چهره روز

آخرین تاش بر زندگی نقاش و گالری‌دار

کاش داستان زندگی نگارخانه‌دار پیر شهر این‌گونه به پایان نمی‌رسید. سال‌ها بود که در نگارخانه کوچکی در دل خیابان وزرای تهران زنی کهنسال به عکس یک جوان سیاهپوست فرانسوی چشم می‌انداخت و از او بابت اهدای قلبش تشکر می‌کرد.اما قلب مرد جوان فرانسوی که در سینه پیرزن نقاش ایرانی نشسته بود، عاقبت روز گذشته از حرکت ایستاد تا نگارخانه کوچک تهرانی دیگر میزبان چشمان‌کم‌سوی نقاش پیر شهرمان نباشد. در میان بهار برگ‌ریز و مرگ و میر هنرمندان کشورمان در سال 89 ، نمی‌توان از کنار این خبر که روز گذشته خبرگزاری‌ها آن را منتشر کردند، بسادگی گذشت. معصومه سیحون هنرمند نقاش و موسس گالری سیحون در سن 75 سالگی براثر خونریزی مغزی و کهولت سن دار فانی را وداع گفت...
کد خبر: ۳۳۰۰۴۸

منیر نوشین که بعد از ازدواج نامش را به «معصومه سیحون» تغییر داد، متولد 1313 در رشت و از هنرمندان نقاش و از پیشکسوتان ترویج هنرهای تجسمی در ایران بود. خانم سیحون برای بسیاری از هنرمندان نقاش، آشنا بود، آنهایی که روزگاری آرزو داشتند اولین نمایشگاه خود را در قدیمی‌ترین نگارخانه ایران یعنی گالری سیحون برپا کنند.

نقاشان بسیاری از دریچه گالری کوچک سیحون راه نقاش شدن را آموختند و حرفه‌ای شدند. هنرمندان بزرگی که این روزها هریک نامی برای خویش دست و پا کرده‌اند و فراموش کرده‌اند که برای اولین بار طعم برپایی نمایشگاه خود را در نگارخانه‌ای کوچک در وسط تهران تجربه‌ کرده‌اند. اصلا برای نقاشان برپایی اولین نمایشگاه انفرادی در این نگارخانه مایه تشخص و اعتبار بود چون سیحون پیر، کارشناسی کارشان را نیز انجام می‌داد. از نسل قدیم نقاشان ایران هنرمندانی چون سهراب سپهری، مسعود عربشاهی، حسین زنده رودی، رضا مافی و علیرضا اسپهبد اولین نمایشگاه خود را در نگارخانه سیحون تجربه‌ کرده‌اند. کاش مرگ، «تاش»* آخر را بر تابلوی زندگی‌ات نمی‌کشید «خانم سیحون». آخر دیگر چه کسی هر صبح جلوی گالری کهنه‌ات را که به قول خودت کاشی‌اش چندین دهه همان‌طور دست نخورده باقی مانده آب و جارو کند.

* تاش: ضربه قلم‌مو روی بوم در هنر نقاشی

مهدی نورعلیشاهی ‌/‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها