فرار کردم.
پس از شکایت مرد طلافروش، پرونده در اختیار ماموران آگاهی تهران قرار گرفت و با حضور شاکی در اداره پلیس، تحقیق از وی آغاز شد. با اطلاعاتی که شاکی ارائه کرد، چهرهنگاری رایانهای از 2 گروگانگیر فراری انجام شد.
تصاویر رایانهای راز گشود
ماموران در ادامه تحقیقات پی بردند تصاویر رایانهای از 2 متهم تحت تعقیب پلیس با 2 کلاهبردار حرفهای و سابقهدار به نام محمد و یاسر که چندی قبل از زندان آزاد شدهاند، شباهت دارد.
با به دست آمدن این سرنخ، شاکی نیز با مشاهده تصاویر، این دو متهم سابقهدار را شناسایی و عنوان کرد آنها او را ربوده و پولهایش را سرقت کردهاند.
با تایید هویت متهمان فراری، پاتوقهای احتمالی آنها زیرنظر گرفته شد تا عاقبت متهمان چند روز قبل در مخفیگاه خود در جنوب تهران شناسایی و دستگیر شدند.
با انتقال متهمان به مرکز پلیس،تحقیقات از آنها آغاز شد. مردان آدمربا در بازجوییهای پلیسی اظهارات متناقضی را بیان کردند تا اینکه در مواجهه حضوری با فرد ربودهشده ـ طلافروش ـ به جرم خود اعتراف کردند.
اعتراف متهمان
محمد، یکی از متهمان در اظهاراتش به پلیس گفت: چند سال قبل با همدستی دوستان قدیمی ام گروههایی را تشکیل داده و به بهانه فروش سکههای قدیمی یا اشیای عتیقه، خریداران را فریب داده و از آنها مبالغ کلانی کلاهبرداری میکردیم. چند بار نیز به همین اتهام دستگیر و زندانی شدم.
متهم افزود: آخرین بار پس از آزادی از زندان با یاسر که متهمی سابقهدار بود، آشنا شده و دوباره کلاهبرداری را آغاز کردم. به این ترتیب که به عنوان مشتری به طلافروشیها و صرافی ها رفته و با نشان دادن چند سکه قدیمی ـ که پیش از این سرقت کرده بودیم ـ اعتماد آنها را جلب کرده و به بهانه فروش سکههای طلا و قدیمی، آنها را به شهرهای شمالی کشور یا خارج از تهران منتقل و پس از کتک زدن خریداران، پولهایشان را به سرقت میبردیم. متهم گفت: در برخی از کلاهبرداریها نیز در قبال دریافت پول از خریداران، سکههای بدلی به آنها تحویل میدادیم و در آخرین مرحله نیز با فریب مرد طلافروش قصد اخاذی داشتیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم