در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حمیده خیرآبادی، مادر خاطرهها
زمانی که حمیده خیرآبادی در گذشت بیشتر رسانهها با تیتر «مادر سینمای ایران درگذشت» خبر فوت این هنرمند را منتشر کردند. او در فیلمهای بسیاری نقش مادر را بازی کرده بود تا آنجا که او را رکورددار بازی در نقش مادر میدانند. اما نباید فراموش کنیم که او در چندین سریال ارزشمند همچون «پدر سالار»، « «خانه سبز»، «همه فرزندان من» و «پدر خوانده» نیز ایفاگر نقش مادر بوده است.
این بازیگر یک بار خودش در این رابطه گفته است: از سالها پیش که خیلی جوان بودم تا حالا در اغلب فیلمهایم در نقش مادر بازی کردهام و بدون استثنا مادر همه هنرپیشههای معروف بودهام.
حمیده خیرآبادی نقش مادرانی را بازتاب میدهد که یکپارچه مهر و عاطفه و خیراند و هیچ نشانی از شر و پلیدی در آنها راه نمییابد. مخاطبان آثارش دوست دارند نقشهایش را همینگونه باور کنند. حتی اگر این جنس نقشآفرینی به مرز تکرار برسد. چون نقشهای او شبیه مادرانی است که مخاطبان شبیهاش را هر روز در دور و برشان میبینند. هالهای از قداست و معصومیت به دور شخصیتهای مادری که او ایفا کرده کشیده شده و همین قداست است که نقشهایش را دوستداشتنی میکند.
ثریا قاسمی دختر این بازیگر پس از فوت مادرش گفت: «لذت لمس احساس مادرانه از سینمای ایران گرفته شد.»
او چشمگیرترین نقشآفرینیاش را در بین سریالهای تلویزیونی در سریال «پدر سالار» ارائه داد. اولین تصویری که از این سریال در ذهنمان نقش میبندد سفره بزرگی است که همه اعضای خانواده دور آن حلقه زدهاند. محمدعلی کشاورز و حمیده خیرآبادی بزرگان سنی و معنوی این سفره بودند.
اصلیترین دغدغه خیرآبادی در مقام مادر این بود که این جمع صمیمانه از هم نپاشد. زمانی که کدورت و سوءتفاهم بین اعضای خانواده فاصله انداخت، او خودش را سپر بلا کرد تا آرامش از دست رفته دوباره به خانه اسدالله بازگردد.
تکیهکلام او در این سریال را حتما به خاطر میآورید که میگفت: «اسدالله خان بیا چایی بخور!»
او در فیلمهای اجارهنشینها و بانو (داریوش مهرجویی)، بچههای طلاق (تهمینه میلانی)، زرد قناری (رخشان بنیاعتماد) و هنرپیشه (محسن مخملباف) نیز بازیهای ماندگاری را از خود به یادگار گذاشت.
ثریا قاسمی، مادر خوشفکر و صبور
در «پناه تو» جزو اولین سریالهای عاشقانه تلویزیون بود و اتفاقا به همین خاطر نیز با استقبال بالای مخاطبان مواجه شد.
مریم (لعیا زنگنه)، رامین (رامین پرچمی) و محمد (حسن جوهرچی) 3 راس یک رابطه عاشقانه را تشکیل میدادند. در این میان مادران این 3 جوان دانشجو نقش زیادی در تحکیم و یا تضعیف این روابط داشتند.
در این رقابت تنگاتنگ، برگ برنده در دست فردی بود که مادر خوشفکرتر و صبورتری داشت. ثریا قاسمی رابطه صمیمانه و منطقی با پسرش (محمد) برقرار کرده بود و او را در سختترین شرایط زندگیاش نیز تنها نمیگذاشت. هنوز خیلی از بینندگان تلویزیونی تکیهکلام این مادر مهربان را به خاطر میآورند. او پسرش را محمدم صدا میکرد و دائم مشغول تعریف و تمجید از او بود.
او در سریال پرطرفدار «شب دهم» نیز نقش مادر حیدر خوشمرام را بازی میکرد. حیدر از لوطیهای محلات تهران قدیم بود و طبعا روحیات مادرش نیز تا اندازهای با فرهنگ این طیف از جامعه تناسب داشت. حیدر پا در مسیر مبارزهای دشوار گذاشته بود. او قوانین ظالمانه حکومتی را نادیده گرفته بود و به همین خاطر ماموران رضاخان در تعقیبش بودند.
مادر دلسوز حیدر خوشمرام حق داشت که آنقدر برای سلامتی فرزندش اظهار نگرانی کند.
ثریا قاسمی در اختتامیه هفدهمین جشنواره مراکز استانی صداوسیما به عنوان هنرمند ملی معرفی شد و مورد تقدیر قرار گرفت.
گوهر خیراندیش،وجوه متفاوتی از شمایل یک مادر
گوهر خیراندیش در بین بازیگران تلویزیونی که نقش مادر را بازی کردهاند موفق شده در هر کدام از سریالهایش وجه متفاوتی از شمایل یک مادر را به تصویر بکشد.
خیراندیش یکی از دلنشینترین بازیهایش را در سریال همسایهها (محمدحسین لطیفی) ارائه داد. همسایهها داستان زندگی چندین خانواده بود که همگی در آپارتمان آقای فردوس (علی نصیریان) زندگی میکردند. گوهر خیراندیش و امین حیایی در قالب مادر و پسر خانواده ناقص دو نفرهای را تشکیل داده بودند. امین حیایی از یک طرف خودش را پسری عاقل و بالغ میدانست و از طرف دیگر میخواست در غیاب پدر، حامی و پشتیبان مادرش نیز باشد. در مقابل مادر نیز چنین حسی را به پسرش داشت. این تضاد موجب شکلگیری لحظات کمیکی میشد. امین حیایی نگرانیها و دلشورههای بیش از حد مادر را یکجور گیر دادن تلقی میکرد. این 2 بازیگر بده و بستان خوبی با هم داشتند و رابطه عاطفی و بامزهشان خیلی خوب از آب درآمده بود.
گوهر خیراندیش در سریال «خانه ما» (مسعود کرامتی) باز هم در جایگاه یک مادر قرار گرفت. اما این بار نقش مادر خانوادهای را بازی کرد که ناقص نبود و از یک پدر و مادر و 2 فرزند دختر و پسر تشکیل میشد.
فیلمنامه «خانه ما» بر پایه جزییات زندگی یک خانواده سالم و متعادل نوشته شده بود. در این خانواده همه چیز منظم و حساب شده پیش میرفت و گاه یک اتفاق کوچک موجب شکلگیری گرههای فیلمنامه میشد. خیراندیش در این سریال در قالب نقش مادری منطقی و خوشفکر فرورفته بود که سعی میکرد با تدبیرهای مادرانهاش به اختلافات اعضای خانواده پایان دهد.
در این سریال رضا بابک نیز در نقش همسر خیراندیش بازی خوبی را ارائه داد. این بازیگر موفق شده در چندین سریال کلیشه نقش تکراری مادر معصوم و فداکار را بشکند و حوزههای جدید را هم بیازماید. به عنوان مثال در سریال «اشکها و لبخندها» (حسن فتحی) نقش مادری خلافکار به نام شمسی را بازی کرد که تازه از زندان آزاد شده بود.
او و پسرش (هومن برقنورد) مناسباتی لوطی منشانه داشتند و طرز صحبت کردن و تعاملشان از قواعد عرف جاری پیروی نمیکرد. به عنوان مثال هنگامی که شمسی پسرش را در یک اتاق زندانی کرد و یک تار مویش را به قفل در چسباند، پسر به احترام آن تار مو به حکم حبس گردن نهاد و فکر فرار را از سرش بیرون کرد.
اگر بخواهیم بررسی نقشهای مادرانه این بازیگر را ادامه دهیم باید به چند فیلم و سریال دیگر همچون «میوه ممنوعه»، «روزی روزگاری»، «آینه»، «دعوت»، «دایره زنگی»، «ارتفاع پست»، «دنیا»، «واکنش پنجم»، «گل یخ» و... نیز اشاره کنیم. احتمالا در میان این اسامی مردم نقش او را در سریال پرمخاطب «میوه ممنوعه» بهتر به یاد میآورند. در این سریال با زن مسنی به نام قدسی مواجهیم که همسرش (حاج یونس فتوحی با بازی علی نصیریان) میخواهد مزه عشق پیری را بچشد.
قدسی از یک طرف باید آبروداری کند و رسوایی ناشی ازدواج مجدد همسرش را پنهان کند. از طرف دیگر باید خودش را دلداری دهد تا کانون خانوادهشان از هم نپاشد.
پری امیرحمزه،لایههای منفی نقش یک مادر شوهر
پری امیرحمزه در سریال «آرایشگاه زیبا» قبل از این که نقش یک مادر را داشته باشد، بیشتر نقش یک مادرشوهر را بازی میکرد! در این سریال همه فراز و نشیبها از رابطه غیردوستانه مادر اسد (رضا بابک) و دختر مورد علاقه پسرش (فاطمه معتمدآریا) ناشی میشد.
امیرحمزه نقش یک مادر شوهر لجباز و سختگیر را ارائه میکرد که حاضر نمیشد تن به ازدواج پسرش با یک دختر غریبه بدهد. مادر اسد پایش را توی یک کفش کرده بود که پسرش باید مطابق سلیقه او ازدواج کند. اما وقتی که دید سن اسد دارد بالا میرود از خر شیطان پایین آمد و خواسته پسر را اجرا کرد.میشود در مطلبی جداگانه، جزییتر به موضوع تصویر مادرشوهرها در فیلمها و سریالهای ایرانی بپردازیم.
آخرین نمونهای که سراغ داریم بازی فریده سپاهمنصور در فیلم «کتاب قانون» است. او هم در یک جدال دائمی با عروس فرنگیاش بود. البته سپاهمنصور بعدها اعلام کرد که کشمکش بین این دو اختلافات عقیدتیشان بوده نه مسائل خانوادگی. مادرشوهر سختگیر فیلم «کتاب قانون» از آن دست آدمهایی بود که فکر میکرد فقط کار خودش درست است و کار بقیه غلط.
مریم امیرجلالی، تصویر حرص خوردنهای بیپایان
تصویر کلیشهای که از او در ذهنمان مانده این است: مادر عصبی و غرغرویی که دائم از دست خرابکاریهای بچههایش حرص میخورد. نقش این بچهها را معمولا رضا عطاران یا علی صادقی بازی میکنند.
او در سریالهای «پشت کنکوریها»، «خانه به دوش»، «کارگاه شمسی و مادام» و «ترش و شیرین» نقشی اینچنینی را با اندکی نوسان بازی کرده است. امیر جلالی معمولا نقش مادرانی را اجرا میکند که متعلق به طبقات فرودست جامعه هستند. او نمایانگر رنج مادرانی است که با فقر و نداری دست و پنجه نرم میکنند. «چاردیواری» را باید یکی از نقشهای متفاوت این بازیگر به حساب آورد. او اگرچه در این سریال همچنان نقش مادری پایینشهری را بازی میکرد، اما دیگر از حرص خوردنهایش خبری نبود.
شیرین بینا، خسته از مادرهای کلیشهای
برای اولین بار نقش یک مادر فداکار و مهربان و پرسنوسال را در سریال «مسافری از هند» (قاسم جعفری) بازی کرد. پس از آن این نقش رویش ماند و خیلی از کارگردانهای دیگر به خاطر این شخصیت به سراغش آمدند. حتی خود قاسم جعفری هم برای سریال بعدیاش یعنی «کمکم کن» شیرین بینا را برای نقش مادر برگزید.
در این سریال سروش گودرزی نقش پسر بینا را بازی میکرد. در حالی که این 2 نفر اختلاف سنیشان فقط 8 سال است! این بازیگر در تمام مصاحبههایش از این که در نقش مادر فداکار کلیشه شده گلایه میکند. او همیشه از کارگردانها میخواهد که نقشهای متفاوتی را به او پیشنهاد کنند. او یکبار با خنده و شوخی میگفت: ماجرای پیشنهاد نقشها برای من خیلی جالب شده است. زنگ میزنند و میگویند نقش مادربزرگی را برای تو در نظر گرفتهایم که یک نوه و یک پسر مهندس 30 ساله دارد. من خودم 40 سال دارم چطور میتوانم پسری 30 ساله داشته باشم؟
مادران متفاوت سینما
اگرچه در این مطلب بیشتر بر نقش مادران سریالها متمرکز شدهایم اما بد نیست که اشاره کوتاهی نیز بهچندمادر سینمایی داشته باشیم.
مادر فیلم «من ترانه پانزده سال دارم» را از آن جهت انتخاب کردیم که کم سن و سالترین مادر سینمای ایران است. اصلا تمام اتفاقات داستان بر محور این ایده جذاب میچرخد. این که زنی در سن 15 سالگی صاحب فرزند شود و مجبور باشد به تنهایی آن را بزرگ کند. ترانه خودش را به آب و آتش میزند تا بتواند از عهده وظایف مادرانهاش بربیاید.
او در یکی از دیالوگهایش میگوید: «خانواده من از خود من شروع میشه».
او حاضر است برای دخترش پرنیان جانش را هم بدهد. برای پرنیانی که به جز یک مادر 15 ساله و یک پدربزرگ به زندان رفته هیچ کس و کار دیگری ندارد.
یکی از زیباترین لحظههای فیلم جایی است که ترانه سر کلاس درس حضور جنین را در وجودش حس میکند. او برای لحظهای میخندد و سپس حسی از نگرانی در چهرهاش موج میزند.
وقتی در نهایت درماندگی با خدای خودش درددل میکند جملات زیبایی میگوید. فقط یک مادر میتواند اینگونه پاک و صادقانه با خدا راز و نیاز کند: «خدایا دارم میترکم. خیلی وقته ازت خواستم کمکم کنی. هیچوقت نفهمیدم چه جوری کمک کردی، چه جوریش رو که خودت بهتر میدونی. ولی خواهش میکنم، تنهام نذار. دیگه وقتی خودت همه چیزرو میدونی که من نباید بترسم.»
گلشیفته فراهانی در فیلم «میم مثل مادر» به تمام معنای کلمه مادر بود. او فرزند معلولش را هدیهای از طرف پروردگار میدانست و از اینرو عاشقانه او را در آغوش میکشید.
درخشانترین فیلمی که در سینمای ایران درباره مادر ساخته شده فیلمی است از علی حاتمی که همین کلمه مقدس بر پیشانیاش نقش بسته است.
حاتمی زندگی زنی سالخورده را به تصویر میکشد که در روزهای پایانی عمرش میخواهد با فرزندانش دیدار تازه کند.
رقیه چهرهآزاد برای بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را از آن خود کرد. او تاکنون مسنترین بازیگر زنی است که سیمرغ جشنواره را تصاحب کرده است.
هنوز هم وقتی دیالوگهای او را در این فیلم به یاد میآوریم، نمیتوانیم جلوی خیس شدن چشمهایمان را بگیریم: سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهر نکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. آبروداری کنین بچهها، نه با اسراف. حرمت زنیت مادرتونرو حفظ کنین.
حالا که صحبت از دیالوگ شد اجازه بدهید یادی کنیم از این دیالوگ زیبای فیلم «باغهای کندلوس» (ایرج کریمی): «مادرا هر وقت بمیرن زوده.»
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: