در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیشتر کارهایی که شما انجام دادهاید با دوربینهای دیجیتال است، ریشه این تعلق خاطر کجاست؟
بنده 4 فیلم 35 در پرونده کاری خود دارم، اولین کار مستقل من یک کار 35 بود به کارگردانی سیامک شایقی که ابتدا آینه نام داشت، بعد به ارتفاع 45/6 تغییر نام داد. دومین کار بنده ستایش به کارگردانی محمد رضا رحمانی بود. دو کار 35 هم در خارج از کشور انجام دادم ؛ یک فیلم در کردستان عراق فیلمبرداری کردم و فیلم دیگر را هم در کشور آذربایجان (باکو) کار کردم. بقیه فیلمهایی که کار کردم با سیستم دیجیتال تصاویر را ثبت کردهام. همین فیلم دموکراسی را با دوربین اس آی تو کی گرفتم. کار آخر آقای جیرانی را هم با دوربین رد کار کردم، فیلم حوالی اتوبان هم با سیستم اچ دی ضبط شده است.
انتخاب فرمت 35 یا دیجیتال برای هر فیلم بر اساس چه مولفههایی رقم میخورد؟
برای فیلم دموکراسی ترجیح میدادیم که 35 کار کنیم. به خاطر تروکاژهایی که میخواستیم انجام دهیم، واقعا با دوربین 35 مقدور نبود. البته تهیهکننده دموکراسی خیلی اصرار داشت که 35 کار کنیم به نوعی هزینه فیلم هم پایین میآمد. حوالی اتوبان فیلمی بود که همگی در آن شراکت داشتیم بهخاطر بودجه محدود کار دیجیتال گرفتیم؛ ولی ای کاش 35 کار میکردیم. با دوربین ارزانقیمت فیلم را بستیم.
فیلم قبلی عطشانی ــ پوست موز ــ را شما با دوربین دیجیتال گرفتید، در آن فیلم هم شخصیتها به نوعی در برزخ پرسه میزنند، در پوست موز فاصلهگذاری از لحاظ رنگ و نور نداشتید. ولی در دموکراسی با یک تمایز رنگ و نور میان صحنهها مواجه هستیم. این مهم چگونه رقم خورد ؟
برای تنوع رنگی در صحنهها بعد از پایان تصویربرداری به این نتیجه رسیدیم، یعنی در مرحله اتالوناژ به این ترفند فکر کردیم که به فرض در صحنههایی که عزرائیل حضور دارد از رنگ سرد بهره ببریم. صحنههای جنگ ما رنگ متفاوتتری دارد، بهشت ما گرمتر است و زمان حال ما هم رنگ متفاوتتری دارد. این تصمیم به اتفاق کارگردان و شاهین یار محمدی تدوینگر در واقع بعد از تصویربرداری گرفته شد.
پیش از تصویربرداری به تحلیل بصری خاصی در ارتباط با سکانسهای زمان حال و برزخ نرسیده بودید؟
چرا، ما برای عزرائیل و صحنههای جنگ به ترفندهای تصویری فکر میکردیم. دموکراسی 90 درصد به صورت دوربین روی دست کار شده است. ولی این دوربین روی دستها متنوع است. صحنههای عزرائیل را با یک شیوه خاص دوربین روی دست گرفتیم. چون چرخشهای خاصی پیرامون عزرائیل توسط دوربین صورت میگرفت. در سکانسهای برزخ حرکت دوربین ما جور دیگری است؛ گویی دوربین روی آب است. قبل از فیلمبرداری برای حرکتها به این نتیجه رسیدیم که به همین سیاق فعلی پیش برویم، ولی برای رنگ در ارتباط با سکانسهای گوناگون به اجماع خاصی نرسیده بودیم.
مکان محاسبات برزخ، فضای یکدست و تخت دارد که رنگ مایه سفید غالب است، چه تحلیلی پشت این نگاه بصری وجود داشت؟
آن مکان را همین شکلی میخواستیم، بیشترین حجم نورپردازی که بنده تاکنون کار کرده ام به همان سکانسهای برزخ اختصاص دارد، به واقع اصلا به چشم نمیآید. من 140 کیلووات نور روشن کردم، یعنی ما 4 جعبه سه فاز داشتیم. حجم نوری ما خیلی بالا بود. تمام سقف را با آرک پر کردیم؛ چراغهای 800 و 2000 ولی اصلا به چشم نمیآمد. چون میخواستیم در واقع تمام آن فضای بزرگی که داشتیم همگی نور یکدستی داشته و همه جا سفید باشد.
برای نشانهگذاری رنگ و نور در سکانسهای جبهه، جهت تفکیک دو زمان قبل و بعد جنگ برنامه داشتید؟
تلاش کردیم هر بخشی رنگ مختص به خود را داشته باشد، یعنی جبهه را با یک رنگ نشان دهیم و سکانسهای زمان حال با رنگ دیگر ارائه شود. سکانسهایی که شهدا را میآورند را هم سیاه و سفید گرفتیم. در واقع ویزور دوربین خانم کریمی را هم سیاه و سفید نشان دادیم. چون در بدو امر به یک رنگی در اتالوناژ رسیدیم که اغراقآمیز باشد، رنگها را زیاد کردیم که اصلا نتیجه خوبی نداد ؛ بعد تصمیم گرفتیم که سیاه و سفید کنیم که به نظرم خوبم شد.
شیوه دوربین روی دست در کلیت و جزییات فیلم چه کار کردی داشت؟
ما سعی کردیم با دوربین روی دست حسی مستند وار را منتقل کنیم، یعنی بگوییم که یک چشم دیگری است. خیلی جاها حرکت دوربین ما توی ذوق میزند است، ولی برخی مواقع اینگونه نیست. به عنوان مثال در سکانسهای عزرائیل بشدت خط فرضی را میشکنیم. کادرهای بسیار بسته از چشم عزرائیل گرفتیم تا یک تنشی به این سکانسها تزریق کنیم. در مقابل صحنههای بهشت را تلاش کردیم بسیار آرام با پلانهای بلند بگیریم تا به بیننده این حس آرامش منتقل شود.
سکانس بهشت از منظر رنگ و لعاب تصویری غلو شده از کار در آمده است، برای این سکانس چه ترفندهایی را مد نظر داشتید؟
این سکانس کلی داستان داشت. آن لوکیشن ایدهآلی که برای سکانس بهشت میخواستیم پیدا نکردیم. به مکانی رفتیم که از نظر هیچ کدام از ما مقبول نبود، ولی مجبور بودیم بگیریم، بعد قرار شد که این سکانس را دوباره تکرار کنیم که این امر محقق نشد. در نهایت به این موضوع فکر کردیم چه راهکاری بیابیم که همین سکانس فعلی را آبرومندانه سر و سامان دهیم. کار خیلی قشنگی دوستان تروکاژ برای سکانس بهشت انجام دادند. یکسری قاصدک میبینیم که از گوشه کنار کادر عبور میکند. در صورتی که در تصویر اصلی ما کلی پشه میدیدیم، نور بک لایت هم داده بودیم و پشهها هم از جلوی کادر رد میشدند. بعد دوستان تروکاژ با ذوق و سلیقه خود، پشهها را به قاصدک مبدل کردند. یکسری تیر چراغ برق هم در قاب دیده میشد که دوستان حذف کردند. رنگها را هم اگزجره کردند تا به یک چیزی برسند که ایده آل باشد، ولی هنوز این سکانس بهشت نه ایدهآل بنده است نه ایده آل کارگردان و تهیهکننده!
چقدر به هد روم به مفهوم کلاسیکش در نماهای بسته اهمیت میدهید؟
من بیشتر هد روم را میبرم و آن فاصله اندک بالای سر هنرپیشه را حذف میکنم. در این فیلم یکسری پلانهایی گرفتم که تا حالا کسی نگرفته است. مثل نمای فوقالعاده بسته از چشم محمد رضا گلزار! در همان صحنه نخستی که عزرائیل جلوی اداره با ستوده روبهرو میشود. نگاهم به مقوله هد روم کلاسیک نیست. از حذف بخشی از مو یا پیشانی هنرپیشه هراسی ندارم. البته فیلم داریم تا فیلم؛ روش کارم به این سیاق است که با فیلمنامه پیش میروم. برخی از فیلمنامهها میطلبد که شما کلاسیک کار کنید. در فیلم حوالی اتوبان بشدت کنتراست کار کردم. الان با آقای نیکخواه دارم یک کار کودک انجام میدهم که همه محیط را روشن و شاد گرفتهام. تمام سبک و سیاق بصری کارهای من به فیلمنامه وابسته است. هیچ کدام از کارهای من شبیه همدیگر نیست.
حضور نسل جدید فیلمبردارها که بیشتر گرایش به دوربینهای دیجیتال دارند، در برابر نگاه سنتی فیلمبرداران قدیمی را چگونه میسنجید؟
ما باید حضور نسل تازه نفس را بپذیریم. الان چالشهایی در انجمن فیلمبرداران وجود دارد بین فیلمبرداران کهنهکار و فیلمبردارهای جوان! دیگر باید قبول کنیم که این نسل وارد سینما شده، این تکنولوژی ای است که همه جای دنیا دارند کار میکنند. حالا چه فیلمبردار جوان باشد چه فیلمبردار کهنه کار، باید با تکنولوژی پیش برویم؛ ما نمیتوانیم بگوییم چون اکنون دیجیتال باب شده، دیجیتال به جوانها تعلق دارد، 35 برای کهنه کارهاست. این سخن اشتباهی است.
معمولا هم با فیلمسازان جوان و فیلم اولی کار میکنید؟
فیلم اولی که پشت دوربین 35 رفتم، کارگردانش آقای سیامک شایقی بود. آخرین کاری هم که انجام دادم کارگردانی اثر را فریدون جیرانی عهده داشت. البته در این بین با تعداد زیادی جوان و فیلم اولی هم کار کردم.
حالا با فیلمسازان جوان راحت تری یا کارگردانهای کهنه کار؟
واقعیتش را بگویم با نسل قدیم راحت تر هستم. فیلم اولیها و نسل جوان یک حس و حال مختص به خود دارند. همه شبیه هم هستند. در همین فیلم آخر که کنار جیرانی بودم واقعا لذت بردم و کار یاد گرفتم.
تجربه دموکراسی تو روز روشن را چگونه ارزیابی میکنید؟
دموکراسی تجربه خوبی برای بنده بود در موضوع حرکت دوربین؛ چون در واقع فیلم به من راه نمیداد که کار شاخصی انجام دهم. از نظر حرکت دوربین، زاویههای عجیب و غریب و تعداد پلانهای زیاد دموکراسی تجربی قابل اعتنایی بود.
ما سعی کردیم با دوربین روی دست، حسی مستند وار را منتقل کنیم یعنی بگوییم که یک چشم دیگری است. خیلی جاها حرکت دوربین ما توی ذوق میزند
علی احسانی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: