در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1 ـ کارت اعتباری نداریم: در ایران کارت اعتباری بیش از آنکه نشان دهنده اعتبار فرد باشد بیانگر میزان پول وی است. برای دریافت کارت اعتباری باید سپردهای نزد بانک بگذارید و سپس برای استفاده فقط میتوانید در حد همان مبلغ خرج کنید. در حالی که کارت اعتباری در کشورهای توسعهیافته بر جنبه اعتبار افراد مبتنی است. این کارتها انواع گوناگون دارند و هر کدام نوعی از اعتبار مالی را در اختیار میگذارند. فیش حقوقی، حجم مبادلات تجاری، گردش پولی حساب بانکی، ضمانت ملکی و شغلی، خوش حسابی و... نیز میتواند پایه اعتبار انواعی از این کارتها قرار گیرد که بخش بزرگی از مبادلات روزمره با آنها انجام میشود. در حقیقت کارتهای اعتباری در کشورهای پیشرفته به افراد اجازه میدهد مبالغی بیش از اعتبار خرج کنند و در موقع مناسب به جبران بپردازند. در حالی که برای مثال در کشور ما پرداخت قبوض آب، برق، تلفن و... به بانکها از طریق الکترونیک به سپرده از پیش نیاز دارد که اغلب افراد یا مبلغ این سپرده را در اختیار ندارند یا گمان میکنند به اصطلاح خواباندن پول در بانک فقط برای پرداختهایی از این قبیل عاقلانه و مقرون به صرفه نیست.
2 ـ شیوه پرداخت پول را بلد نیستیم: از اوایل دهه حاضر تسهیل و ترویج پرداختهای الکترونیکی بتدریج در دستور کار بخشهای کلان دولتی و بانکی قرار گرفته است. با وجود بسترهایی که برای این کار پدید آمده و عرضه کارتهای الکترونیکی بانکی، دستگاههای خودپرداز، امکان پرداخت قبوض از طریق تلفن همراه و... هنوز اطلاعرسانی کامل و جامعی برای ترویج این شیوه صورت نگرفته. شاید بهتر باشد بگوییم ما حصل این اطلاعرسانیها و فرهنگسازیها کافی و مطلوب نبوده. بخش بزرگی از افراد جامعه و حتی شهروندان قدیمی هنوز از شیوههای پرداخت الکترونیکی برای قبوض آب و برق و... که امکانش مهیاست، خبر ندارند.
3 ـ اعتمادسازی نشده است: هنگامی که پای پول در میان باشد حساسیتها افزایش مییابد. در جامعه ما انجام الکترونیکی کارها با تجربههای ناخوشایندی همراه است که بسیاری افراد را متقاعد میکند به این جور روشها اعتماد نکنند و کار را خودشان و با دست خود انجام دهند تا مطمئن باشند برای مثال گاهی پول قبض یک دوره به صورت الکترونیکی پرداخت میشود و در قبض بعدی همان مبلغ در ستون بدهی درج میشود. حالا بیا و درستش کن!
4 ـ ضرورتی احساس نمیشود: این ضرورت وجود دارد ولی در جامعه احساس نمیشود به این معنا که لزوم و اجباری در کار نیست و مسوولان دولتی نیز برای پیشبرد کار اقدامات موثری انجام نمیدهند.
85 درصد فعالیت بانکهای ایران به عملیات خرد نظیر پرداخت قبوض، وصول چک و انتقال وجه مربوط میشود و این یک رکورد منفی جهانی است. در کشورهای توسعه یافته دقیقا برعکس است و بیش از 85 درصد فعالیت بانکی به عملیات کلان اختصاص دارد که اشتغالزایی و کارآفرینی را به دنبال دارد. هزینههای استهلاک اسکناس را هم که به ضررهای پرداخت غیرالکترونیکی در حوزه مبادلات روزمره اضافه کنید به حدود یک هزار و 200 میلیارد تومان هدر رفت بودجه عمومی کشور در سال میرسیم. بر این اساس، احساس ضرورتها باید در مسوولان و تصمیمگیران کلان شکل بگیرد و به جامعه منتقل شود. مثل هر کار دیگری در این باره نیز اقدام و دستور اجرا پیش از بسترسازی و مهیا کردن شرایط خیلی زود محکوم به شکست میشود.
امین رحیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: