در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در فصلهای سرد تا باران میبارد یا برف، اکثر تاکسیها یا مسافر کشها هوس میکنند که مسافرانی را سوار کنند که دربست میگیرند. به همین خاطر کسی که نمیخواهد دربست سوار شود، باید کنار خیابان بماند تا رانندههایی که در همه حال دوست دارند همه جور مسافری سوار کنند از راه برسند و آنها را به مقصدشان برسانند.
هوا هم که گرم شود باز مشکلات دیگری همراه با گرم شدن هوا از راه میرسند که دست کمی از مشکلات زمستانی ندارند. این بار همین که هوا گرم میشود و آدم توی تاکسی مینشیند و هوس میکند برای رهایی از شر گرما شیشه را پایین بکشد، ناگهان با جای خالی «شیشه بالا» بر مواجه میشود. اگر از راننده هم بخواهی که شیشه را برایت پایین بدهد یا اخم میکند یا از خراب شدن شیشه حرف میزند یا خرج و مخارج تعمیرات خودرو را برایت فهرست میکند تا بفهمی که مسافران چه ضررهایی با این کارهایشان به رانندهها میزنند.
خلاصه که ماجرای مسافران و رانندهها، ماجرای جالبی است. البته همه را نباید با یک چوب زد، رانندههایی هم هستند که در این گرما برای راحتی مسافر کولر ماشینشان را هم روشن میکنند، اما تعدادشان آنقدر کم است که با زحمت میشود آنها را پیدا کرد.
به نظر شما برای رفع این مشکل چه کاری میشود انجام داد:
1 ـ بیخیال شد و الکی حرص نخورد.
2 ـ مگه مشکلی هم پیش آمده.
3 ـ پول خرد همیشه همراهت باشدتا نگاهت به شیشه نیفتد؟
4 ـ شبی 40 بار از روی مثل معروف «خر ما از کرگی دم نداشت» بنویسیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: