در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثلا دروازهبانی که مبلغ 400 و خردهای میلیون تومان برای قراردادش به ثبت هیات فوتبال استانی رسیده بود، دریافتی متفاوتی با این رقم داشت. بالاخره باید از جایی شروع میکردیم و درست یا غلط به تصویب رقم 350 میلیون تومان برای بازیکنان و مربیان لیگ برتری رسیدیم که فکر میکنیم نسبت به وضع موجود، کار لازمی بوده است وگرنه الان بازیکنی با رقم یکمیلیارد و دویست میلیون تومان ثبت میشد. حسن بزرگ کار، این بود که حالا اگر متوجه شویم بریز و بپاش آنچنانی صورت گرفته و بازیکنی با رقمی سنگین به تیمی پیوسته است میتوانیم با مورد برخورد کنیم و هرجا مشکلی پیش آمد، مدیر باشگاه، خاطی به حساب آمده و باید پاسخگو باشد.
مهدی تاج در مورد اینکه از سال 2013 ، کنفدراسیون فوتبال آسیا جدیت ویژهای برای حرفهای شدن کامل باشگاهها به اجرا میگذارد، گفت: این توفیق اجباری را به فال نیک میگیریم. آنها قصد دارند از آن تاریخ، تنها پولی را که از طریق منابع شناخته شده حرفهای مثل فروش بازیکن، تبلیغات دور زمین، تبلیغات روی پیراهن و درآمد تلویزیونی به دست میآید جزو سرمایه باشگاه محسوب کنند. در حالی که الان کاری به این ندارند پول باشگاهها از کجا جذب میشود، در حال حاضر فقط اطلاعات مربوط به باشگاههای ما را دریافت کردهاند. مسلما از سال 2013، AFC برای باشگاههایی که شرایطی حرفهای نداشته باشند پروانه بهرهبرداری صادر نخواهد کرد. البته قائل شدن چنین مهلتی مثل ایجاد شیبی میماند که ما را به جلو هدایت میکند، در حالی که اگر قرار بود به یکباره AFCچنین سیاستهایی را اجرا میکرد به مثابه ایجاد پرتگاهی برای سقوط ناگهانی باشگاهها محسوب میشد.
تاج ایراد اصلی اقتصادی باشگاههای ایرانی را غیرسهامی بودن آنها دانست و تصریح کرد: در دنیا حتی سقف خودکار قرارداد بازیکنان باشگاهها براساس سود و زیان آنها معین میشود. دلیل معین شدن این سود و زیان نیز سهامدارانی هستند که خواهان توضیح در مورد دارایی و مایملک خود میشوند، ولی متاسفانه در کشور ما برخلاف مقولههای دیگر، در فوتبال دانش لازم وجود ندارد. فکر میکنم لازم است دانش فوتبال را هم مثل خیلی دانشهای پیچیدهتری که به ایران آمدهاند، وارد کنیم. به هر حال فوتبال ما در دوره گذار به سر میبرد و باید به دنبال مدل مناسبی برای پیشرفت برود. به اعتقاد من ترکیه مدل مناسبی برای تجاریسازی در فوتبال است و ما نیز مثل آنها باید تجاریسازی را مقدم بر خصوصیسازی کنیم. خصوصیسازی در ایران به این نحو انجام میشود که در غیاب سهامداران، فردی به نیابت از آنها پولی را از جای دیگری به دست میآورد و در فوتبال بدون بازدهی مناسب، صرفا به خرج میرساند. در حقیقت فوتبال ما صاحب سهام ندارد تا دلش برای جیبش بسوزد و بر این اساس از مدیران توضیح بخواهد.
تاج بحث در مورد اقتصاد فوتبال ایران را اینگونه ادامه داد: اگر عرضه و تقاضا وجود نداشته باشد، قیمت بازیکن منطقی نخواهد بود و در چنین شرایطی، تنها تیمهایی صاحب بازیکنانی مناسب میشوند که پشتوانههای اقتصادی قدرتمندی چون کارخانههای بزرگ داشته باشند، مثل سپاهان که تا سالها میتواند قهرمانی به دست آورد. اما متاسفانه در نقاط کاملا محروم مثل سیستان و بلوچستان هیچ اثری از ظهور و پرورش بازیکن نمیبینیم.
تاج با اشاره به استانداردهای ضعیف فوتبال ایران گفت: در جام جهانی، 83 بازیکن خارجی وجود دارند که در لیگهای آسیایی بازی میکنند، ولی متاسفانه حتی یکی از بازیکنان حاضر در جام جهانی، در لیگ برتر ما حضور ندارند. این حقیقت نشاندهنده کیفیت پایین لژیونرهای حاضر در فوتبال ایران است. واقعا با چنین فوتبالی اگر تیم ملی ما به جام جهانی هم میرسید با کلاس جهانی فوتبال، فاصله زیادی داشت. تنها سفیر ما در جام جهانی یک کمک است. با این شرایط، تنها عامل بالندگی ما در آسیا حضور تماشاگرانمان است. البته امید زیادی داریم که با اجرای سختگیرانه مقررات و دستورالعملهای AFC رشد اجباری خرسندکنندهای را شاهد باشیم، همچنانکه الان ورزشگاههایی در شهرستانهای ما طی مدت کوتاهی به نور 2000 لوکس، مرکز رسانهای و وی. آی. پی مجهز شدهاند و باشگاههای ما تنها تا سال 2013 فرصت دارند کاملا به استانداردهای حرفهای برسند و براساس دستور کنفدراسیون، در آن زمان در هر یک از باشگاهها هیچموردی جز اسرار آمادهسازی (بدنسازی) تیم محرمانه و پنهانی نخواهد بود.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: