در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد همزمان با برگزاری مسابقات جامجهانی، فوتبال به اولویت افکار عمومی بدل میشود و هر چیز دیگری جز فوتبال در حاشیه قرار میگیرد. فوتبال با جذابیت جادویی اش تمام معادلات را به هم میریزد.
خیلیها ساعت خواب شبانهشان را بر اساس زمان اتمام مسابقات به تاخیر میاندازند. خیابانها در زمان برگزاری مسابقات حساس خلوت میشوند و مردم بخشی از صحبتهای روزمرهشان را به بحث درباره ستارههای فوتبالی، جنجالهای پیش آمده و طرفداری از تیم محبوبشان اختصاص میدهند.
فوتبال تاثیر عجیب و غریب خودش را بر وضعیت اکران فیلمها نیز میگذارد. سینماداران از چند ماه پیش هشدار دادهاند که باید برای وضعیت گیشه فیلمها در ایام جامجهانی فکری کرد. آنها میدانند که در زمان پخش مسابقات جامجهانی نباید به فروش بالای فیلمها دل خوش کنند.
به هر حال نمیتوان منکر تاثیر مسابقات جامجهانی روی گیشه فیلم شد. اگر این فیلم در ایام دیگری اکران میشد، شاید فروش بسیار بالاتری داشت. ضمن این که سهم زیادی از فروش فیلم مربوط به روزهایی بود که جامجهانی هنوز شروع نشده بود.
در روزهایی که همه نگاهها به فوتبال معطوف شده است، یک تهیهکننده باید خیلی دل و جرات داشته باشد که بیاید و فیلمش را اکران کند. این موضوع درباره کارگردانهای سریال تلویزیونی نیز صادق است. آنها هم چندان دل خوشی از فوتبال ندارند و میترسند که سریالشان قربانی پخش سریالهای تلویزیونی شود. همچنین شنیده میشود که قرار است مسابقات فوتبال در سالنهای سینما نمایش داده شوند تا رابطه مردم با سینماها در این ایام قطع نشود. همه اینها نشان میدهد که اهالی فرهنگ همزمان با مسابقات جامجهانی برنامهریزیشان را بر اساس تقویمهای فوتبالی انجام میدهند.
این وضعیت کم و بیش در رسانه ملی نیز حاکم است. بخش زیادی از برنامههای تلویزیون در این مدت به فوتبال اختصاص مییابند. آن بخشهای غیر فوتبالی نیز ناخودآگاه متاثر از این قضیه هستند، چون بعضا به دلیل شدت محبوبیت برنامههای فوتبالی، دیگر برنامهها مهجور میمانند. وضعیت اشاره شده بیش از هر چیز خودش را هنگام پخش زنده مسابقات فوتبال نشان میدهد. معمولا در بین اعضای خانواده، آقایان به برنامههای فوتبالی علاقه دارند و خانمها دوست دارند سریالهای خانوادگی را دنبال کنند. تجربه نشان داده که این جور وقتها آقایان برنده این مسابقه نابرابر هستند! این جملات را از خانمهای بی علاقه به فوتبال زیاد میشنویم: 22 نفر بیکار دنبال یک توپ میدوند و یک تعداد آدم بیکارتر آنها را تماشا میکنند!
خانمها در این جور مواقع مجبورند به خاطر شدت علاقه همسرشان، یک مسابقه فوتبالی 90 دقیقهای را با تمام حواشیاش تحمل کنند. این کشمکش فقط وقتی به صلح منجر میشود که در منزل دو دستگاه تلویزیون موجود باشد، وگرنه این درگیری و اختلاف تا زمانی که داور سوت پایان مسابقه فینال را بزند، همچنان پابرجاست. به همین سبب تهیهکنندگان سریالهای تلویزیونی از پخش سریالشان در ایام جامجهانی هراس دارند، چرا که سریالشان به احتمال زیاد، با افت مخاطب مواجه خواهد شد. در این رابطه اعلام شده است که برنامه هفت که به نقد اوضاع سینمای ایران میپردازد به مدت 3 هفته و تا پایان مسابقات پخش نخواهد شد.
کارگردان برنامه تاوان نیز نسبت به همزمانی پخش سریالش با مسابقات فوتبال اظهار نگرانی کرده است. در ایام برگزاری جامجهانی خیلی از مخاطبان تلویزیونی که تا پیش از آن هیچ حس و علاقهای نسبت به فوتبال نداشتهاند، ناخودآگاه تحت تاثیر جو زمانه به سمت دیدن مسابقات فوتبال کشیده میشوند. این اتفاق همانی است که در نظریه مارپیچ سکوت خانم الیزابت نئومن، جامعه شناس آلمانى وقوع آن پیشبینی شده است. ایده و پایه این مدل آن است که اکثراً افراد کوشش مى کنند از داشتن یک نگرش و باور به صورت منزوى و تنها اجتناب کنند. بنابراین فرد به محیط اطرافش چنان نگاه مى کند که بیاموزد کدام نظریه یا موضوع حکمفرما و شایع است و کدام نظر کمتر مسلط و رو به زوال است. اگر فردى معتقد باشد که نظرات شخصى او یک رده عقبتر قرار دارد کمترین رغبت را براى بیان آن خواهد داشت، فقط به این دلیل که از انزوا مى هراسد.
نظریه مارپیچ سکوت بر نقش رسانهها به عنوان جهتدهندگان به افکار عمومی تاکید میکند. مطابق این مدل وقتی بینندگان تلویزیونی ببینند بیشتر وقت رسانه ملی به فوتبال اختصاص پیدا کرده، آنها نیز برای آن که از قافله عقب نیفتند خودشان را علاقهمند و دوستدار فوتبال نشان میدهند. آن هم در شرایطی که شاید ذاتا علاقه چندانی به فوتبال نداشته باشند. مطابق نظریه مارپیچ سکوت، هر چقدر که رسانه ملی زمانش را بیشتر به فوتبال اختصاص دهد مخاطبان بیشتری به سمت این برنامهها گرایش پیدا میکنند. اگر سریالهای تلویزیونی میدان رقابت را خالی کنند این گرایش به فوتبال شدیدتر و شدیدتر خواهد شد.
یک سریال باید از همه نظر جذابیت بالایی داشته باشد تا بتواند در رقابت با فوتبال پیروز شود. رقابت سریالها با مستطیل سبز، دشوار و طاقت فرساست اما محال نیست.
سریال شبانه نرگس، 4 سال پیش همزمان با پخش مسابقات جامجهانی، مخاطبش را پای جعبه جادو میخکوب کرد. نرگس با داستان پرفراز و نشیبش یک رقیب سرسخت برای فوتبال محسوب میشد.
در این روزها سریالهایی مهجور میمانند که خودشان به لحاظ جذب مخاطب آسیبپذیر باشند. وگرنه کارهایی که ساختار و محتوایی جذاب و حرفهای داشته باشند، میتوانند بزودی مخاطبان خودشان را پیدا کنند.
جامجهانی فوتبال فرصتی است برای کارگردانهای سریالهای ایرانی تا با یک حریف سر سخت دست و پنجه نرم کنند و توانشان را در جذب مخاطب بیازمایند.
البته یادمان باشد که خیلی وقتها فوتبال بهانه است. خیلی از کارها که دستاندرکارانشان در مواقع عادی نیز نمیتوانند با بینندگان تلویزیونی ارتباط برقرار کنند، در این ایام همه کاسه کوزهها را سر فوتبال میشکنند!
احسان رحیمزاده
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: