در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سالهای گذشته عموما مستندهای تلویزیونی با رویکردی محافظهکارانه و لحنی معتدل ساخته شدهاند و همیشه این بیم وجود داشت که مطرح کردن یک معضل خطرناک اجتماعی، آن هم در رسانهای مانند تلویزیون که میلیونها بیننده در سنین مختلف دارد ممکن است جنبه قبح جرم را از بین ببرد و به یک نوع بیپروایی عمومی منجر شود. اما در یکی دو سال اخیر کارشناسان و سیاستگذاران تلویزیون به این نتیجه رسیدهاند که با توجه به افزایش چشمگیر معضلات اجتماعی و خطراتی که جوانان را تهدید میکند، باید تعارف و احتیاط را کنار گذاشت و رک و راست صورت مساله را مطرح کرد. از موفقترین برنامههایی که تحت عنوان مستندهای اجتماعی ساخته شدهاند، برنامههای شوک و مکث هستند. دلایل جذابیت و در نتیجه موفقیت این برنامهها بسیار زیاد است. از مهمترین این دلایل میتوان به متفاوت بودن آنها از برنامههای نظیر خودشان اشاره کرد. در این برنامهها برای اولین بار از لحنی بسیار هشداردهنده و تکاندهنده استفاده میشود. برخلاف تمام مستندهای اجتماعی که سعی میکنند خیلی از مشکلات را در لفافه و در قالب بیانی محافظهکارانه مطرح کنند، این برنامهها با لحنی جسور و بیتعارف به نقد صریح یک آسیب اجتماعی میپردازند. کمتر دیده میشود که از کنار بعضی از مسائل بدون حرف و سربسته بگذرند و تاکید دارند که مشکلات را همانطور که هستند جلوه بدهند، بهطوری که اگر خطری وجود دارد، مخاطب آن را احساس کند. یعنی بیننده تلویزیون با دیدن تصاویر هشداردهنده این مجموعههای مستند، درک کند که خطر تا چه اندازه بزرگ و جبرانناپذیر است و خود را برای مقابله با آن یا پیشگیری در برابر آن آماده کند.
یکی دیگر از تفاوتهای این دو برنامه با مستندهای اجتماعی دیگر این است که مهمترین بخش آنها، گزارشهای تصویری آنهاست. در بیشتر مستندهای اجتماعی میبینیم که بنا و اساس کار را روی خواندن حاصل تحقیقشان به صورت نریشن میگذارند. یعنی بخش زیادی از برنامه را تکگویی گوینده تشکیل میدهد. اما در این دو برنامه بخش بسیار اندکی وجود دارد که کسی از روی نوشته چیزی را برای مخاطب میخواند. بیشتر دقایق برنامه، دوربین از نگاه بیننده یک مشکل را دنبال میکند و به همین خاطر تصاویر باورپذیرند. به نظر میرسد که کمتر برای وخیم جلوه دادن یک موضوع برنامهریزی یا صحنهسازی انجام شده است. این کار باعث میشود که حس مستندوار و بداهه وار برنامه بیشتر شود. مثلا دوربین همراه با بیننده وارد آشپزخانه یک رستوران میشود و در آنجا همان چیزهایی را نشان میدهد که اگر خود بیننده حضور داشت میتوانست ببیند. همین مساله باعث میشود که بیننده بتواند به آن چیزی که میبیند اعتماد کند. این باورپذیر بودن تصاویر، در کنار ریتم تند برنامه، نماهای کلیپوار، موسیقی هیجانانگیز و صراحت لحن باعث میشود که مخاطب برنامه را صمیمی و حقیقتجو تشخیص دهد و جذب آن شود. سازندگان شوک از همه عناصری که در اختیار داشتهاند استفاده کردهاند تا مخاطب به هشدارها فکر کند و از آنها تاثیر بگیرد. از مهمترین فواید تولید و پخش چنین برنامههایی این است که باب بحث درباره مشکلات اجتماعی در برابر میلیونها بیننده از حرفهها و فرهنگهای مختلف باز میشود و افراد زیادی میتوانند با ابعاد واقعی آن پدیده آشنا شوند و برای پیداکردن راه حل تلاش کنند. در حقیقت رسالت مهم تلویزیون طرح موضوع است و پس از آن، موجی که پخش برنامه در جامعه و در میان خانوادهها ایجاد میکند، باعث میشود که خیلی از کارشناسان و افراد خبره وارد جریان شوند و معضلی فراموششده به بحث داغ روز تبدیل شود. فراموش نکنیم که پدیدههای مخربی مانند اعتیاد در فضای ساکت و خاموش خیلی راحتتر میتواند شیوع پیدا کند. یعنی درست زمانی که ما صورت مساله را کتمان کردهایم یا از پرداختن به جزئیات آن اکراه داریم، مشکل مانند یک بیماری واگیردار در حال گسترش است.
شروینه شجریکهن / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: