داستان سریال بچههای مدرسه همت درباره یک مدرسه شبانهروزی و دانشآموزانی بود که در این مدرسه درس میخواندند و در خوابگاه آن ساعات فراغت را میگذراندند. بچههای مدرسه همت با داستان بدیع خود، سوژهای جدید را به تلویزیون آورد. پیش از این در هیچ اثر تلویزیونی ایرانی مدرسه شبانهروزی ندیده بودیم. همین تازگی در سوژه باعث شد تا بچههای مدرسه همت مخاطبان زیادی پیدا کند و در ذهن آنها بماند. اصغر توسلی هم با ساخت سریال «روزگار جوانی» زندگی چند دانشجو را به تصویر کشید و برای اولینبار تصویری جذاب از زندگی شخصی این دانشجویان را در خارج از فضای دانشگاه و خانهای که در آن سکونت داشتند به مخاطب ارائه کرد.
روزگار جوانی با تمام موفقیتی که کسب کرد دیگر تکرار نشد و بعد از آن هیچ کارگردانی به سراغ زندگی جمعی جوانان و دانشجویان نرفت. همچنان که بعد از موفقیت بچههای مدرسه همت هیچ نویسنده و کارگردانی حتی کنجکاو نشد سری به مدارس شبانهروزی بزند و از داستانهای فراوانی که در آنجا رخ میدهد، یک فیلم یا سریال دیدنی دیگر بسازد.
می گویند هنرمند باید متفاوت ببیند تا بتواند سوژه پیدا کند؛ اما با اوصافی که ذکر آنها رفت، متفاوت بودن زاویه نگاه هنرمند، پیشکش. حداقل هنرمندان همت کنند و راه خوبان را ادامه دهند و مدام نگویند سوژه نداریم. سوژهها تکراری هستند و...
طاهره آشیانی /
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم