تمام سربازان پرزیدنت

این جورج دبلیو بوش جان ما هم خیلی آدم دوست داشتنی و بامزه ای است. هرچه از جذابیت های این موجود بگوییم کم گفته ایم. این آدم از بس که شاداب و سرحال است، یک جا بند نمی شود.
کد خبر: ۳۲۹۷۲
تازه از سفر لندنش برگشته بود که دوباره حوصله اش در آن خانه سفید معروف سررفت و هوس طیاره سواری زد به سرش. خب البته حق هم داشت.
با آن فضاحتی که در خیابان های لندن به پا شد، تمام خستگی سفر چند روزه اش به تنش مانده بود. این شد که وقتی یکی از مشاورانش که در تیزهوشی و بامزگی دست کمی از خودش ندارد، به جورجی پیشنهاد کرد یک نوک پا برود عراق ، گل از گلش شکفت.
او که غیر از نقشه های جنگی و فیلمهای عملیات نظامی ، شاید نام بغداد را فقط در قصه های هزار و یک شب و علی بابا و چهل دزد بغداد شنیده بود، بدش نمی آمد برود و شادی مردم عراق را از این که توانسته اند بالاخره به آرمانشهر امریکایی شان برسند، از نزدیک احساس کند.
قرار شد سفر به مناسبت روز شکرگذاری انجام شود؛ اما در پنهان کاری کامل ، تنها شمار اندکی از مقامهای ارشد دولت امریکا از سفر پرزیدنت به بغداد باخبر بودند و به سربازان امریکایی هم که به فرودگاه آورده شده بودند، گفته شده بود قرار است با پل برمر، رئیس تشکیلات امریکا در عراق بوقلمون بخورند.
البته عده ای از روزنامه نگاران و خبرنگاران مورد اعتماد دولت امریکا یا همان سربازان کت و شلواری و شیک پوش بوش به این سفر دعوت شده بودند، همه آنها از رسانه های نزدیک به حزب جمهوریخواه امریکا انتخاب شده بودند تا مبادا رقابت های انتخاباتی آینده باعث شود خبر این سفر به عنوان یک رسوایی فاش شود.
تازه به همان خبرنگارهای خودمانی گفته شده بود، اگر تا پیش از این سفر، خبری درباره آن درز کند، آن را لغو خواهند کرد. در طول پرواز هم تمام وسایل ارتباطی آنها جمع آوری شده بود.
حتی به کارکنان کاخ سفید هم گفته بودند بوش برای مراسم شکرگذاری راهی مزرعه خود در تگزاس شده است. با این همه جورج بوش در تمام مدت سفر در مسیر بغداد از این که مبادا این یک سفر ناامن باشد، هراسناک بود و مرتب به یاد کاندالیزارایس ، مشاور دفاعی خود می آورد که هرگاه معلوم شد این سفر به صلاح نیست، حاضر است با کمال میل بی خیال آن شود و انگار می دانست هرجا که می رود با خودش ناامنی می برد، چنان که در خبرها آمده بود، میزان سرقت در لندن در طول سفر بوش به انگلستان 20 درصد افزایش یافت و انگار می دانست وقتی در کشور هم پیمانش انگلیس 60 درصد مردم خواهان لغو سفر او باشند، در کشوری مانند عراق وضع بهتر از این نخواهد بود.
سفر با چراغ خاموش
سرانجام هواپیمای بوش با چراغ های خاموش و پنجره هایی که پرده آنها کشیده شده بود در فرودگاه بغداد به زمین نشست و او توانست همان طور که خودش گفت به لقمه گرمی که به دنبالش آمده ، برسد. باتوجه به سوتی های متعددی که او داده است، از خود جورج بوش که انتظاری نیست؛ اما شاید این وظیفه مشاوران نه چندان کم تعداد او بود که به یادش بیاورند طبق عرف روابط بین المللی، اگر بوش به عنوان یک مقام رسمی دولت امریکا به عراق سفر کند، باید ویزا می گرفت و برای این کار باید توسط دولت عراق از او دعوت می شد.
اما ماجرای سفر 2ساعته او به بغداد به گونه ای بود که انگار پرزیدنت ایالات متحده تصور کرده کشور عراق پنجاه و هشتمین ایالت امریکاست یا فرودگاه بغداد مزرعه شخصی او در ایالت تگزاس است.
به همین سادگی و بدون هیچ تشریفات رسمی راهی آن شود. بوش در جمع سربازان امریکایی گفت: مردم ایالات متحده به چنین سربازانی افتخار می کنند و آنها نماد کاملترین شهروندان امریکایی هستند.
«ما همچنان از شما حمایت خواهیم کرد و البته دشواری زندگی در چنین شرایطی بر کسی پوشیده نیست». شاید به خاطر همین حرفها بود که سربازان امریکایی حسابی جوگیر شدند و با حمله به مردم بی دفاع سامرا، خواستند به تمام مردم عراق نشان دهند آقای رئیس جمهور بی خودی حرف نمی زند. ما هم به نوبه خودمان و به همراه بوش به تمام سربازان خستگی ناپذیر امریکایی دست مریزاد می گوییم.
«دلاوران! دمکراسی بدون شما مرده است».
یک لنگه کفش در یک دهان گشاد
وقتی کسی زیادی پرت و پلا بگوید، مثل این است که به جای زبان یک لنگه کفش در دهان دارد که الکی آن را می جنباند.
این تصور باعث شد 10 سال پیش عده ای انگلیسی بیکار که خیلی دلشان به حال زبان ملی شان می سوخت ، مسابقه سالانه ای ابداع کنند به نام «انگلیسی بدریخت » و هر سال به یک نفر که خیلی ضایع انگلیسی حرف می زند جایزه «پا در دهان» بدهند.
سال پیش این جایزه نصیب ریچارد گیر، بازیگر هالیوود شد که جایی گفته بود «من می دانم کی هستم. هیچ کس دیگری نمی داند من کی هستم. اگر من یک زرافه بودم و کسی می گفت من یک مار هستم ، آن وقت پیش خودم می گفتم: نه! در واقع من یک زرافه هستم» اما حدس می زنید امسال این جایزه نصیب چه کسی شده است؛
حتما به یاد می آورید جورج بوش در یکی از کنفرانس های مطبوعاتی اش وقتی از او پرسیده شد راجع به صادرات و واردات ایالات متحده امریکا چه فکر می کند، گفت «خب خیلی روشن است.
صادرات چیزی است که ما از کشورمان صادر می کنیم و واردات چیزی است که ما به کشورمان وارد می کنیم . به همین سادگی!» شاید به نظر شما هم این طور صحبت کردن لایق دریافت جایزه «پا در دهان» باشد؛ اما اشتباه نکنید.
این جایزه امسال به کسی داده شد که در یکی از مصاحبه هایش گفته بود «گزارش هایی که می گویند هیچ اتفاقی نیفتاده است ، همیشه برای من جالب هستند. چون آن طور که ما می دانیم دانسته هایی هستند که ما آنها را می دانیم ، دانسته هایی که ما می دانیم که آنها را می دانیم.
همین طور ما می دانیم دانسته هایی هستند که ما آنها را نمی دانیم، به عبارت دیگر چیزهایی هستند که ما می دانیم آنها را نمی دانیم. و اما نادانسته هایی هستند که ما آنها را نمی دانیم چیزهایی که ما نمی دانیم که آنها را نمی دانیم »گوینده این جملات گوهربار دونالد رامسفلد است که به شاعر کاخ سفید هم شهرت پیدا کرده و گاهی درباره رشادت های سربازان کشورش در افغانستان و عراق طبع آزمایی می کند.
پرچم طلایی انگلیس در زمین سبز فوتبال
2 با هنرنمایی هایی که در این سالها دیوید بکام موطلایی در وسط کادر سبز زمینهای فوتبال به نمایش گذاشته و با حرف و حدیث های زیادی که درباره درآمد او و خانواده اش وجود دارد، حالا دیگر او را تقریبا همه مردم جهان می شناسند.
ژاپنی ها در جریان رقابت های جام جهانی ، بزرگترین مجسمه شکلاتی را به شکل او ساختند. در جریان سفرهای خارجی او هزاران نفر به استقبالش می روند، تصاویر او روی تابلوهای بزرگ تبلیغاتی روغن ماشین ، نوشابه و محصولات تجاری دیگر برای همه آنها آشنا هستند.
حتی نوجوانان آفریقایی هم که در خرابه های شهر خود به دنبال توپ فوتبال می دوند، به بهترین بازیکنان تیم خود می گویند «دیوید بکام».
آنها از داشتن یک پیراهن که روی آن عکسی از بکام باشد، چنان خوشحال می شوند که گرسنگی شان را هم از یاد می برند. با این حساب آنقدرها هم عجیب نیست اگر مردم انگلستان او را بهترین نماد کشورشان می دانند، حتی بهتر از پرچم انگلستان! شاید به همین خاطر بود که هفته قبل میهمانی مجللی در کاخ باکینگهام به افتخار دیوید بکام برگزار شد تا او که با لباس رسمی بریتانیا در این مراسم شرکت کرده بود، نشان قصر (O.B.Eافسر نظام شاهنشاهی بریتانیا!!) را از دستان ملکه انگلیس دریافت کند و تونی بلر، نخست وزیر این کشور بگوید: «او چه در داخل زمین فوتبال و چه در خارج آن بهترین سفیر انگلستان است».
تونی چندان هم بیراه نگفته است. حالا دیگر زمان کشورگشایی برای اضافه کردن مستعمره های بریتانیا گذشته است.
به اتاقهایی فکر کن که قاب عکس دیوید بکام روی دیوارشان آویزان شده است.
محمد کرباسی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها