در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمایشگاه گل و گیاه که این روزها در بوستان گفت و گوی تهران بساطش پهن است، در راستای همین معناست.
گل بهترین هدیه خدا به آدمها و آدمها به همدیگر است. تا جایی که از عروسی گرفته تا عزا، گل سفارش میدهند و حتی روی قبر متوفی هم تاج گل میاندازند که حالش را ببرد. روی قبرش هم مینویسند: «هر گل که بیشتر به چمن میدهد صفا/ گلچین روزگار امانش نمیدهد.» این شعر را زمانی در قبرستان شهرمان روی سنگ لوح یک قاچاقچی اعدام شده دیدم. و چون به چشم خودم دیدم که دستش از زمین و آسمان کوتاه است، فاتحهاش را هم خواندم.
از قبرستان بیرون بیاییم. شگون ندارد. اگر به عروسیها هم نگاهی بیندازید، میبینید که همه چی با دادن یک شاخه گل یا دسته گل آغاز میشود. حتماً داستان آن عاشق مورد نظر ایرج میرزای شاعر را شنیدهاید که برای رسیدن به معشوق محنت بسیار کشید تا لب دجله به معشوق رسید؛ اما هنوز از گل رویش سیراب نشده که به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر، فلک لاکردار دسته گلی داد به آب. سرتان را درد نیاورم. عاشق چون که دید این دسته گل چشم معشوقش را گرفته، چنان جوگیر شد که بدون استفاده از سکوی پرش و سایر مواد لازم، با سر داخل آب رودخانه شیرجه زد و برای نشان دادن ضرب شست،«جست در آب چو ماهی از شست.»
منتها چون آمار و ارقام غلطی از عمق آب به او داده بودند، یکدفعه دید که فاتحه اش خوانده است. «دید آبی است فراوان و درست/ به نشاط آمد و دست از جان شست». با این حال، موفق به گرفتن دسته گل روی آب شد و آن را با تمام قوا به سمت ساحل معشوق پرتاب کرد که به نظر بسیاری از روانشناسان از صد تا فحش هم بدتر بوده است. در عین حال، متانت و سنگینی خود را از دست نداد و رو به معشوق خود کرد و...«گفت کای آفت جان سنبل تو/ ما که رفتیم بگیر این گل تو/ جز برای دل خود بوش مکن/ عاشق خویش فراموش مکن/ بکنش زیب سر ای دلبر من/ یاد آبی که گذشت از سر من.»
نتیجه گیری منطقی:
حالا که با خراب شدن گلشن و گلستان، آب از سر همه ما گذشته است؛ چارهای جز رفتن به نمایشگاه گل و مشاهده نامبرده در آن محل خاص نیست. به هر حال، در کار گلاب و گل حکم ازلی این است/ کان شاهد بازاری، وین پرده نشین باشد.رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: