معمولا در همه پروندههای قتلی که مورد بررسی قرار میدهم سعی میکنم کاری کنم که اولیای دم به جای قصاص به سمت رضایت بروند. البته بسیاری از پروندهها بوده که در آن موفق نشدم، با این حال در ابتدای همه جلسات محاکمه، طرفین را به سازش دعوت کردهام.
یکی از این پروندهها مربوط بود به یکی از جنجالیترین پروندههای قتل که فرد قاتل یک نوجوان 16 ساله بود. این پرونده بشدت در افکار عمومی حساس شده بود.
ماجرا از این قرار بود که پسر نوجوان با دوستانش آن هم در شب تولد حضرت علی بیرون رفته بود تا برای پدرش هدیهای بخرد.
آن روز دوستش به طور اتفاقی با افرادی درگیر شده بود و این درگیری باعث شده بود تا پسر نوجوان هم به دعوا کشانده شود.
پسرک در دادگاه بارها تاکید کرد که از سوی مقتول تحریک شده است.
آن طور که پسرک تعریف میکرد مقتول به مادر او فحش داده و همین هم باعث عصبانیت بیحد این پسر شده و در نهایت درگیری آغاز شده بود.
پسرک میگفت: زمانی که خیلی بچه بودم، مادرم را از دست دادم و فقط پدرم برای من مانده بود. این موضوع باعث شده بود تا من روی مادرم خیلی حساس شوم. مادرم را خیلی دوست داشتم و همیشه جای خالیاش را در زندگیام احساس میکردم. وقتی کسی درباره مادرم حرفی میزد، خیلی ناراحت میشدم و نمیتوانستم خودم را کنترل کنم.
آن روز هم وقتی درباره مادرم حرفی زدند و به او توهین کردند ناراحت شدم. از خود بیخود بودم، نمیدانستم چه میکنم. جلو رفتم تا ببینم چه کسی این حرف را زده است، اما مقتول خودش را جلو انداخت و به من حمله کرد. این کارش باعث شروع درگیری شد. به یاد ندارم که ضربهای زدم یا نه، فقط میدانم او عقبعقب رفت و روی زمین افتاد. من خودم را به خانه رساندم چیزی هم به پدرم نگفتم تا اینکه فردای آن روز دستگیر شدم.
پسرک درست میگفت او از شدت عصبانیت به حدی رسیده بود که نتوانسته بود خود را کنترل کند و مرتکب قتل شده بود. پزشکی قانونی وضعیت این پسر را بررسی و اعلام کرد او به لحاظ روانی سالم است.
او نوجوان بود و من خیلی تلاش کردم تا کاری کنم که رضایت بگیرد. بارها با خانواده اولیای دم صحبت کردم و از آنها خواستم تا فقط به قصاص فکر نکنند و به رضایت هم فکر کنند. به هر حال آنها قبول نکردند.
من رای را صادر کردم و آن رای در دیوان عالی کشور هم مورد تایید قرار گرفت. پرونده به اجرای احکام رفت و تلاش آنها هم آغاز شد. چندین بار جلوی اجرای حکم گرفته شد و گفتند که فرصتی دوباره داده میشود تا خانواده متهم بتوانند رضایت بگیرند. متاسفانه اولیای دم حاضر به گذشت نشدند و پسر نوجوان قصاص شد.
با این که مدتی بعد از صدور رای از دادگاه کیفری منتقل شدم، اما همیشه پرونده آن پسر را پیگیری میکردم. چرا که او با نقشه قبلی این کار را نکرده بود.
او دچار احساسات شده و تصمیم آنی گرفته بود. به همین خاطر هم گرفتار شده بود.
این پسر به رغم تلاش عده زیادی از افراد شناخته شده قصاص شد. هر چند قصاص، حق اولیای دم است، اما خداوند در قرآن بر بخشش هم تاکید کرده است. نباید فراموش کنیم لذتی که در گذشت هست در انتقام نیست.
قاضی حسینی کوهکمرهای رئیس دادگاه تجدیدنظر شهرستان ارومیه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم