در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما برخی کتابها از این قانون نانوشته مستثنا هستند. نه تنها خواندن دوباره آنها طراوت و تازگی «بار اول خواندن» را دارد بلکه لحظات ناب داستانی، تداعی دوبارهای برای خواننده به همراه دارد. نمونه بارزش مجموعه داستان «دوباره از همان خیابانها» از مرحوم بیژن نجدی است؛ نویسندهای که آثارش بیاغراق در ادبیات معاصر ایران به عنوان داستانهایی با نثر شاعرانه برای خود جایگاه ثابتی پیدا کرده است. این ادعا با کتاب لاغر اما ماندگار « یوزپلنگانی که با من دویدهاند» به اهالی ادبیات ثابت شده است.
«دوباره از همان خیابانها» اما مجموعهای است از 20داستان کوتاه بیژن نجدی که بعد از مرگش، و اولین بار در سال 1379 چاپ شدند.
تخیل شگفتانگیز نجدی در این داستانها تا جایی پیش میرود که مخاطب باور میکند که کارگری عاشق دختر توی نوشابه شده است، گربهای پنجههای طلایی در میآورد یا مردی از توی جلد یک کتاب دشنه برمیدارد. این تخیل تنها به آدمها ختم نمیشود و در برخی داستان هایش اجسام بیجان حتی به خود شخصیت داستانی میگیرند. «دوباره از همان خیابانها» خوانش روانی دارد و حجم داستانهای مجموعه غیر از یک داستان (که 20 صفحه است) همگی 8 یا 9 صفحه هستند.
چاپ پنجم «دوباره از همان خیابانها» را بهار 1387 نشر مرکز منتشر کرده است که این روزها در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران قابل تهیه است.
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: