در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کاداستر ، اسم علمی طرحی است که به زبان ساده، مرز بین املاک افراد با هم را مشخص میکند و با گرفتن نقشههای هوایی از املاک، حدود مالکیت هر فرد را ثبت میکند، اما این طرح با آن حرکت لاکپشتیاش 2 چیز میخواهد: پول و امکانات.
محمدحسن بکائیان، معاون آرام و صبور امور املاک سازمان ثبت آنقدر از توانایی سازمان متبوعش مطمئن است که به ما این اجازه را میدهد تا به نقل از او به مردم قول بدهد که اگر پول و امکانات موردنیاز طرح تامین شود، املاک همه شهرنشینان کشور صاحب نقشههای کاداستری میشود؛ نقشههایی که به کمک میآیند تا دعواهای ملکی میان مردم و طرح دعوا در محاکم به حداقل برسد.
بکائیان به ما اجازه نداد تا بعضی کمبودهای موجود را از زبانش بنویسیم اما ما این اجازه را گرفتیم تا از قول خودمان بنویسیم که اگر طرح کاداستر با این همه ضرورت هنوز مهجور مانده به خاطر نگاه تبعیضآمیزی است که سالهاست سازمان ثبت از آن رنج میبرد.
حالا تمام کشورهای پیشرفته دنیا تمام املاکشان را از شهری و روستایی گرفته تا زمینهای جنگلی و مرتعی و زراعی زیرپوشش کاداستر بردهاند اما به خاطر دست چندم تلقی شدن این کار در کشور هنوز کاداستر برای دریافت بودجه میجنگد.
وقتی بحث طرح کاداستر مطرح میشود انگار مثل خود سازمان ثبت بوی کهنگی میدهد. علت کند حرکت کردن کاداستر چیست؟ آیا این مساله فقط به کمبود اعتبار برمیگردد؟
البته من فکر میکنم اگر بگوییم کاداستر بوی کهنگی میدهد زیاد مطلوب نباشد. طرح کاداستر در کشور از سال 1351 یعنی در زمان اصلاح قانون ثبت پیشبینی شد و در ماده 156 آن تاکید شد که دفتر امور املاک سازمان ثبت باید نقشهها و سندهایش را بر مبنای کاداستر صادر کند.
این اتفاق تا قبل از انقلاب هرگز در کشور نیفتاد و بعد از انقلاب هم تا سال 1374 چنین حرکتی روی نداد. در اصل، شروع کاداستر از سال 74 است. طرحی که 20 ساله تلقی میشود و پایان مهلت آن سال 94 است. در واقع اگرچه کاداستر از مدتها قبل پیشبینی شده، اما اجرای آن تازه از سال 74 شروع شده و سازمان ثبت هم در اجرای وظایفش سستی نکرده است. این یک مطلب، اما مطلب دوم این که از سال 74 که طرحی 20 ساله برای کاداستر شهری پیشبینی شد تا امروز فقط 30 درصد بودجه موردنیاز به آن تزریق شده. خب طرحی که 30 درصد بودجه و امکانات موردنیازش تامین شده باشد بر همان مبنا نیز پیشرفت خواهد کرد. این در حالی است که علیرغم اختصاص بودجه 30 درصدی این طرح تاکنون بیش از 60 درصد پیشرفت داشته است.
با این حال ما معتقدیم که باید امکانات بهتری در اختیارمان قرار بگیرد تا تکلیف این طرح هر چه زودتر مشخص شود، چون کاداستر امتیازات زیادی دارد و انجام آن جزء واجبات است.
شما برای این که کاداستر شهری را به طور کامل اجرا کنید چقدر بودجه نیاز دارید؟
کاداستر دارای 2 مرحله است. یکی برداشت نقشههای کاداستری و دیگری درج اطلاعات حقوقی و ثبتی که در مجموع به آن کاداستر گفته میشود. ما الان بیش از 60 درصد نقشههای کاداستر شهری را برداشت کردهایم و نزدیک به 40 درصد کار باقیمانده است. این 40 درصد باقیمانده هم 2 بخش دارد، یکی حدود 20 درصد در محدوده شهرها و حدود 20 درصد در حومه شهرها.
از حدود 60 درصدی هم که نقشههای آن را برداشت کردهایم حدود 40 درصد آن بیشتر پلاکگذاری نشده است، یعنی 60 درصد این مقدار هم در انتظار پلاکگذاری است. پس الان 2 مرحله از کار باقیمانده، یکی برداشت نقشههای کاداستر و دیگری پلاکگذاری و درج اطلاعات ثبتی روی پلاکها. ما طرح و بودجه موردنظرمان را به دولت ارائه و حدود 400 میلیارد تومان برای آن درخواست کردهایم.
پس شما تا 5 سال آینده به 400 میلیارد تومان پول نیاز دارید؟
من گفتم ما 60 درصد نقشههای کاداستر را برداشت کردهایم و از این 60 درصد، 40 درصد آن را پلاکگذاری کردیم. این 60 درصد شامل 10 میلیون قطعه در سطح شهر است که برای آن 16 میلیون سند صادر شده است. ما پیشبینی کردیم چنانچه 124 میلیارد تومان به ما داده شود ظرف مدت 2 سال کار آن 60 درصد املاکی که صاحب نقشهاند را تمام میکنیم. باقیمانده نقشههای ما هم که حدود 40 درصد است بجز اعتبار، امکانات دیگری هم نیاز دارد که اگر مهیا شود کار این 40 درصد هم تمام میشود.
مثلا سازمان نقشهبرداری و سازمان جغرافیا باید نقشههای هواییشان را در اختیار ما بگذارند. اگر این اتفاق بیفتد و بودجه مورد نیازمان یعنی حدود 300 میلیارد تومان تامین شود در یک پروسه 3 ساله آماده اتمام کار هستیم.
شما میگویید یک فرصت 3 ساله برای پایان کار نیاز دارید، اما آقای تویسرکانی رئیس سازمان ثبت اعلام کردند که سال 90 سال پایان کاداستر شهری است. به نظر شما این تناقض نیست؟
احتمالا منظور ایشان کاداستر شهری برای آن دسته از املاکی است که نقشههای آن برداشت شده است. ما به دولت اعلام کردهایم که کار این بخش از املاک را حداکثر تا مدت 2 سال به پایان میرسانیم و برای این کار شهرها و مناطق مختلف را اولویتبندی کردیم، به طوری که اگر بودجه مورد نیازمان تامین شود تا پایان سال 90 کار را تمام میکنیم.
الان شهری در کشور هست که کارش به صورت کامل انجام شده باشد؟
ما در 200 شهر کار برداشت نقشههایمان را تمام کردهایم، اما شهری که در آن کار به صورت کامل اجرا شده باشد، نداریم. یعنی در شهرهای مختلف بین 20 تا 60 درصد کارانجام شده است. ما این شهرها را اولویتبندی کردهایم و اگر امکانات موردنیازمان مهیا شود ظرف یکی دو سال آینده کارشان را به پایان میرسانیم.
آقای بکائیان! الان یک نکته وجود دارد، این که مرکز پژوهشهای مجلس در آخرین گزارشش درباره کاداستر اعلام کرد که سازمان ثبت در جذب اعتبار ضعیف عمل میکند و دچار انحراف شده است، به نظر شما دقیقا منظور از این واژهها چیست؟
البته من فکر نمیکنم ضعفی در جذب بودجه کاداستر بوده، هر چند این کار به عهده بخش مالی سازمان است، ولی ما وقتی برنامههایمان را ارائه میکنیم بودجهها کشش برنامههایمان را ندارند یعنی بودجهها آنقدر نیستند که بتوانند برنامههایمان را پیش ببرند. در واقع بودجه کاداستر آنقدر ضعیف است که نمیتواند موردی برای عدم جذب آن وجود داشته باشد.
عدهای اعتقاد دارند علت این که کاداستر سریع پیشنمیرود این است که مسوولان رده بالای کشور اساسا به این طرح اعتقادی ندارند. آیا چنین چیزی درست است؟
فکر میکنم الان همه مسوولان در دولت و مجلس به اهمیت کاداستر پی بردهاند، یعنی شاید زمانی این طور بوده، ولی الان همه بر اجرای این طرح تاکید دارند. سازمان ثبت هم مطمئن است چنانچه کاداستر را انجام ندهد سیستم مالکیتیاش تکمیل نخواهد شد. ما این مساله را به مسوولان محترم منعکس کردهایم و تقریبا جو آماده است، اما هنوز نیاز است که این آمادگی در میدان عمل هم به وجود بیاید.
آقای بکائیان! شما در حالی مشکل کمبود اعتبار را مطرح میکنید که این مشکلی فراگیر برای همه طرحهاست، یعنی کمبود اعتبار همیشه یک پای ثابت عقبماندگیهاست؛ ولی طبق آماری که من به دست آوردهام از اعتبار 12 میلیارد تومانی سال 86 فقط 5 میلیارد آن صرف پیشبرد طرح کاداستر شده و 7 میلیارد آن برای هزینههای جاری صرف شده. فکر نمیکنید این یکی از علتهای حرکت کند کاداستر است؟
آنچه اشاره کردید اعتباراتی است که از محل بودجه عمرانی و جاری در جهت اجرای کاداستر تخصیص داده و هزینه شده، یعنی نه در جهت فعالیتهای جاری سازمان، بلکه در رابطه با هزینههای جاری کاداستر.
سازمان نقشهبرداری و سازمان جغرافیا باید نقشههای هواییشان را در اختیار ما بگذارند. اگر این اتفاق بیفتد و بودجه مورد نیازمان، یعنی حدود 300 میلیارد تومان تامین شود در یک پروسه
3 ساله آماده اتمام کار هستیم
البته در طرح کاداستر فقط موضوع کمبود بودجه مطرح نیست، چون متاسفانه امکانات جانبی ما هم ضعیف است. ما امکانات ساختمانی و محل اسکان کافی نداریم و پرسنل ما در حد ضعیفی نگه داشته شدهاند و نیاز به آموزش دارند. ما الان جزو دستگاههایی هستیم که حداقل امکانات را داریم، در حالی که حجم کارمان بسیار بالاست. پس اگر ما میگوییم تواناییهای بالقوهمان زیاد است به این معنا نیست که بدون امکانات میتوانیم این تواناییها را به فعلیت برسانیم.
بعضی از منتقدان میگویند زمینخواران دانهدرشت و کسانی که در بورسبازی زمین دست دارند از جمله افرادی هستند که موافق اجرای کامل کاداستر نیستند، یعنی تهیه نقشههای کاداستر دست آنها را از کسب درآمد کوتاه میکند. برای همین سنگاندازی میکنند. آیا این مساله را قبول دارید؟
ما در مسائل شهری با زمینخواران دانه درشت درگیر نیستیم، چون حوزه فعالیت آنها زمینهای خارج از شهراست. البته اجرای کاداستر کامل یعنی کاداستر اراضی زراعی، جنگلی و منابع طبیعی فعلا طبق قانون از وظایف ما نیست، اما ما بیکار ننشستهایم و با دستگاههای متولی مثل منابع طبیعی، حفاظت محیط زیست و مسکن و شهرسازی که مالکان عمده هستند، تعامل کردیم تا نقشههای املاکشان را در اختیار ما قرار دهند و ما نیز با صدور سند از آنها محافظت کنیم. این تعامل بویژه با سازمان حفاظت محیط زیست تاکنون به نتایج خوبی رسیده، به طوری که 4 میلیون هکتار از 12 میلیون هکتار از مناطق زیرپوشش این سازمان در نقشههای ما جانمایی شده است.
ما با منابع طبیعی هم در مورد 10 میلیون هکتار از اراضی توافق کردهایم تا بر مبنای استانداردهای کاداستر نقشههایشان را تهیه و مالکیتشان را ثبت کنیم. با مسکن و شهرسازی هم در حال تفاهم هستیم. الان از حدود 140 میلیون هکتار اراضی منابع طبیعی برای حدود 125 میلیون هکتار سند صادر کردهایم و اگر آقایان در منابع طبیعی همکاری و نقشههایشان را ارائه کنند برای صدور کامل اسناد و تکمیل بانک اطلاعات نیز آمادگی کامل داریم و در این راه کسی را که بخواهد مانع کارمان شود، نمیبینیم.
در سند چشمانداز، ورود بخش خصوصی به کاداستر هم پیشبینی شده است. آیا الان از ظرفیتهای بخش خصوصی برای پیشبرد کاداستر استفاده میشود؟
الان در خیلی از جاها تبدیل نقشهها و ورود اطلاعات به بخش خصوصی سپرده شده همچنین در بحث دادههای املاک نیز از این بخش استفاده میشود و بهکارگیری این بخش تا همین حد کفایت میکند.
ظاهرا بتازگی برای اجرای کاداستر روستایی، زراعی و مرتع و جنگل لایحهای در دست تهیه است. این بدان معناست که این کاداستر که باید همگام با کاداستر شهری حرکت میکرد هنوز استخوانبندی درستی پیدا نکرده، در حالی که برخی کارشناسان معتقدند کاداستر شهری بدون همراهی سایر کاداسترها ناقص است و نمیتواند کارایی خوبی داشته باشد. آیا میتوانیم چنین برداشتی داشته باشیم؟
بیشک کاداستر جامع، کاداستری است که تمام کشور را در بر بگیرد، اما بزرگترین بخش از کشور که مردم با آن درگیرند بخش شهری است یعنی بیش از 60 درصد املاک ما در قطعهبندیهای شهری است و املاک روستایی بیش از 30 درصد فراوانی ندارد. البته ما معتقدیم کاداستر شهری و روستایی باید در کنار هم وجود داشته باشند، ولی اینطور نیست که بگوییم کاداستر شهری بدون کاداستر روستایی کاراییاش را از دست میدهد.
طبق سند چشمانداز، تکمیل سیستم جامع اطلاعات املاک نیز از ملزومات اجرای کاداستر است. این سیستم تا چه مرحلهای پیش رفته است؟
املاک از نظر ثبتی 2 مرحله دارد. یکی املاکی که برایشان سند صادر شده و گروهی که برای آنها تقاضای ثبت شده، اما هنوز سند مالکیت برایشان صادر نشده (پروندههای در جریان ثبت). در بخش اول ما شروع به کار کردهایم و بیش از 80 درصد اطلاعات دفاتر املاک را به سیستم جامع املاک وارد کردهایم و نزدیک به تمام دفاتر املاک را استند کردهایم. حالا نیز منتظر نقشههای کاداستر هستیم تا اطلاعات و نقشهها را با هم تطبیق بدهیم.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: