این فیلم که از (15 روز پیش) 18 اردیبهشت اکران شده، بلافاصله با استقبال عمومی روبهرو شد و در راس پرفروشها قرار گرفت. البته مرد آهنی این بار یک رقیب سرسخت هم دارد و آن کسی نیست جز رابینهود که تقریبا همزمان با هم اکران شدهاند و باید دید سرانجام کدام یک از این دو قهرمان دنیای تاریخ و دنیای مدرن میتوانند بر یکدیگر غلبه کنند.
کارگردان این اثر جان فاورو است و داستان آن با اقتباس از کتابهای مصور مشهور مارول اثر «استن لی» نوشته شده و جاستین تروکس کار نوشتن فیلمنامه آن را بهعهده داشته است.
داستان فیلم «مرد آهنی 2» در ادامه قسمت اول و درباره مردی میلیاردر به نام تونی استارک است که جهان، اکنون از زندگی دوگانه او به عنوان ابرقهرمان زرهی مطلع است. وی مخترعی است که با فشارهای دولت، مطبوعات و مردم برای در اختیار گذاشتن این قدرت به ارتش، روبهرو میشود. اما او که علاقهای به از دست دادن این اختراع خود ندارد، تنها با «پپر پاتس» که نقش او را گوینت پالترو بازی میکند، ارتباط دارد و رودز هم در کنار اوست. آنها باید با این اتحاد در برابر دشمنان قدرتمند بایستند و متحدان جدیدی پیدا کنند.
با این حال مرد آهنی یک تفاوت اصلی با فیلمهای ابرقهرمانی دارد و آن این است که در فضایی کاملا واقعی ساخته شده است. در حقیقت تونی که نابغه الکترونیک و دارای کارخانههای اسلحهسازی است، در جریان جنگ افغانستان مجبور میشود سلاح جدیدی بسازد.
جالب است بدانید که نیکلاس کیج و تام کروز برای بازی در نقش مرد آهنی 1 ابراز علاقه کرده بودند، اما کمپانی سازنده فیلم سرانجام رابرت دانی جونیور را انتخاب کرد و با توجه به این که او پس از مدتها داشت به دنیای سینما برمیگشت، ثابت کرد که ارزش این اعتماد را داشته و حالا در بخش دوم هم بخوبی از پس کار برآمده است. هر چند قسمت اول این فیلم هم توانست توجه مخاطبان را جلب کند، اما نباید از تبلیغاتی که برای اکران آن صورت گرفت، غافل شد.
با این حال «مرد آهنی 2» با نظرات موافق و مخالفی روبهرو شده و با همه اشتیاقی که برای تماشای فیلم وجود داشته در سایت «آیام دیبی» هم امتیاز آن به 8 نرسیده است. به هر حال این فیلم را باید از جنبههای گوناگون بررسی کرد. شاید جلوههای تصویری یکی از مهمترین بحثهای این فیلم باشد که با استادی تمام انجام شده و همه را مجذوب خود کرده است.
با این حال برخی میگویند تغییراتی که این داستان نسبت به داستان اصلی کتاب مصور مارول داشته، باعث میشود فیلم برای بعضیها خیلی دلچسب نباشد؛ چون علاقهمندان به کتابهای مصور چنان به جزئیات داستانی توجه میکنند که تاب تحمل تغییرات اساسی را ندارند. آنها به عمق داستانهای شکسپیری کاری ندارند، بیان شیوا هم برایشان مهم نیست، بلکه بیشتر دنبال حال و هوایی هستند که حس شیرین دوران کودکی و نوجوانی را برایشان زنده کند. با وجود تفاوتهای داستان، از این نظر هم مثل این که «مرد آهنی 2» موفق عمل کرده و با وجود این که داستانی واقعیتر از دیگر ابرقهرمانان دارد، توانسته حس موجود را منتقل کند.
از سوی دیگر، کارگردان هم نشان داده که بخوبی از پس ترکیب کردن همه چیز برآمده است. او فیلم را چنان دنبال میکند که تماشاگران هرگز دست از تماشای فیلم برنمیدارند و فرصت فکرکردن به آنچه دیدهاند را پیدا نمیکنند و مجذوب ماجراها میشوند و کلیت فیلم را دنبال میکنند.
عامل مهم دیگر این است که فیلم خیلی ساده، شاد و دلچسب است. تونی استارک در دنیای سیاهی که بروس وین، قهرمان نقش بتمن در آن زندگی میکند به سر نمیبرد. او مسوولیتی در قبال بشریت ندارد و مثل اسپایدرمن نباید مدام از جایی به جای دیگر برود. او مردی شیکپوش است که میتواند یک ابرقهرمان هم باشد، اما فقط برای این که دوست دارد، یک ابرقهرمان میشود. البته او در قسمت دوم حس مسوولیت بیشتری در قبال دنیا دارد و برایش مهم است که آینده دنیا به کجا کشیده شود.
همه اینها، عوامل مهمی است که میتواند این فیلم را به یک فیلم محبوب تابستانی در سراسر جهان بدل کند و موفقیتی که تاکنون نصیب فیلم شده آنقدر بوده که مسوولان را بر آن داشته تا از همین حالا زمزمه ساخته شدن قسمت سوم آن برای سال 2011 را به گوش همه برسانند. البته کمپانی سازنده فیلم از همان سال 2008 که ساخت قسمت اول را شروع کرد، اعلام داشته بود که امتیاز ساخت هر سه قسمت فیلم را خریده است.
برای همه آنهایی که به تماشای فیلم میروند، 2 ساعت سرگرمی ناب فراهم شده؛ بازیگرانی که خوب انتخاب شدهاند و خوب از پس اجرای نقش برمیآیند، داستانی که خوب ترکیببندی شده و فیلمی که از هر نظر عالی به نظر میرسد.
آرزو پناهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم