به گزارش فارس ، صبح 27 فروردین 86، مأموران آگاهی ورامین از وقوع یک فقره قتل در یکی از مناطق این شهرستان باخبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه متوجه شدند پیرزنی به نام صدیقه بر اثر اصابت ضربات چاقو به گردن و شکم به قتل رسیده است.
تحقیقات برای شناسایی عامل این جنایت آغاز شد و پسر مقتول به عنوان مظنون بازداشت شد ولی بعد از اینکه ثابت شد زمان قتل در محل کارش بوده است، آزاد شد.
حدود 10 ماه از وقوع قتل گذشته بود که مردی با حضور در پلیس آگاهی مدعی شد که همسر سابقش با یک مسافرکش دوست شده است و رفتارهای مشکوکی دارند.
همسر این مرد و راننده مسافرکش تحت نظر قرار گرفتند و با توجه به اینکه شب ها در خانه افراد مختلف میخوابیدند ، به عنوان مظنونان این پرونده بازداشت شدند.
زن جوان دلایل قانعکنندهای برای برائت از اتهام عنوان کرد و آزاد شد ولی مرد جوان در نهایت به ارتکاب قتل اعتراف کرد و مدعی شد که پیرزن را در خانهاش هل داده که پیرزن زمین خورده و به قتل رسیده است.
با صدور قرار مجرمیت برای عباس، پرونده وی برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.
صبح امروز ، جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی برگزار شد و سیدحسینی، نماینده دادستان با توجه به مدارک موجود در پرونده خواستار مجازات متهم شد.
در ادامه جلسه، فرزندان مقتول به عنوان ولیدم در جایگاه قرار گرفتند و درخواست خود را قصاص متهم عنوان کردند.
بعد از اظهارات اولیایدم ، عباس ، متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام قتل را قبول ندارد ، گفت: من به هیچوجه مقتول را نمیشناختم و اصلاً اطلاعی از قتل او نداشتم.
وی درباره رابطه دوستی خود با ملیحه ، متهم قبلی این پرونده که تبرئه شده بود ، گفت: یک روز در نازیآباد او را سوار ماشین کردم و به من گفت دانشجو است و از شهرستان به تهران آمده است. با وجود اینکه همسر داشتم ، رابطهام را با او ادامه دادم تا اینکه متوجه شدم او شوهر و فرزند دارد.
متهم گفت: وقتی فهمیدم قرار است از شوهرش جدا شود، من هم از همسرم جدا شدم تا با او ازدواج کنم. من تا قبل از آشنایی با ملیحه به ورامین نرفته بودم و بعد از آشنایی با او بارها به ورامین و خانه دوستان او رفتم و خودم را دایی او معرفی کردم اما من به هیچ وجه به خانه مقتول نرفتم.من در بازداشت و تحت فشار اعتراف کردم و تمام اعترافاتم دروغ است. بعد از اینکه با قرار وثیقه آزاد شدم، پسر مقتول با من تماس گرفت و به من گفت میدانم تو قاتل نیستی.به خاطر این زن، همسرم را طلاق دادم و تمام اعتقاداتم را زیر پا گذاشتم. به خاطر رسیدن به هوسهای دنیوی و شیطانی خود را از عرش به فرش رساندم و خوار و ذلیل شدم.
ملیحه نیز که به عنوان مطلع در دادگاه حاضر شده بود، گفت: من قبول دارم که با عباس رابطه داشتم و به او دروغ گفتم ولی نه رابطه غیراخلاقی داشتیم و نه دخالتی در قتل پیرزن داشتیم.
بعد از اظهارات متهم ، قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام کرد و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، حکم به برائت متهم پرونده داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم