حضور در پروژههای بزرگی همچون سرن و سزامی از جمله این همکاریها هستند و به عنوان فرصتی طلایی مطرح میشوندکه میبایست جدی گرفته شوند. دکتر حسین محمدی دوستدار، رئیس مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی (ISMO) وزارت علوم معتقد است که باید با دید علمی و فنی به این فرصتها نگاه کرد تا به این ترتیب با اقتدار ملی و نه با دور شدن و پس کشیدن از صحنه، حضور پژوهشگران کشورمان را در عرصههای بینالمللی تثبیت کنیم و همانطور که علم مرز مشخصی ندارد از تمامی امکانات قابل دسترس بهره ببریم.
وضعیت کشور در این دو پروژه بهانه شدند تا به سراغ دکتر دوستدار برویم و در طول گفتگو با ایشان علاوه بر پرسش درباره چند وچون این همکاریها، از دلایل اهمیت ارتباطات و همکاریهای علمی با دیگر کشورها و افق پیش روی ما در مرزهای دانش جویا شویم.
• همکاریهای علمی بینالمللی همانند شرکت در پروژههای سزامی و سرن از جمله مهمترین فعالیتهای مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری محسوب میشود. آقای دکتر همکاریهای این چنینی اصولاً با چه اهدافی شکل می گیرند؟
درطرح سزامی ((SESAME که در واقع طرح استفاده از تابش سینکروترون برای علوم تجربی و کاربردهای آن در خاورمیانه است و با مشارکت تعدادی از کشورهای منطقه اجرا میشود، قرار است یک دستگاه سینکروترون (شتاب دهنده الکترون) مستعمل بهینهسازی شده و براساس آن نخستین شتابدهنده خاورمیانه در نزدیکی شهر امان ـ پایتخت اردن ـ طی چند سال آینده به بهرهبرداری برسد. این دستگاه الکترونها را با سرعتی بسیار نزدیک به سرعت نور به حرکت درمی آورد و پرتو نوری که از آنها ساطع میشود زمینه بررسی ساختار مواد را فراهم میکند.
این پرتو علاوه بر تحقیقات بنیادی کاربردهای متنوع دیگری هم در پژوهشهای کاربردی محیط زیست، شیمی، فیزیک، داروسازی، زمینشناسی، زیستشناسی، نانومکانیک و حتی در بخشهای مختلف پزشکی نظیر آنژیوگرافی دارد. چراکه تابش سینکروترونی منبع نوری است که با آن میتوان ساختارهای در حد اتمی و مولکولی را بررسی کرد که در موارد بسیاری نظیر نیمههادیها، ساخت مواد جدید، ساخت دارو در موارد خاص و مطالعات بیولوژیکی کاربرد دارد. حضور در این پروژه از آنجا اهمیت دارد که کشورهای خاورمیانه از جمله ما فاقد چنین دستگاهی هستیم. به همین دلیل هم سزامی به عنوان اولین مرکز تحقیقاتی بینالمللی عمده خاورمیانه که تحت حمایت یونسکو است تأسیس شد. پیشنهاد ایجاد مرکز سزامی در اجلاس یونسکو در سال 2002 رسماً به تصویب رسید و در رقابتی بین چند کشور منطقه، اردن به عنوان پایگاه سزامی برگزیده شد. اعضای دائم شورای سزامی عبارتند از جمهوری اسلامی ایران، اردن، بحرین، پاکستان، ترکیه، فلسطین، قبرس، مصر و رژیم اشغالگر قدس که این شورا مسوولیت کامل طرح، از جمله مسوولیت تأمین بودجه سالانه را به عهده دارد. اعضای ناظر شورا هم آلمان، آمریکا، انگلستان، ایتالیا، روسیه، سوئد، کویت، فرانسه، ژاپن، پرتغال و یونان هستند.
اما سرن نوعی شتابگر متفاوت است و در واقع برخورددهنده بزرگهادرون که توسط سازمان مطالعات اتمی اروپا راهاندازی شده است و در واقع بزرگترین ماشین آزمایشگاهی جهان به شمار میرود و میتواند شرایطی مشابه آنچه چند میلی ثانیه پس از انفجار بزرگ در جهان رخ داد را شبیهسازی کند. دانشمندان در این آزمایشگاه به جستجوی نشانههایی از ذرات غیر الکترونی که در درک درست از فیزیک بسیار حیاتی به شمار میروند، خواهند بود.
بنابراین سزامی یک پروژه مشترک با چند کشور خاورمیانه است ولی سرن پروژهای اروپایی است که فقط کشورهای اروپایی حق عضویت در آن را دارند و البته در کنار کشورهای عضو بعضی از کشورها یا سازمانهای بینالمللی که عضویت آنها امکان پذیر نیست یا تا کنون عملی نبوده همچون آمریکا، ترکیه، روسیه، ژاپن، کمیسیون اروپا و یونسکو عضو ناظر این پروژه محسوب میشوند و علاوه بر این، دانشمندان 220 مؤسسه و دانشگاه از کشورهای غیرعضو، از جمله جمهوری اسلامی ایران هم میتوانند از امکانات این آزمایشگاه بزرگ به عنوان همکار استفاده کنند و در کل این گروهها میتوانند با پرداخت هزینههای مشخص در انجام آزمایشات یا ساخت قطعات آزمایشگاههای سرن مشارکت کنند. به عنوان مثال در حال حاضر کشور ما در زمینه ساخت برخی اجزای این پروژه در آزمایشگاه CMS همکاری میکند. در نتیجه سعی میکنیم در مراحلی که میتوانیم و نیاز داریم بودجه را بیشتر کنیم و هر جایی که مهمتر است سرمایهگذاری کنیم تا به این طریق تجربیات و اطلاعات بیشتری دریافت کنیم.
در مورد سزامی هم باید اذعان داشت که خوشبختانه کشور ما از جمله کشورهایی است که علاوه بر نقش عمدهای که در شکلگیری این پروژه داشته، تلاش دارد تا به صورت فعال در آن مشارکت داشته باشدکه مطمئنا مشارکت فعال در این پروژه میتواند به انتقال دانش مدیریتی و فنی با ارزشی به کشور کمک کند.
• در واقع حضور در پروژههای این چنینی را باید فرصت مغتنمی برای کسب تجربیات علمی مهم در مرزهای دانش دانست.
بله. در بحث سزامی مرکز مطالعات و همکاریهای علمی بینالمللی عهدهدار پیگیری فعالیتهای مربوط به عضویت ایران است و مرکز فعالیتهای مربوط به ایران به خصوص فعالیتهای کمیته آموزش آن را دنبال میکند. به این منظور سالانه بودجهای را برای همکاری در این پروژه و اعزام دانشجویان به مراکز علمی دنیا برای تحقیق در زمینههای کاربردی مرتبط با سینکروترون اختصاص میدهد. به طور کلی درخصوص همکاری با سزامی میتوانیم چند جور عمل کنیم. اول اینکه بگذاریم دستگاه ساخته بشود که در این حالت فقط حداقل بودجه را در حد پرداخت حق عضویت میپردازیم و پس از راهاندازی پروژه نیز مانند سایر کشورهای عضو با توجه به زمانبندیهایی که انجام خواهد شد از دستگاه برای انجام آزمایشات و تحقیق استفاده کنیم. حالت دیگر آن است که از این مرحله فراتر برویم و در مراحل ساخت شرکت کنیم که البته این موضوع خیلی مورد نظر جمهوری اسلامی قرار دارد و علت این توجه این است که اگر در مراحل ساخت این پروژه حضور داشته باشیم، تکنولوژیهای لازم را هم کسب میکنیم و در ضمن در زمینه مدیریت عالی پروژه بزرگ چند ملیتی نیز صاحب تجربه میشویم. در حال حاضر در این پروژه 2 نفر ایرانی حضور دارند؛ در نتیجه از اتفاقات و مراحل مختلف پروژه با خبر میشویم، ضمن آنکه آمادگی کشور را برای ساخت برخی قطعات سزامی اعلام نموده ایم.
به طور کلی پروژه سزامی از سه نظر برای ما اهمیت دارد، نخست اینکه در مراحل ساخت از تجربیات مدیریتی و فنی بهرهمند شویم و در زمان بهرهبرداری از پروژه سزامی، این فرصت برای بسیاری از دانشمندان و متخصصان ایرانی فراهم میشود تا از امکانات یک شتابگر استفاده کنند و در واقع باید گفت چنین امکانی در دنیای امروز بسیار مهم است.
همچنین از آنجا که در برنامه کلان علمی ایران، ساخت شتابگر ملی در دستور کار قرار دارد، شرکت در پروژه ساخت و نصب یک شتابگر فرصت بیبدیلی برای دستیابی به این فناوری و بخصوص مدیریت کلان پروژهای علمی با این ابعاد وسیع را فراهم میکند و در نهایت مشارکت در سزامی آن هم در ایامی که برخی کشورها برای انزوای ایران تلاش میکنند فرصتی برای حضور خوب ایران در عرصههای علمی بینالمللی برای ما فراهم میکند. کما اینکه به خاطر پروژه سزامی تاکنون تعداد زیادی از محققان جوان ایرانی برای گذراندن دورههای دکترا و پسادکترا به دانشگاهها و پژوهشگاههای درجه اول دنیا راه یافتهاند.
• با توجه به مواردی که به عنوان نقطه قوت و مزیت حضور در این پروژه ذکر کردید آیا وجود تنها 2 نماینده از کشور ما در سزامی کم نیست؟
بله. ما موافقیم کم است، اما در حال برنامهریزی هستیم. در حال حاضر ساخت مگنتها و گردرهای سینکروترون سزامی را پیشنهاد دادهایم و قرار بر این شده که کمیته فنی سزامی، نقشهها و مشخصات فنی این دو تجهیزات را ارسال کنند تا با بودجه 200 میلیون تومانی که از سوی وزارت علوم به این کار اختصاص داده شده است فعالیت خود را شروع کنیم. مسوولیت اجرای این پروژه و دفتر فنی کمیته سزامی را آقای دکتر شهریاری ـ یکی از مشاوران ایران در سزامی ـ برعهده دارند.
• آقای دکتر، یکی از مزیتهایی که شما برای حضور در سزامی برشمردید کسب تجارب مورد نیاز است تا ما بتوانیم شتابگر ملی را شروع کنیم، آیا ما میتوانیم به این ترتیب در ساخت شتابگرها از جمله شتابگر ملی خودکفا شویم؟
بله. همانطور که اشاره کردم در حال حاضر در پروژه سزامی علاوه بر همکاری و حضور 10 ـ 8 کشور خاورمیانه کشورهایی همچون ژاپن، آمریکا و... به عنوان ناظر پروژه، کمکهایی را ارائه میدهند. حضور در سزامی علاوه بر کسب تجربیات ارزشمند و امکان استفاده از دستگاه برای انجام آزمایشات و تحقیق به علت همکاریهای بینالمللی شروعی برای کسب اطلاعات فنی و افزایش توانعلمی داخلی ماست. ضمن آنکه مطمئناً تجربیات حاصل از مشارکت در سزامی در ساخت شتابگر ملی یک پروژه ملی بسیار مؤثر خواهد بود.
• اما حالا که حضور در پروژهای همچون سزامی را میبایست پلی در راستای رسیدن به امکان ساخت شتابگر ملی دانست، آیا این طرح کلان ملی در مقایسه با نمونههای مشابه جهانیاش مترقیتر خواهد بود؟
حداقل کمتر از سزامی نخواهد بود. البته در حال حاضر شرایط اولیه کار را بررسی میکنیم تا ببینیم اصلاً چه نیازی به شتابگر ملی داریم؟چه نوع شتابگری با چه توانی مد نظر ماست و آن را کجا باید مستقر کنیم و اینکه آیا میخواهیم این پروژه عظیم را به تنهایی انجام بدهیم یا با مشارکت برخی از کشورها؟
• در این میان این سوال مطرح میشود، حالا که شرایط استفاده از چنین امکانی را در همکاری بینالمللی داریم اصولاً چه لزومی دارد شتابگر ملی داشته باشیم؟
پاسخ به این سوال به این موضوع برمیگردد که آیا حضور ما در سزامی جواب تمام نیازهایمان را میدهد یا نه؟ در حال حاضر اگرچه برداشتهای اولیه در این باره شکل گرفته اما براساس آنها هم پاسخ این سوال منفی است. چراکه به دلیل حضور چند کشور در این پروژه، زمانها باید تقسیم شود و در نتیجه فرصتها محدود است و این شرایط جوابگوی نیازهای ما نخواهد بود. هرچند ممکن است بعد از مطالعات اولیه به این نتیجه برسیم که همین سزامی جوابگوی ما هست. مطمئناً اظهار نظر قطعی بعد از آیندهنگریهای دقیق باید انجام شود و در حال حاضر نمیتوان پاسخ قطعی به این سوال داد.
• به این ترتیب در حال حاضر چنین پروژهای که به عنوان یکی از طرحهای کلان کشور چند سالی است که بر سر زبانها افتاده هنوز در مرحله مطالعات اولیه است؟
بله. پروژه شتابگر ملی جزو طرحهایی است که هم وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و هم معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری خیلی بر آن تاکید دارند و به همین دلیل هم بودجهای برای مطالعات اولیه شتابگر ملی اختصاص پیدا کرده است. اما برای اینکه ما شتابگر ملی داشته باشیم میبایست تمام ملاحظات سیاسی، علمی و بودجه را در نظر بگیریم. به هر حال با وضعیتی که داریم برخی از کشورهای غربی به دنبال اعمال تحریم نسبت به ایران هستند. به عنوان مثال با وجودی که به دلیل ماهیت پروژه نمیتوانند در همکاریهایی همچون سزامی ما را تحریم کنند ولی حتی در اینجا هم برای ما خیلی سنگ انداختهاند. مثلاً در قوانین سزامی عنوان شده همه اعضا باید در نشستها شرکت کنند. اما زمانی که میخواهیم در نشست علمی سزامی در مصر شرکت کنیم با اقدام غیرمنطقی دولت مصر در عدم صدور روادید و جلوگیری از حضور دانشمندان و پژوهشگران ایرانی در آن کشور مواجه میشویم که البته این مسائل را حل کردیم ولی به هر حال احتمال وقوع چنین اتفاقهایی گاهاً وجود دارد که باید اینها هم مورد بررسی قرار بگیرد و در افق اولیه دیده شود.
بنابراین ناگفته پیداست که این مطالعات، مطالعاتی همهجانبه است وتنها یک یا چند بخش را در بر نمیگیرد. ممکن است ما به این نتیجه برسیم که ساخت این مورد برای ما به صرفه نیست و ما میتوانیم تغییر حوزه بدهیم و از کشورهای دیگر استفاده کنیم.
• در این میان وقتی به اهداف چشمانداز و آینده علم و فناوری نگاه میکنیم میبینیم که شتابگر ملی یکی از پروژههای کلانی است که مورد توجه قرار گرفته است و زودتر باید به مرحله ساخت برسد اما به نظر میرسد تا رسیدن به فاز اجرایی و اصولاً تا نتیجه بررسیهای اولیه آن هنوز فاصله داریم
برنامه این کار در دفتر مرکز فیزیک نظری پژوهشگاه دانشهای بنیادی( IPM) دنبال میشود. ما یک کمیته به نام کمیته شتابگر ملی تشکیل دادهایم که معاونت پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هم با آن درگیر است و البته در حال حاضر اهمیت پروژه آنقدر زیاد است که هم معاونت پژوهشی و هم معاونت علمی ریاستجمهوری با آن درگیر شدهاند و شاید شورای عتف هم در این قضیه وارد شود.
بنابراین اول باید بدانیم که صرفاً یک مرکز مثلاً IPM مسوول این ماجرا نیست. شتابگر ملی ـ ملی است و نیازمند همکاری همه نهادها و دانشگاهها و مراکز پژوهشی مرتبط میباشد و میبایست همه پژوهشگران و متخصصان بتوانند در آن مشارکت کنند و در نهایت به آن دسترسی پیدا کنند. در واقع مجموعهای از توانمندیهای ملی است؛ هم در طراحی و هم در ساخت و برنامهریزی و استفاده از دستگاه.
• درست است که حساسیت و اهمیت موضوع باعث میشود که این مطالعات زمانبر است، اما زمان موکول کردنش هم اتفاق خوبی نیست. باید زودتر شتابگر ملی را آغاز کنیم و اگر میخواهیم که از دنیا عقب نمانیم باید هر چه زودتر تصمیمگیری کنیم. هرچند به نظر میرسد در حال حاضر و در حالیکه یکی از دغدغههای علمی و تکنولوژیکی ما شتابگرها است این طرح ملی هم مانند ابر کامپیوترها، آنطور که باید و شاید پیش نمیرود.
بله باید توجه داشت که با توجه به اینکه بحث شتابگرها در دنیا در حال اختصاصیتر شدن است مطالعات امکانسنجی نباید خیلی طول بکشد در غیر اینصورت تصمیمگیری در مورد انتخاب شتابگر دشوار خواهد شد. هر شتابگر در دنیا تعدادی باریکه نور ـ Beam line ـ دارد که هر کدام در یک حوزه تخصصی مورد استفاده قرار می گیرد ولی اخیراً دنیا به سمت تخصصی کردن شتابگرها و ساخت شتابگرهای پرتال که تنها در یک حوزه تخصصی کاربرد دارد، حرکت میکند.
شتابگر سزامی یک سال بعد از تصویب از یونسکو جدا شد و به عنوان یک پروژه مستقل کار میکند، به همین دلیل برای عضویت در سزامی نیاز داشتیم مصوبه مجلس را بگیریم. آقای دکتر کبکانیان در زمان مسوولیت زحمت زیادی در این زمینه کشید و در زمان آقای دکتر مهدینژاد نیز اتفاق خوبی افتاد. چراکه تا آن زمان ما دائماً مشکل پرداخت حق عضویت داشتیم که همیشه عقب میافتاد؛ یکی به دلیل اختلاف سال و دیگر به خاطر پیچیدگیهای اداری که در این میان وجود داشت. خوشبختانه در نهایت بهترین کار پرداخت حق عضویت انجام شد یعنی این کار به خود معاونت پژوهشی موکول شد و بودجهای برای آن کنار گذاشته شد. در حال حاضر موفق شدیم حق عضویت عقب افتاده و حق عضویت سال 2010 را پرداخت کنیم و این دغدغه حل شد.
• اما حالا که به پرداخت حق عضویت در سرن اشاره کردید بد نیست به سهمی که در این پروژه داریم هم اشاره کنید؟ به نظر میرسد که سرن همانند یک کتابخانه است که ما با پرداخت این حق عضویت میتوانیم از اطلاعاتش بهرهمند شویم.
به دلیل اینکه هیچ کشوری به جز کشورهای اروپایی نمیتوانند عضو سرن شوند، سایر کشورها مانند ایران با توجه به میزان بودجهای که به این پروژه اختصاص میدهد میتواند از امکانات پروژه استفاده ببرد. در حال حاضر تعدادی از اساتید و دانشجویان ما در سرن فعال هستند و اگر امکانات داده شود دانشجویان دکترا و اساتید شرکتکننده به خوبی عمل میکنند.
درباره سزامی فعلاً به مرحله استفاده نرسیدهایم، اما با وجود 2 ایرانی حاضر در این پروژه خوب پیش میرویم به علاوه این که ایران از نظر علمی جزو کشورهایی است که توان علمی بالایی دارد و میتواند از آن خوب استفاده کند.
ما در حال حاضر 2 کار باید انجام دهیم اول برنامهریزی و تشکیل دفتر فنی و دوم گسترش همکاریها چرا که معاونت پژوهشی قول داده اگر برنامهریزی ما برای گسترش همکاریها در سزامی انجام پذیرد، آمادهاند از نظر بودجهای کمک کنند. منتهی یک بازنگری در سیاستگذاری ما لازم است. مثلاً اخیراً رژیم صهیونیستی اعلام کرده که آمادگی دارد برای مدت 5 سال سالانه یک میلیون دلار علاوه بر حق عضویت سالانه پرداخت نماید، در کنار آن شروطی گذاشته که اولاً برخی از کشورها نیز همین کار را بکنند و در ضمن به کشورهایی که گاهاً با تأخیر حق عضویت خود را پرداخت میکنند از سزامیکنار گذاشته شوند. البته در عکسالعمل به این پیشنهاد، معاونت پژوهشی و مسوولان ما اعلام کردند در صورت نیاز پروژه به بودجه بیشتر ایران نیز حاضر است در قالب پرداخت حق عضویت مشارکت نماید ولی شروط خارج از چارچوب ضوابط را نمی پذیرد.
• چرا کشورهای مختلف حق عضویتهای یکسان ندارند؟ و در این میان سهم ایران چقدر است؟
با توجه به توان اقتصادی و علمی کشورها، حق عضویتها را تعیین میکنند. ایران بالاترین سهم را دارد. مثلاً فلسطین چون درگیر مشکل است حداقل سهم را میپردازد.
• با توجه به این که بالاترین سهم را میدهیم، چرا مدیریت سزامی به ما داده نمیشود؟
مدیریتها به صورت آزاد صورت میگیرد. به این صورت که نیازهای مختلف آگهی میشود، هر فرد از کشور عضو میتواند تقاضا بدهد و بعد از انجام مذاکرات و یکسری مراحل انتخاب شود، اولویت ما مزیت خاصی را ایجاد نمیکند. در مدیریت آموزش ما در حال حاضر دکتررحیقی را داریم، نه به خاطر این که از طرف ایران هست فقط به خاطر اینکه همزمان با برخی دیگر کاندیدا و با توجه به رزومه شخصیاش انتخاب گردید.
• اما شما در جایی اعلام کردهاید که در اغلب کشورهای عضو به خصوص در ایران، قابلیت و توانمندیهای شخصی دانشمندان بسیار بالا و قابل مقایسه با بسیاری از کشورهای پیشرفته است؛ ولی متأسفانه از حیث زیرساختها و مدیریت کلان علمی در سطح پایینی قرار داریم و به همین دلیل نیز مثلاً در سطوح بالای مدیریتی، سزامی ناچار به استفاده از متخصصان سایر کشورها میشود.
حرف بنده این است ما افراد توانمندی داریم و وظیفه ما این است افراد را ترغیب کنیم که در این پروژه شرکت کنند. در هر حال اولین موردی که مطرح هست عدم آشنایی با پروژه است. ما باید کاری کنیم که دانشجویان، متخصصین و دانشگاهیان ما با این پروژه آشنا شوند. تنها به این صورت است که میتوان افراد بیشتری را برای مشارکت در مدیریتهای سزامی شناسایی و معرفی نمود. در این رابطه سایتی به نام سزامی ایران را افتتاح کردیم و امکان عضویت در آن به دانشگاهها اعلام شده، اما در حال حاضر از فعالیت آن راضی نیستیم.
در ضمن با برگزاری کنفرانسهای عمومی و تخصصی برای شناساندن هر چه بیشتر این پروژه و کاربردهای مختلف شتابگر سینکروترون میتوانیم در گسترش آن در جامعه کوشش کنیم. این کار نیز شروع شده است. در اواخر سال 1388 نیز یک مورد از این کنفرانسها برگزار گردید و برای سال 1389 نیز برگزاری یک کنفرانس داخلی و یک کنفرانس خارجی در دستور کار کمیته سزامی قرار دارد.
• یعنی اگر دانشجویان برای همکارى در این طرح اعلام آمادگی کنند شما استقبال میکنید؟
صددرصد، ما پروژههای کارشناسی ارشد را کمک مالی میکنیم. برای دانشجویان این بحث سکوی پرتاب است. امسال در2ـ 3 مورد، مرکز ما به کمک کمیته سزامی تعدادی از دانشجویان و اساتید را معرفی کرد. خدا را شکر در حال حاضر ناهماهنگیها، به حداقل ممکن رسیده است، علت بیشتر این ناهماهنگیها به دلیل عدم وجود یک کمیته خوب در مرکز ما بوده است. چراکه از ابتدای کار این بحث به این مرکز واگذار شد و ما هم کمتجربه بودیم اما الان اوضاع بهتر شده است. در حال حاضر نظر معاونت محترم پژوهشی و فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری گسترش حضور ما از نظر فنی و علمی است تا هر امکاناتی که میخواهیم در اختیارمان بگذارند. اما ما فقط هماهنگکننده هستیم دوستانی که در کمیته سزامی، پژوهشگاهها و دانشگاهها هستند، همه باید همت کنند که از امکانات استفاده کنند.
• ممکن است این سوال برای خیلیها مطرح باشد که اصولا همکاریهای علمی بینالمللی چقدر مهم هستند؟
چند سالی است که همکاریهای علمی و بینالمللی از بحث شعاری بیرون آمده است. در مباحث علمی، جامعه علمی دنیا یک جامعه جزیرهای نیست و یک خانواده بزرگ محسوب میشود، حالا ممکن است در این خانواده بزرگ جایی زمینه علمی یا فناوری بهتری در یک یا چند مورد خاص داشته باشد و جایی در زمینههایی دیگر. باید دید اولویتهای کشور ما در چه زمینههایی است که التهاب این اولویتبندی توسط مسوولان ذیربط تعیین میشود. مثلاً بیوتکنولوژی، نانو و IT جزو اولویتهای علمی ماست. ممکن است در زمینههایی ما نیازمند استفاده از توانمندیهای کشورهای دیگر باشد. یا اینکه کشوری نیازمند استفاده از برخی از توانمندیهای علمی ـ فناوری ما باشد. به همین دلیل بحث همکاری علمی بینالمللی بسیار جدی و مهم است.در این راستا اولین کار این است که بدانیم نیاز ما چیست؟ موقعیت ما چگونه است؟ اولویتهای ما کدام است؟ و در نهایت هم مشخص شود که این نیازها چگونه برطرف میشود آیا در داخل کشور قابل دسترسی است یا نیاز داریم در خارج کشور به آنها دسترسی پیدا کنیم که در این صورت نیاز به همکاریهای علمی بینالمللی داریم. در مرحله بعدی کار باید ببینیم در کدام کشورها میتوان این کار را انجام داد که هم از نظر سیاسی و علمی و... امکان همکاری وجود داشته باشد. البته این فقط یک مثال است شرکت دانشجویان و اساتید در کنفرانسها و نشستهای بینالمللی، دعوت از اندیشمندان برای سفر به ایران و شرکت در نشستها و سخنرانیهای علمی، انجام پروژههای مشترک تحقیقاتی و نظایر آن نیز مثالهایی از همکاریهای علمی بینالمللی است.
• البته به نظر میرسد در این همکاریها با برخی از کشورها وارد بحث وگفتگو میشویم که ممکن است تکنولوژی یا فناوری خاصی برای ارائه به ما نداشته باشند. سوال اینجاست که در چنین شرایطی چرا این همکاریها شکل می گیرد؟
کشور ما وضعیت متفاوتی دارد، به دلیل زیرساخت و اعتقادات اسلامی خودمان، هدف ما فقط کسب توانمندی و استفاده از دیگران نیست باید کشورهای دیگر هم بتوانند با استفاده از امکانات ما از نظر علمی توانمند شوند. مثلاً وقتی رئیسجمهور ما اختراعات مملکت و تکنولوژی بالای بومی را به ونزوئلا هدیه میکنند این بدان معناست که ما نیاز شما را برآورده میکنیم و انتشار علم داریم. ما خواستار انحصار نیستیم، ما نمیخواهیم به آنهایی که نیازمند هستند اجحاف کنیم یا بخواهیم سرمایههای آنان را رو بگیریم، در واقع در این قضیه دیدگاهمان انسانی است ضمن اینکه منافع ملی را هم در نظر میگیریم.
• نظر دیگری هم در این میان وجود دارد که ما بیشتر به پاییندستها فکر میکنیم و از بالادستیها چیزی نمیگیریم و برای این منظور هم بیشتر کشورهای ناشناخته و بعضاً عقبمانده را مدنظر قرار می دهیم؟
این گونه نیست. دلیل این باور نادرست هم اطلاعرسانی ضعیف است. کما اینکه کشورهایی همچون بلاروس، روسیه، برزیل، چین و هند در دستور کار همکاریهای علمی بینالمللی ما هستند. در این میان با وجودیکه در بحث فناوری صلحآمیز یک تکان خوبی خورده شده، اما به طور کلی همکاریهای علمی بینالمللی به کندی محقق میشود، تفاهمنامههایی که بین ایران و سایر کشورها منعقد میشود، عمدتاً سیاسی یا اقتصادی ـ تجاری است و تفاهمنامههای علمی و فناوری در زیر سایه تفاهمنامه سیاسی و اقتصادی قرار دارند. یعنی اول مسائل سیاسی و اقتصادی، بعد همکاریهای علمی. من فکر میکنم این وضعیت باید تغییر کند یعنی همکاریهای علمی و فناوری وابسته به همکاریهای سیاسی و اقتصادی به عنوان زیرمجموعه نباشد و مستقل یا حداقل در کنار آنها و در تعامل با آنها عمل کند.
• آیا این اتفاق افتاده که بدون ملاحظات سیاسی همکاریهای علمی بینالمللی شکل بگیرد؟
برخی از کشورها با استفاده از نفوذی که در جوامع بینالمللی دارند میتوانند مانع تحقق این امر میشوند. به عنوان مثال ما قبلاً گفتهایم آماده همکاری درباره تأمین سوخت هستهای هستیم که بحثی علمی و فنی است و از حقوق مسلم ما است، اما متاسفانه این همکاریها محقق نشد یعنی آنها ثابت کردند برای تعهداتشان ارزشی قائل نیستند و به آنها عمل نکردند. بنابراین به سراغ جایی میرویم که بتوانیم به تعهداتش اطمینان کنیم.
دیدگاه کشور ما امکان استفاده همگانی از دستاوردهای علمی و فنی است. ما با این دیدگاه اگر جلو برویم خیلی از کشورها علاقهمند میشوند تا با ما همکاریهای تنگاتنگی داشته باشند و این سیاستی است که دنبال میکنیم و به دلیل اعتقادات و اصولی که داریم نمیتوانیم مانند کشورهای سلطهگر عمل کنیم در غیر اینصورت چه فرقی با سلطهگران خواهیم داشت؟
در برابر سلطه ابرقدرتها، بعضی کشورها مثل ما (ایران) ایستادگی کردند و بعضی از کشورها هم جا زدند. این کشورها در ظاهر از تعرضات مصون ماندند اما واقعاً گرفتار شدهاند چون ماهیت استعمارگران اجازه تنفس به دیگران نمیدهد. ما باید در ملاحظات بینالمللی عدالت و انصاف را مد نظر قرار دهیم و به حق دیگران در استفاده از دستاوردهای علمی و فنی احترام بگذاریم.
ما در زمینه همکاریهای علمی نیاز به انجام مطالعات گسترده داریم و به کشورهایی که با سیاست و دین ما سازگاری دارند اولویت دهیم. وزارت خارجه، وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت صنایع و خود ما این کار را انجام میدهیم و یک تفاهم منطقی که هر دو طرف سود ببرند را در نظر میگیریم.
• با توجه به اینکه مطمئنا در چشم انداز سند 20 ساله ارتباطات علمی بینالمللی هم مد نظر بوده چند کشور در لیست این همکاریها قرار دارند؟ و سوال دیگر اینکه به گفته شما ما سعی نمیکنیم با کشورهای دیگر رقابت کنیم و آنچه داریم را در اختیار کشورهای دیگر قرار میدهیم پس چگونه میتوانیم براساس اهداف چشمانداز قدرت علمی منطقه باشیم؟
حتماً برنامهریزی داریم، مثل همان نقشه جامع علمی. مطمئنا ما یک کشور جدا نیستیم که بگوییم میخواهیم به اهدافی برسیم بدون اینکه فعالیتها و برنامههای کشورهای رقیب را رصد کنیم.در واقع برنامه کشور ما نمیتواند مستقل از برنامه کشورهای دیگر باشد. نمیتوانیم اینگونه تصور کنیم که ما به جلو میرویم و کشورهای دیگر درجا میزنند. پس بایستی حرکات و روشهای کشورهای دیگر را در نظر بگیریم و برنامهریزی کنیم و سهم همکاریهای علمی و فنی بینالمللی را هم مهم بدانیم و در گسترش آن کوشش کنیم.
اما منظور ما از قدرت اول منطقه بودن از نظر علمی، اعمال فشار به دیگران و یا در تنگنا قرار دادن آنها نیست، باورهای دینی ما را برآن میدارد که یکی از اهداف مهم ما در قدرت اول علمی منطقه شدن، کوتاه کردن دست استعمارگران و برطرفکردن نیازهای کشورهای منطقه با حفظ عدالت و باتوجه به منافع ملی خود ما باشد. بنابراین ایجاد رابطه منصفانه در منطقه و پرهیز از سلطهگری یا مورد سلطه قرار گرفتن شاید از نکات مهم این هدف باشد. خدمت به مردم و برطرف کردن نیازهای ضروری آنان با کمک علم و فناوری چه برای ایرانیان و چه دیگران بسیار ارزشمند است و کاملاً هماهنگ با باورهای دینی ماست و از ارکان انقلاب بزرگ اسلامی است.
• از طرفی در بحث سند چشمانداز و رسیدن به قدرت اول منطقه احساس میشود که جزیرهای فکر شده و پیشرفت کشورهای دیگر در طول این مدت آن طور که باید و شاید مد نظرقرار نگرفته است. در حالیکه کشورهای دیگر به سرعت در حال پیشرفت هستند، به نظر میرسد توجه به همکاریهای بینالمللی میبایست از سرفصلهای اصلی چشمانداز باشد؟
باید بشود، چون ما اعتقاد داریم دنبال تعامل هستیم و قصد تقابل نداریم. ما برای رسیدن به اهداف سند مورد نظر به تعاملات و همکاریهای بینالمللی نیازمندیم. در واقع ما میخواهیم با این همکاریها زمینههای بهرهمندی همه کشورهای دنیا را فراهم آوریم.
• البته وقتی بحث رقابت باشد شاید نتوانیم اینگونه رفتار کنیم. یعنی همه دنیا مدینه فاضله نیست که بخواهیم اینگونه برخورد کنیم؟
وقتی پیغمبر(ص) آمدند مدینه فاضلهای نبود، ایشان با اعتقاداتشان پیش رفتند. ما باید با اعتقادات خودمان پیش برویم و موقعیتها باید طوری برنامهریزی شود که گرفتار مابقی مسائل مانند بعضی کشورها نشویم، اگر تنها مساله پیشرفت علمی و فنی بدون درنظر گرفتن سایر جنبههای انسانی ـ اسلامی مورد نظر باشد، از نظر علم و فناوری خیلی هم به اوج برسیم میشویم چیزی مثل آمریکا، در حالی که اگر بخواهیم مثل این کشور باشیم دیگر طبق اعتقادات و زیربنای جمهوری اسلامی رفتار نکردهایم. خوب است که از نظر توان علمی و فنی به نهایت اوج ممکن برسیم ولی در کنار آن باید توجه ویژهای به استفاده از این توانمندی داشته باشیم و در راستای صلاح و پیشرفت همه ملتها گام برداریم.
• به هر حال وقتی قرار است انتقال قدرتی صورت بگیرد، یکسری از توانمندیها را باید برای خود داشته باشیم و در واقع در کل تاریخ قدرت جابهجا شده و پخش نشده است؟
ما قدرت میگیریم اما با دیدگاه انسانی و کمک کردن به دیگران. من فکر میکنم شاید در این قضیه به اندازه کافی کار یا تبلیغ نشده باشد. مثلاً در بحث سوخت هستهای، رئیسجمهور اعلام کرد زمانی که به جایگاه مناسب برسیم، قیمت را خیلی ارزان میکنیم و در اختیار سایر ملتها میگذاریم. من فکر میکنم الان بسیاری از فشارهایی که بر ما اعمال میشود برای جلوگیری از ظهور رقیب در عرصههای اقتصادی و فنی نیست و در واقع ترس از این است که ما با دسترسی به این فناوری آن را در اختیار کشورهای نیازمند قرار می دهیم.
• البته به این ترتیب مطمئنا مشتریهای زیادی برای فناوری که کسب کرده و از انحصار ابرقدرتها خارج کردهایم به دست میآوریم.
بله. البته ما میخواهیم مشتری پیدا کنیم. منتهی میگوییم قیمت تمام شده اگر در انحصار نباشد خیلی کمتر خواهد بود پس انحصار را میشکنیم. البته در شکستن این انحصار بیشتر از کسب سود و قدرت جنبه انسانی قضیه مد نظر قرار خواهد گرفت. ما میخواهیم منصفانه عمل کنیم و از اجحاف بپرهیزیم. اگر اینگونه عمل کنیم جنبههای مالی و اقتصادی آن را هم کسب خواهیم کرد.
ما میخواهیم از زحماتی که میکشیم منافع کسب کنیم و حق ماست ولی نمیخواهیم چون خودمان زیر زور بودهایم، استثمارکننده باشیم. ممکن است نتوانیم با روشهای مرسوم دنیا به مدینه فاضله برسیم، اما با استفاده خوب از منابع انسانی و مادی خود میتوانیم راهکارهایی بدهیم که ابرقدرت باشیم و نه استثمارگر.
• البته در چنین شرایطی کارها را برای خودمان سختتر میکنیم و حلقه را تنگتر.
بله. اما ارزش این کار خیلی بیشتر است که وجودمان منفعتی برای کشورهای دیگر باشد. در ذهن مسوولان ما قدرت و استثمار نیست. در ذهن مردم ما هم نیست. استفاده و پیشرفتهای کشور در جهت منافع ما و دیگران است. کما اینکه در هنگامی که خودمان از جهات مختلف نیازمند هستیم، اما همزمان به فلسطین و لبنان و بسیاری از کشورهای دیگر کمک میکنیم. پس این فرهنگ ارزشی در جامعه و دولت ماست و این بعد جنبههای ارزشی بسیار مهم است و میبایست در برنامهریزیهای ما مدنظر قرار گیرد. برای همین ما میگوییم تسلیم زور نمیشویم، زور هم نمیگوییم.
• پس شما معتقدید که ما علم را کسب میکنیم و باید زکات آن را هم بپردازیم؟
بله در چنین شرایطی میتوانیم ادعا کنیم که زکات علم را دادهایم. هرچند اجرای این هدف برنامهریزیها را سخت میکند و در کل کار پیچیدهای است.
بهاره صفوی / گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم