در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ابراهیم اسدی درخصوص مهمترین حادثه زندگیاش میگوید: «در اولین دوره لیگ برتر که به صورت حرفهای برگزار میشد، دو تیم استقلال و پرسپولیس در صدر جدول قرار داشتند، اما استقلال با 12 امتیاز بیشتر در آخرین روز لیگ برتر، شانس بیشتری برای قهرمانی داشت. تیم پرسپولیس که من عضو آن تیم بودم، تنها در شرایطی قهرمان لیگ میشد که بازی آخر را ببرد و استقلال ببازد. آبیهای پایتخت در انزلی بازی داشتند و ما در تهران. آنها در مقابل ملوان یک بازی ضعیف را به نمایش گذاشتند و در نیمه اول یک گل از ملوان انزلی خوردند، ما هم در تهران مقابل مقاومت سپاسی در نیمه اول صفر ـ صفر بردیم و با این نتیجه بازی هم، استقلال قهرمان میشد. در نیمه دوم، استقلال باز هم به بازی ضعیف خود ادامه داد، اما هرچه در تهران به دروازه مقاومت سپاسی فشار آوردیم، گلی نمیتوانستیم بزنیم. حدود دقیقه 60 علی پروین به من گفت به زمین بروم، من هم که اصلا انتظار نداشتم در چنین بازی حساسی به میدان بروم، حسابی دچار استرس شده بودم. خیلی زود خودم را گرم کردم و وارد میدان شدم. حدود دقیقه 65 صاحب یک ضربه کرنر شدیم، توپ را حسن خانمحمدی روی دروازه فرستاد و در میان ناباوری توپ روی سر من پایین آمد و من هم آن را وارد گل کردم. باورم نمیشد. با این که تماشاگران زیادی به استادیوم نیامده بودند و حدود 30 تا 35 هزار نفر در ورزشگاه حضور داشتند، اما به اندازه 100 هزار نفر سر و صدا به پا کردند. از آن لحظه تا دقیقه 90 گوشمان به نتیجه بازی در استادیوم تختی انزلی بود. تا این که داور سوت پایان بازی را زد و ما قهرمان اولین دوره لیگ برتر شدیم، برای من چنین لحظهای مهمترین لذت زندگیام بود که تا آخر عمر آن را فراموش نمیکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: