طراحی واقعیت با طعم رویا

هفته گذشته نمایشگاه آثار نقاشی اکرم هادی، هنرمند نقاش کشورمان در گالری مارال تهران گشایش یافت. متن زیر را ناصر مقدم درباره این نمایشگاه برای صفحه خوانندگان فرستاده‌اند.
کد خبر: ۳۳۰۹۲۵

خطوط در هم می‌پیچند و باز می‌شوند، بالا می‌روند و پایین می‌آیند، در جوش و خروشند‏ اما صریح و مستحکم با سرعت و حرکت تمام دست ایجاد شده‌اند و اغلب صفحه را به دو بخش تقسیم می‌کنند؛ تردید را کمتر می‌توان در آنها یافت. لرزان و شکننده نیستند و در دل خود گویی آبستن خطوطی دیگر هستند. تمام اینها در چند جمله کوتاه توصیف آثار نقاشی اکرم هادی است؛ آثاری که با آب مرکب و اکریلیک خلق شده‌اند و در همه آنها می‌توان عنصر خط را بوضوح دید. چه طراحی‌هایی که از فیگور و به صورت انتزاعی خلق شده‌اند و چه در آثاری که به صورت انتزاعی خلق شده‌اند. همه خطوطی مواج را شامل می‌شود. که خروشانند و خط عنصر تجسمی بارز همه آنهاست. اگر عنوان نقاشی نیز به برخی از آنها اطلاق شود رنگ بی‌گمان عنصری درجه دوم است گویا برای اکرم هادی رنگ نیز وسیله‌ای برای خلق خط است.

اغلب پذیرفته شده است که خط را به عنوان عنصری بیان‌کننده (expersive) و دارای بیشترین بار احساس و روحیات هنرمند بدانیم. با این نگاه هادی به دنبال بیان است. معمولا در چنین شرایطی به شکل سنتی روحیات، زندگی، گفته‌ها و نوشته‌های هنرمند تابیده می‌شود به این امید که سندی برای مرتبط دانستن آنچه در اثر هنری اتفاق می‌افتد، با آنچه در زندگی شخصی هنرمند می‌گذرد یافت شود؛ اما چنین کاری در دقیق‌ترین حالت هم چیزی بیش از یک حدس و گمان نمی‌تواند باشد چه کسی می‌تواند اثبات کند که به‌طور مثال فلان خط نماینده فلان روحیه یا حس است. به‌طور مثال خطوط پرشمار و پرتحرک «دومیه»، خط‌های ظریف و شکننده و آرام «ماتیس» طراحی‌های متنوع «پیکاسو»، قلم لرزان و رنجور «شیله» که همگی از طراحان بزرگ دنیای هنرهای تجسمی هستند روحیات متقابل آنان را باز می‌نمایاند؛ چنین مقایسه‌ای در آثار هادی می‌تواند او را فردی صریح و مطمئن قلمداد کند. حداقل در آنچه ترسیم می‌نماید به اطمینانی دست‌یافته که به‌نظر می‌رسد تغییر در آنها کمی سخت باشد اما صراحت و سرعت خطوط وی با تموج آن تلطیف می‌یابد. چگونه می‌توان این دو را جمع کرد؟

از سویی دیگر در هنرهای تجسمی عناوین مختلفی را در طراحی معنی می‌کنیم؛ که البته هر یک معنای خاص خود را دارند و به اسلوبی خاص اطلاق می‌شوند؛ آنچه در اینجا به کار ما می‌آید طراحی به معنای Drawing است، این عنوان نیز خود، دو مقوله را در بر می‌گیرد: نخست طراحی به عنوان هنرهای زیبا (Fine Arts) و خلق آثار مستقل و در خود کامل (Self-Completed) در قالب خط و سپس طراحی به عنوان جستجو و کاوش در فضا، فرم و شکل به‌منظور پی‌ریزی فضای بصری نو. به‌نظر نگارنده در بحث طراحی، بخصوص در کشور ما به‌وجه دوم تا حد زیادی کم لطفی شده است. جالب است که در آموزش طراحی، اغلب هنرجو به سمت تربیت برای خلق آثار طراحی از نوع اول سوق داده می‌شود و کمتر توجه داریم که این فقط بخشی از روندی به‌نام طراحی است. این رویکرد به طراحی تنها در چند سده اخیر بود که گر گرفت و خیلی زود هم از شعله‌های فروزان آن کاسته شد، در حالی که طراحی در معنای دوم قدمتی به اندازه عمق بشر دارد و به هنرمند می‌آموزد که خطوط، سطوح، حجم‌ها و... در دست او فقط به‌عنوان ابزارهایی هستند که هدفشان جستجوی فضا و عرصه‌های جدید است، نه صرفا عرضه و نمایش.

طبیعت همواره در تغییر است و بی‌شک ادامه حیات به تغییر آن و نه رکودش بسته است انسان به‌عنوان ذره‌ای از این جریان بی‌سکون، تنها با پیوستن به این ریتم مکرر و گم شدن در این جریان بزرگ آرام خواهد گرفت. تغییرات مکرر سوالات جدید را به وجود می‌آورد و سوالات جدید جواب‌های جدید می‌طلبد و این مستلزم جستجو و کاوش‌های جدیدتری است. به‌نظر نمی‌رسد هیچ‌گاه این چرخه خصوصا برای هنرمند متوقف شود و نمی‌توان باور داشت که فضایی از کار برای هنرمند نقطه پایانی تلاش‌ها و جستجوهایش قلمداد شود. مشکل است که بتوان با تماشای آثار خانم هادی قضاوت کرد که ایشان چه مسیری را تا رسیدن بدین نقطه پیمودند و چه اندازه تغییرات و تلاطمات در خود دیده‌اند. و آنچه در آثار ایشان می‌توان یافت صراحت و اطمینانی است که در ترسیم و فضاسازی دارند، خطوط مواج اما مستحکم ایشان در دل خود هم تلاطم و پویش و هم اطمینان را یکجا جمع دارد، خواستی درون هنرمند در جریان است که حامل آشوب و اطمینانی است که در آثارش موج می‌زند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها