در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جلوتر میآیم و با دیوار رادیو مواجه میشوم. دیگر از آن دیوار نقاشی شده خوشرنگ و معماری آبی رنگ شبکه رادیویی تهران خبری نیست. نزدیک پخش میشوم. سکوتی خاص در محوطه رادیو حکمفرماست، چه کسی میداند از بلندگوی این ساختمان در این ساعت از شب محفلی برای اشاعه فرهنگ کتابخوانی و حفظ و اعتلای زبان فارسی تشکیل شده است. وارد میشوم چراغ روشن قرمز استودیو نشان از داغی آنتن میدهد، مشروح اخبار ساعت 30/20 تمام نشده است. عوامل برنامه بعلاوه گوینده پخش در استودیو حاضرند. سلام میدهم و با جمع گرم عوامل برنامه شبانه «رواق» آشنا میشوم. ساعت از 21 گذشته و اخبار تمام میشود، نمایش 2 دقیقهای با موضوع فرهنگی پخش میشود، بعد از آن آگهی بازرگانی و سرانجام با ورود رضا خضرایی، گوینده با سابقه رادیو به استودیو کلید برنامه شبانه رواق میخورد.
خضرایی ابتدا بخشهای مختلف برنامه را بیان میکند و از شنوندگان میخواهد با تماس تلفنی خود به سوال همیشگی برنامه اینکه «چه کتابی شما را تحت تاثیر قرار داده» جواب دهند.
تصنیفی بیکلام را داوود جمشیدی، تهیهکننده ارشد رادیو و تهیه کننده و سردبیر این برنامه آماده پخش میکند. میخواهم چند سوال بپرسم، اما میگذارم بعد از پایان برنامه و من هم مانند هر شنوندهای با این تفاوت که بیننده روند برنامه هستم همراه رواق میشوم.
بعد از اتمام تصنیف بیکلام بخش اول، مرور رویدادهای فرهنگی و هنری در هفتهای که گذشت یعنی از چهارشنبه پیش تا این چهارشنبه توسط طیبه نهانی، گزارشگر رواق پخش میشود. هیچ هیجانی در برنامه وجود ندارد و کسی عجلهای برای گذر زمان و پایان برنامه ندارد.
خبری از فضای پر سرعت صبح در شب نیست، گوینده طبق متن داده شده، یادی از خیام میکند که 2 روز گذشته سالروز بزرگداشت او بود. معصومه خیاطون، دستیار تهیهکننده با یک ناشر تماس تلفنی میگیرد و از او میخواهد پشت خط منتظر باشد تا گوینده با او شروع به صحبت کند. راحله بروجردیان و مهدی فرهمند 2 تن از دیگر عوامل هستند که در کابین، تماسهای تلفنی شهروندان را پاسخ میدهند و صدای ضبط شده شنوندگان را به رایانه پخش ارسال میکنند.
از زمان دیجیتالی شدن استودیو پخش خیلی از کارهای برنامه راحت شده و دیگر نیاز نیست که نوار ریل ضبط شده ادیت شود، بلکه از همان کابین به رایانه متصل شده و به میز صدا ارسال میشود.
البته سیستم اتوماسیون که در شبکههای دیگر بهرهبرداری شده، گویا در این شبکه مراحل تکمیل را میگذراند.
دستیار تهیهکننده منتظر است گوینده صحبتهایش را درباره کتابخانه عمومی تمام کند و صدای شنوندگان را به اصطلاح به برنامه «پلی» کند، همین که گوینده مکث میکند به خیال اینکه صحبتهای او تمام شده خیاطون صدای شنونده را پخش میکند، اما حرفهای او تمام نشده بود که صدای شنونده روی صدای گوینده میرود. تهیهکننده این مساله را که در آنتن هم منعکس شد، بزرگ نمیکند تا آرامش برنامه به هم نریزد.
ساخت رواق ادامه پیدا میکند. صدای شنوندهای که در حال خواندن شعری از مولاناست در حال پخش است. تماسها از خانمهای جوانی است که اهل کتاب و شعر هستند، چند تا از لغات خوانده شده اشتباه تلفظ میشود بعد از آن خضرایی با ادب و احترام تلفظ درست لغات را گوشزد میکند.
به نظرم این برنامه فرصتی است برای خانمهایی که اهل شعرند یا میخواهند صدای خود را تستی بزنند.
بخش دوم رویدادهای فرهنگی و هنری هم آماده پخش میشود، اما اختلالی در میز صدا ایجاد میشود، یا سیدی مشکل پیدا میکند و باعث میشود کلام گزارشگر روی آنتن برود. مصطفوی، مسوول فنی پخش به استودیو میآید و مشکل را حل میکند. آریا شکوه، صدابردار برنامه فکر میکرد مشکل سیدی است، اما خیاطون میگفت نه من چند بار سیدی را آزمایش کردم و هیچ مشکلی نداشت.
15 دقیقه بیشتر از برنامه نمانده و کل رواق در 75 دقیقه بسته میشود و گوینده به مناسبت روز فردوسی 4 روز پیش از برنامه بخشهایی از شاهنامه (داستان رستم و اسفندیار) را نقل میکند که برای خواندن دوبیتی از شاهنامه به پیشنهاد تهیهکننده اکو به صدای گوینده میدهند.
تصنیفی بیکلام به مدت 2 دقیقه پخش میشود که فضا را کمی متنوع کند تا تماس تلفنی با مدیرعامل شهر مجازی کتاب برقرار شود.
چون به آخر برنامه رسیدهاند گوینده چند دقیقه با عذیری صحبت میکند بعد امرایی کارشناس برنامه از پرفروشترین کتابهای هفته میگوید و برنامه با خداحافظی گرم خضرایی به پایان میرسد. خیاطون سیدی موسیقیها را جمع میکند و همراه تهیهکننده به دفتر کار برنامه میروند و در مورد برنامه صحبت میکنند. به نظر میآید جمشیدی از کم شدن زمان برنامه چندان راضی نیست چون زمان، اجازه پرداختن کامل به موضوعات آماده شده برنامه را نمیدهد.
با او همکلام میشوم و تمام سوالاتی را که در طول برنامه داشتم، یکجا میپرسم.
آقای جمشیدی شما فقط در برنامههای فرهنگی حضور دارید؟
از سال 57 که وارد رادیو شدم، برنامههای مختلفی را تجربه کردم. در این 37 سال برنامههای طنز اجتماعی مانند «عصر تهران» و «عصرانه» با مرحوم قیصرخواه و برنامه گلبانگ با آقای صادقیان و برنامههای ادبی را داشتهام.
اولین برنامهای که در سال 57 ساختید عنوانش چه بود؟
نمونه اولیه برنامه آشنایی با عبید بود که در گروه فرهنگ و ادبیات و دین کار میکردم.
به غیر از این برنامه چه برنامههایی را دارید؟
شیفت نیمروز یکشنبههای رادیو پیام.
اصولا تهیهکنندگان ارشد رادیو در داوری یا ارزیابی برنامهها نقش دارند، شما چطور؟
در جشنوارههای رادیو به عنوان داور حضور دارم در ارزیابی برنامهها هم ارزیاب هستم، البته بیشتر در شبکه رادیویی تهران.
این برنامه از چه سالی شروع شد و اجرای آن به چه صورت بود؟
سال 81 بود که این برنامه با طرحی از خودم تصویب شد، ابتدا شبانه هر شب بود که من تهیه میکردم و پریچهر بهروان اجرای آن را به عهده داشت. هر شب را با یک موضوعی دنبال میکردیم یک شب سینما، یک شب معماری، کتاب و... برنامه دو ساعته بود 21 تا 23 با مهمانانی که اصولا استادان طراز اول رشتههای فرهنگ و هنر و ادبیات بودند بعدها 30 دقیقه کم کردند و هر شب را تقسیم کردند و به یک گروه مستقل دادند.
با وجود این اساس برنامه طی این سالها به هم نریخت و یکی از اهدافش را که ارتباط با جامعه فرهنگی و بهرهگیری از آنان در حوزههای مختلف بود ادامه داد.
پس عنوان شبانه از همان اول در برنامه به یادگار ماند ؟
خوب هم باید با زمان برنامه همخوانی داشته باشد و هم برای اهالی فرهنگ و هنرو ادبیات آشنا باشد.
و شما فقط یک شب را انتخاب کردید؟
بله شبانه اگر چه تقسیم شد امااز هدف اصلی خود دور نماند و هر کس یک عنوان بر برنامه خود گذاشت من هم ادبیات را با عنوان رواق انتخاب کردم، چون میخواستم شاکله تشخص هم داشته باشد. هدف دیگر برنامه را ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی قرار دادم که همان سوال «چه کتابی شمارا تحت تاثیر قرار داده؟» سوال همیشگی برنامه است.
پاسخ دهندگان برنامه از چه گروه سنی هستند؟
بیشتر جوانان شرکت میکنند و جالبتر اینکه اغلب خانمها هستند که کتابهای مختلفی را مطالعه کردهاند و حتی بخشهایی از آن را میخوانند.
خانمی تماس گرفته بود وغزلی از مولانا خواند، بخشی هم برای شعرخوانی دارید؟
گسترش فرهنگ شعرخوانی جزو ذات ما ایرانیهاست. یک بخش رباعیخوانی هم در برنامه داریم، اگر از شاعری هم کتابی منتشر شود بخشی از شعرهای او را میخوانیم اما تماس گیرنده با برنامه شعر را اشتباه خواند بالاخره آن اشتباه روی آنتن رفته و اگر اصلاح نمیکردیم مخاطبان برنامه حمل بر پذیرفتن آن اشتباه توسط برنامه میکردند ما سعی کردیم با ملایمت لغات درست را بیان کنیم، به هر حال جوان هستند شاید در برخی نکات کم دقتی میکنند یا متوجه نمیشوند، به هر حال ما میخواهیم جنبه آموزشی برنامهها هم حفظ شود.
در برنامه جایی برای تصنیف با کلام نداشتید؟
اگرچه برنامههای شبانگاهی چندان پر شتاب نیست اما حقیقتا دچار کمبود زمان هستیم. قبلا هر برنامه دو ساعت بود الان شده 75 دقیقه، زمان بسرعت میگذرد، جایی برای تصنیف با کلام نمیماند البته اگر هم زمان داشته باشیم، موسیقیهایی را انتخاب میکنیم که شناخته شده، اصیل و شناسنامهدار باشند.
الان ساخت برنامههای فرهنگی ـ هنری به قدری ساده به نظر میآید که حضور برنامهسازان جوان در اینگونه برنامهها بیشتر است؟
یکی از وظایف هر شبکه رادیویی، فرهنگسازی است و فرقی نمیکند شبکه ورزش باشد یا تهران. یکی دیگر از وظایف، اشاعه فرهنگ خودی است و هیچ وسیلهای مانند رادیو و تلویزیون نمیتواند هر روز متنوع و با دید عمیق برنامهسازی کند، حالا در شبکه تهران طبقه روشنفکران و قشر تحصیلکرده مخاطبان این شبکه میشوند پس در اجرای برنامه وظیفهای داریم و اولین آن حفظ زبان فارسی است.
گاهی احساس میکنم آنچنان که باید وسواس به خرج نمیدهیم، اگر برنامههای من در چند دوره از جشنواره برگزیده شد به خاطر وسواسی بود که خرج کردم، وگرنه من هنر خاصی ندارم، چون اساس کار رادیو بر کلام است و نویسندگی رکن مهم آن پس اگر خدشهای به آن وارد شود، امکان دارد کل برنامه را زیر سوال ببرد. حالا اگر جوانان هم گرایش فرهنگی دارند خوب است، اما حفظ و اعتلای زبان فارسی در رادیو را باید از اهداف مهم خود قرار دهند.
سمانه عبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: