عبرت

قتل، عقد موقت را باطل کرد

زنان مطلقه از آسیب پذیرترین اقشار جامعه هستند. آنها گاهی به خاطر خلأهای عاطفی و گاهی به خاطر فشارهای اقتصادی بعد از طلاق مجبور می‌شوند رابطه تازه‌ای را آغاز کنند و بدون تحقیق و شناخت زندگی با مردی دیگر را بپذیرند که بدون صلاحیت‌های لازم برای زندگی مشترک است. اتفاق هولناکی که 10 تیر 1380 به وقوع پیوست نمونه‌ای هشداردهنده و عبرت آموز برای تمام زنانی است که به هر دلیل یک بار در زندگی مشترک طعم تلخ شکست و طلاق را تجربه کرده‌اند.
کد خبر: ۳۳۷۷۲۰

ساعت 30‌‌‌‌/‌‌‌‌13 آن روز مردی به نام علی‌اصغر سوار خودروی پژوی زرشکی رنگ خود، محل کارش را به مقصد خانه همسر موقت خود ترک کرد. علی اصغر صاحب یک تعمیرگاه خودرو در غرب تهران بود و به‌رغم این که همسر و فرزند داشت پس از آشنایی با زنی مطلقه به نام نسرین، او را به عقد موقت خود درآورد، اما آن دو با هم به اختلاف برخورده و دچار مشکل شده بودند. آن روز علی‌اصغر نقشه هولناکی در ذهنش داشت و می‌خواست با ارتکاب جنایتی تکان‌دهنده به درگیری‌هایش با نسرین پایان دهد. او قبل از آن‌که از تعمیرگاه خارج شود در یک مکالمه تلفنی همسر موقتش را به مرگ تهدید کرد، اما زن جوان این حرف را جدی نگرفت، برای همین وقتی شوهر صیغه‌ای زنگ آپارتمان را به صدا درآورد، در را به روی او گشود.

علی اصغر پس از ورود به خانه ابتدا از دختر خردسال نسرین خواست بیرون برود، سپس یک قبضه کلت کمری را از زیرلباسش بیرون کشید و به سمت زن 32 ساله نشانه رفت.

نسرین که تصور نمی‌کرد شوهرش ماشه را بفشارد، ابتدا برای دفاع از خود چاقویی در دست گرفت اما اوضاع را وخیم‌تر از حد تصورش دید و برای فرار به سمت اتاق خواب دوید. در همین هنگام علی‌اصغر با شلیک دو گلوله به سر نسرین او را از پای درآورد و بعد از آن با شلیک یک گلوله به شقیقه خودش به زندگی‌اش پایان داد. پس از طنین صدای تیراندازی در ساختمان، همسایه‌ها پلیس را باخبر کردند.

کارآگاهان در تحقیقات محلی و بازجویی از بستگان نسرین و علی‌اصغر دریافتند دو قربانی از 4 سال پیش و بعد از مرگ همسر زن جوان با هم آشنا شده و ازدواج کردند، اما از ابتدا این زن و مرد بخاطر نداشتن تفاهم، اختلاف شدیدی داشتند و حتی یک‌بار علی‌اصغر با چاقو نسرین را از ناحیه دست مجروح کرده بود.

یکی از بستگان نسرین در بازجویی‌ها به کارآگاهان گفت: از 5 روز پیش نسرین یک مهمانی برگزار کرد که همین موضوع باعث دعوای او و شوهرش شد. علی‌اصغر از او خواسته بود دست از مهمانی دادن بردارد و با بعضی از دوستان و بستگانش رفت وآمد نکند. نسرین برخلاف روزهای اول که به علی‌اصغر علاقه داشت، به‌خاطر رفتارهای تند و خشن او، نمی‌خواست به زندگی با این مرد ادامه دهد، اما علی‌اصغر دست‌بردار نبود. چندین بار من از او خواستم نسرین را فراموش کند اما این مرد به ادامه رابطه با مقتول اصرار داشت.

به این ترتیب عقد زن و مرد جوان با جنایت شکسته شد و زندگی هر دوی آنها پایان یافت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها