در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میزگرد مهمانان برنامه، مشکلات فرا روی برگزاری این نمایشگاه، نیاز کمک دیگر نهادها برای برگزاری هرچه بهتر اینگونه نمایشگاهها، بحث حمایت از صنایع وابسته به نشر و سیستمهای نامناسب توزیع کتاب، برنامهریزیهای مورد نیاز برای تشویق همه مردم ایران به کتابخوانی را مورد بحث و بررسی قرار دادند.
مشروح این گفت و گو به این شرح است:
رادیو گفت و گو: برای اینکه نمایشگاه کتاب از مستأجر بودن در بیاید چه نهادها و چه دستگاههایی باید دست به دست هم بدهند تا درواقع یک خانه شکیل، وزین و در شأن کتاب و اهالی فرهنگ به صورت نمایشگاه دائمی تهران برگزار شود.
پرویز: یکی بحث نمایشگاه دائمی کتاب است. خوب محلی که به شکل دائمی برای حوزه کتاب در نظر گرفته میشود، نیازمند فضای گستردهای نیست که در نمایشگاه بینالمللی مورد نیازمان است. برای این منظور هم تقریبا چهار یا پنج سال پیش یک طرحی مطرح شد که یک محوطهای در کنار باغ کتاب احداث شود و تا همین الان هم اقداماتی برای سفت کاری آن در تپههای عباسآباد روبروی کتابخانه ملی انجام شده است.
شهرداری درحال احداث یک همچنین مکانی است که حدود 36هزار متر مربع زیربنای این محوطه است. اما بحث نمایشگاه بینالمللی تهران با توجه به اینکه ما حدود 120هزار مترمربع زیربنا نیاز داریم، ناشران درخواست فضای بزرگتری را دارند. یعنی ما اگر بخواهیم به درخواست ناشران پاسخ بدهیم یک چیزی در حدود 170یا 180 متر مربع فضا نیاز داریم.
در همه جای دنیا معمولا یک مکان شایسته و مناسب و درخوری تحت عنوان نمایشگاههای بینالمللی وجود دارد که حوزه کتاب هم از همان استفاده میکند. اما در ایران این مکان با مهندسی 40 یا 50 سال پیش دنیاست و همچنین شامل غرفههای پراکنده و کوچکی است و الان تعدادی از ساختمانهایش مستهلک شده است.
به علت اینکه قرار بوده از این مکان منتقل بشود و فقط بعضی از سالنهایش را به روز نگه داشتهاند و اگر همه سالنهایش هم فعال باشد پاسخگوی نمایشگاه کتاب نیست. آن فضا را بنا بود شهرداری در منوچهر آفتاب احداث بکند که خوب پیشرفتی نداشت.
به علت اینکه دوستان شهرداری مشکل بودجه داشتهاند و ابراز امیدواری کردهاند که اگر مشکل بودجهشان حل شود این کار را به اتمام برسانند.
رادیو گفت و گو: ما امیدواریم که این اتفاق هرچه سریعتر بیفتد اما با توجه به اینکه ما بیست و سومین نمایشگاه بینالمللی کتاب را درحال برگزاری داریم یکی از سؤالهای رایج بازدیدکنندگان این بود که مصلی جای مناسبی برای برگزاری نمایشگاه نیست. بحث ساخت و سازها و عملیات عمرانی است که در رواقهای مصلی درحال انجام است و حضرتعالی هم در نشست خبری نمایشگاه فرمودید که درواقع به دستور دکتر احمدی نژاد و مساعدتی که ایشان داشتند به لحاظ تأمین منابع مالی قرار شد که سازه های نمایشگاهی احداث شود اما این تصور خیلی جاها پیش آمد که این مکانها درواقع پارکینگهای مصلی بوده و در مطبوعات هم این مسئله شنیده شد. ما میخواهیم نظر حضرتعالی را خیلی قاطعانه و شفاف بدانیم که آیا آنجا پارکینگ بود؟
پرویز: ببینید، شرایط فعلی مصلی مطابق آن چیزی که در آینده ساخته خواهد شده نیست. این منطقهای که شما الان میبینید دوازده درصد طرح کلان مصلی است. ساخت و ساز در اطراف این رینگ اصلی که دارند انجام میپذیرد و تمام این مناطق تبدیل به ساختمان خواهد شد و این خیابانهایی که الان خالی بوده سال گذشته به عنوان پارکینگ استفاده میشده. بخشی از این خیابانهای خالی را قبل از اینکه نمایشگاه کتاب بخواهد در آنجا دایر بشود خود مصلی به علت اینکه کارگاه ساختمانی را گسترش دهد هم به عنوان کارگاه ساختمانی مورد استفاده قرار داده و هم یکسری سازههایی ایجاد کرده برای اسکان کارگران.
به این صورت نیست که پارکینگها را تبدیل کردند به محل اسکان کارگران و آنجا یک خیابانهای خالی بوده که سال گذشته چون استفاده نمیشده به عنوان پارکینگ استفاده شده است.
رادیو گفت و گو: این بحثی که درواقع خیلی از جاها منعکس شد که ترافیکی این چند وقت در نمایشگاه کتاب اتفاق افتاده به خاطر این پارکینگها است. در این باره هم صحبتی بفرمایید.
پرویز: بحث اصلی این است که وقتی نمایشگاهی میخواهد باز بشود نیاز اساسی به یک حجمی از پارکینگها دارد که این حجم از پارکینگها البته تأمیناش برعهده ما نیست. منتهی شهرداری منطقه هفت مساعدت کرد و هزارتا پارکینگ بیشتر از قبل ایجاد کردند.
رادیو گفت و گو: آقای نویدگویی نظر شما در خصوص این موضوعات چیست؟
نویدگویی: من از نخستین سالی که نمایشگاه برگزار شد در همان محل دائمی نمایشگاه حضور داشتم که در اولین سال و سالهایی که حضرت آیتا... خامنهای به عنوان ریاست محترم جمهور حضور پیدا کردند تأکید بر برپایی اینگونه نمایشگاهها داشتند.
واقعا با تشویق ناشرین و دست اندرکاران نمایشگاه سعیشان بر این بود که هرچه بهتر برگزار شود. منتهی من تصورم بر این است که دکتر پرویز و همکارانشان و اصولا متولیان فرهنگی در این مملکت بسیار بسیار تنها هستند، نه در تهران حتی در شهرستانها، من در شهرستانی هستم که این درد را دارم که تصور دیگر مسئولین بر این است که چون ما کشورمان، متولیان فرهنگی دارند باید دیگران خودشان را کنار بکشند. درحالی که نظام ما انقلاب فرهنگی کرده. بیست و سه سال است که میگذرد ولی ما هنوز محل دایمی برای نمایشگاه نداریم.
رادیو گفت و گو: خوب واقعا وزارت ارشاد تنها متولی است آیا نهادهای دیگر نباید کمک بکنند؟
نویدگویی: مسئله این است که چرا زمانی که ما تشخیص بدهیم که این نمایشگاه و این رویداد بزرگ فرهنگی و اجتماعی میتواند در مملکت ما جایگاه خواص خودش را داشته باشد و مفید باشد، چرا دیگران همکاری ندارند.
من نام مؤسسه یا وزارتخانه خاصی را نمیبرم. ولی وقتی رهبر معظم انقلاب و ریاست جمهوری ساعتها وقت میگذارند و از این نمایشگاه بازدید میکنند، چرا دیگران همکاری نمیکنند و چرا ما واقعا یک محل آبرومند نمایشگاهی نداشته باشیم.
به هرحال ببینید اگر به ورودی نمایشگاه دقت بفرمایید و یک ضبط باشد که صدا و واژههایی مختلفی که بین مردم رد و بدل میشود را ضبط کند، ضمن اینکه احساس غرور میکنیم، که واقعا این مردمی که ما گلایه داریم که چرا اهل مطالعه نیستند و اهل کتاب نیستند ببینیم با چه سرعتی از گوشه گوشه این کشور با گویشها و لهجهها و فرهنگهای مختلف خودشان را رساندهاند به نمایشگاه.
از این استقبال چرا ما حداکثر استفاده را نکنیم؟ چرا ما گلایه میکنیم و چرا واقعا اینگونه نمایشگاهها را گسترده نکنیم. بیست و سه سال میگذرد، حیف است در نظام ما واقعا یک جای مطمئن و اختصاصی برای کتاب نداشته باشیم.
کتاب مقدس است، برگ و واژه واژهی یک کتاب که واقعا در مملکت ما تولید اندیشه، میشود و تولید فنی میشود بایستی قدر و بها به آن بدهیم که متأسفانه این کار صورت نگرفته، حتی شهرستانیهایی که از گوشه گوشه این مملکت میآیند. حتی بایستی امکان رفت و آمد آنها فراهم بشود نه اینکه ساعتها وقت بگذارند.
شاید بهترین شرایط نمایشگاه مصلی حضور مترو باشد که حالا من شهرستانی به راحتی میتوانم بیایم. ولی فرض کنید یک شهرستانی که میآید حتی یک نظارتی بر اسکان و مواد غذاییاش نیست که این مسئله خیلی مهم است.
اعتقاد من بر این است که حالا به عنوان یک بازدید کننده و یا یک ناشر بایستی امکانات رفاهی در کنار نمایشگاه حرف اول را بزند.
رادیو گفت و گو: یک بحث دیگری که وجود دارد، بحث حمایت از صنایع وابسته به نشر مانند صنعت چاپ و صنایع جانبی مانند لیتوگرافی، صحافی و خدمات تکمیلی است. آیا فکر میکنید که ایام نمایشگاه زمان خوبی است که ما به این مسائل بپردازیم یا باید برویم در روز یازده شهریور در روز صنعت چاپ صحبت چاپ را جداگانه بکنیم ، آیا نمایشگاه کتاب محملی است برای این صحبت؟
نویدگویی: من فرمایشات شما را تائید میکنم. اما درعین حال نظر دیگری دارم. ببینید چرا ما بگذاریم فقط در لحظههای آخر تصمیم بگیریم چرا فقط در نمایشگاه کتاب، حالا حتما بایستی بگوییم روز صنعت چاپ است، روز ناشر است، هفته کتاب است، نمایشگاه کتاب است. چرا ما این همدلیها، هماندیشیها را در طول سال نداشته باشیم.
چرا مسئولان و متولیان فرهنگی که مسئولیت مستقیم روی این مسائل دارند، یک نشستی با ناشرین و چاپخانهها نگذارند تا درد دلها را بشنوند و برای یک مدتی از آمار و ارقام پرهیز کنیم، نه اینکه دلخوش باشیم بر اینکه چون سال گذشته فرضا ما 1000 تا غرفه داشتیم الان 1200 . بیاییم واقعا کیفیت کار را بالا ببریم.
رادیو گفت و گو: آقای قبادی نظر شما در این رابطه چیست؟
قبادی: بحث محل و فضای نمایشگاه یک موضوع بسیار جدی است که این جزء مطالبات خود مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت امور فرهنگی هم است و باید خدمت شما و همه شنوندگان عزیز اعلام کنم که واقعا ما به دلیل نداشتن یک فضای دائمی البته نه به عنوان نمایشگاه دائمی و نداشتن آن متحمل هزینهها و ساعتها وقت و انرژی طاقت فرسایی میشویم که طبیعتا اگر این فضا و امکانات بود نه این مشکلات را داشتیم و نه هزینههای مالی و جانی که میبایستی صرف بشود.
درعین حال همه عزیزان و همکاران ما تلاش میکنند که در شرایط موجود بهترین امکان را برای مردم و فرهنگ دوستان عزیزمان ارائه نمایند. ولی مجموعا تأکید خود ما هم این است که میبایست الزاما بعد از سی سال، با توجه به اینکه نشر کشور از یک توسعه بسیار بسیار چشمگیری برخوردار است و اینکه نشر ما جزء ده کشور برتر دنیا است و دیگه برای ما خیلی شاید مناسب نباشد که بعد از این همه مدت ما یک مکانی را نداشته باشیم که بتوانیم با خیال راحت فضای نمایشگاهی ایجاد، طراحی و بتوانیم خدمات ایجاد نماییم.
رادیو گفت و گو: آقای نویدگویی معتقد بودند که مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری نمایشگاه و کلا تسهیل فرهنگ کتاب و کتابخوانی تنها هستند. آیا شما هم احساس میکنید که واقعا تنها هستید ؟
قبادی: البته تنها به این معنا که مدیریت بکنیم که تمامی مسئولیت را داشته باشیم به این صورت نیست. نهادهای شهری مختلف و متعدد و دستگاههای زیادی به ما کمک میکنند اما اگر بخواهیم از نمایشگاه کتاب رد بشویم این کاملا درست است و این همکاری یک نوبتی و مقطعی مشکل را حل نخواهد کرد و چارهساز کار ما نخواهد بود.
این همکاری طبیعتا میبایست استمرار داشته باشد به طور مثال دستگاههایی که مرتبط هستند مثلا راجع به همین بحث کل ساختار نمایشگاه و ساختمان نمایشگاه باید شرایطی را فراهم نمایند که زمین لازم برای ما فراهم شود و بخش بعدی باید کمک بکنند که ساختمانمان ایجاد بشود، وزارت نیرو کمک بکند که برقمان تأمین بشود و دستگاههای مختلفی که طبیعتا میتوانند کمک بکنند و این اتفاق بزرگ را فراهم نمایند.
ضمن اینکه یادآوری و تائید هم میکنم برپایی چنین رویداد بزرگ و عظیمی نیاز به یک عزم جدی و ملی دارد که بازهم هرچقدر کمک بشود و هرچقدر همکاری شود کم است. نگاهها، نگاه همدلانه و دلسوزانه باشد و از سطح شعار خارج شود.
متأسفانه بسیاری از افراد و بعضی از مدیران و حتی بعضی از مسئولینی که وظیفه ذاتی دارند با بعضی از اظهارنظرها خستگی را برتن تمامی دستاندرکاران فرهنگ و هنر در همین نمایشگاه کتاب باقی میگذارند. نه تنها کمک نمیکنند اگر هم قصدشان کمک باشد رفتارشان، رفتار کمک آمیز نیست و ما را متأسفانه در سختیها تنها گذاشتند.
درعین حال من عزم فرهنگیان و علاقمندان به فرهنگ و هنر را آنقدر جدی و بزرگ میبینم که این حاشیهها و این دل نگرانیها قطعا برای ما مشکل ساز نخواهد بود.
رادیو گفت و گو: ما الان کم کم وارد بحث برنامهریزی در کلان فرهنگی به منظور بهرهبرداری بهتر کتاب و کتابخوانی شدهایم فکر میکنم در این رابطه توضیحاتی را آقای قبادی فرمودند؟ اگر شما نقطهنظری دارید میشنویم؟
نوید گویی: این کاش عرایض بنده همزمان نبود با فرمایشات استادم قبادی، چون اعتقاد دارم که هیچ کسی در این نمایشگاه طی این سالها به اندازه شخص قبادی زحمت نکشیدهاند. من در سال اولی که قرار شد در مصلی این نمایشگاه برگزار بشود، آن سال چون باران شدیدی بود ، شبها تا ساعت سه یا چهار نصف شب زیر باران شدید زحمت میکشیدند و تلاش میکردند باز به نظر من هیچکسی به اندازه آقای قبادی مشکلات و نکات مثبت را نمیداند.
اما بحث کتاب و کتابخوانی، این نیاز دارد که ما همه ایران را نگاه بکنیم. ما شهرستانیها میگوییم که همه ایران، تهران نیست و از نظر من فارسی همه فارس، شیراز نیست. اگر واقعا ما به آن اهداف کلانمان برسیم بایستی نهاد و اهرم کشور را ببینیم. ما هنوز مشکل بزرگی که داریم. بحث کتاب و کتابخوانی است. من اطلاع دارم و حتی مراجعه میکنم بسیاری از مناطق محروم این مملکت و افرادی هستند که علاقمندیشان از یک شهروند تهرانی نسبت به کتاب کمتر نیست و حتی بیشتر است. اما چه بکنیم که این مرد یا این خانم یا این دختر من، دسترسی به کتاب ندارد.
شیوههای توزیع کتاب هنوز به شیوههای سنتی انجام میشود. هنوز ما یک سیستم توزیع کتاب خوب به صورت مدرن و مکانیزه نداریم. درحالی که من پیشنهادم این است که بخشی از این یارانههایی که به من ناشر در سالها پیش داده میشد که من واقعا خودم یکی از مخالفین یارانه بودم، بیاییم صرف سیستم توزیع کتاب بکنیم. نه اینکه کالای مقدس ما که کتاب است همراه با یکسری از کالاهای غیرفرهنگی از تهران یا یکی از مراکز شهرستانها به مناطق مختلف برود که آن هم با سختی میرود.
به نظر من بایستی اولین کاری که ما واقعا بکنیم سیستم توزیع است. ولی واقعا ناشرینی که دارند به واقع خدمت میکنند و خدمتگزار هستند به هرحال باید یک جایگاه دیگری داشته باشند. اینها در این سالها بایستی جداسازی میشد که خوب تا الان نشده که امیدوارم در آینده اتفاق بیفتد. اما بحث شهرستانها است که ببینید باز همانطور که عرض کردم، چرا من ناشر برای هرکاری بایستی بیایم تهران.
طرحی که اخیرا ریاست محترم جمهور دادند روی بحث سرریز جمعیت تهران. چرا من برای گرفتن مجوز حتی یک کتاب معمولی که نیاز ندارد به بررسی و ممیزی مدیر کل این استان این اختیار را نداشته باشد ولی انباشته میشود در وزارتخانه بعد از دو ماه یا سه ماه که نوبتش برسد برای مجوز یک کارمند معمولی وزارتخانه بیاید مجوز نشر کتاب را صادر کند.
یک مسائلی ریزی است که نبایستی ما بگذاریم فقط در نمایشگاه. ای کاش در طول سال چندین جلسه داشتید و برنامه داشتید که من ناشر واقعا یک جایی داشته باشم درد دلهایم را بگویم. اگر کار مثبتی انجام میدهیم این وظیفه من است ولی واقعا اگر ضعفی دارم بایستی پوشیده شود.
صحبت این است که یک گروهی امسال مسئولیت امور اجرایی نمایشگاه را دارند و به هردلیلی اینها کنار میروند، خوب آن گروه جدیدی که میآیند تا دوباره بخواهند واقعا مسائل نمایشگاه را یاد بگیرند و اجرا کنند مسلما هزینه زیادی برای ما دارد و بحث دیگر روی ساخت و ساز است.
به هرحال بایستی بپذیریم که فرهنگ مکتوب ما هرچند که ما یک سابقه طولانی داریم ولی برگرفته از یک فرهنگ غربی است. خوب چه اشکالی دارد که ما واقعا به یکی از نمایشگاههای بزرگ دنیا مانند فرانکفورت آلمان مراجعه کنیم و ببینیم که آنها چه کار کردند که در قلب شهر فرانکفورت با آن جمعیتی که دارند نمایشگاه به راحتی برگزار میشود و هیچ مشکل رفت و آمدی و ترافیکی برای مردم ایجاد نمیشود.
رادیو گفت و گو: آقای نوید گویی اشاره کردید به نمایشگاه فرانکفورت اتفاقا آقای وصفی مدیر بینالملل نمایشگاه کتاب تهران اینجا هستند. چگونه میتوانیم به سمتی برویم که فرهنگ کتاب و کتابخوانی منحصر به نمایشگاه بینالمللی کتاب، هفته کتاب و اتفاقات خاص درواقع موردی نباشد؟
وصفی: من به نظرم میرسد که به طور خاص جدی گرفتن تمام دستگاههایی که با فرهنگ عمومی مردم سرو کار دارند و خود رسانهها و به شکل خاص نقش مهمی را که صدا و سیمای جمهوری اسلامی میتواند داشته باشد که این نقش را به نظر میرسد که در دوسال گذشته خیلی جدی پیگرفتند که از این طریق بتواند فرهنگ کتاب و کتابخوانی گسترش بیشتری پیدا بکند.
ما خیلی نمیتوانیم نقش نمایشگاه کتاب تهران را در این بخش محدود بکنیم. به هرحال کسی که میآید به نمایشگاه کتاب تهران چه از داخل استان تهران و چه از شهرها واستانهای دیگر کشور در طول این مدت مایحتاج یک فرصت طولانی را تهیه میکند و به نظر میرسد که ما اگر بتوانیم بعضی از زیرساختها را اصلاح بکنیم مانند سیستم توزیع و اینکه به هرحال کشوری الکترونیک و شهری الکترونیک داشته باشیم و به گونهای باشد که بتوانیم مانند خیلی از کشورهای دنیا سیستمهای تسهیل کننده را برای ارتباط با مخاطبان کتاب و کتابخوانی تدارک ببینیم خیلی از مشکلات حل میشود.
رادیو گفت و گو: بله اتفاقا این بحثی بود که آقای نویدگویی هم به آن اشاره کردند مشکل توزیع در کشور. بازهم درواقع تا بحث مشکلات و انتقادات پیش میآید همه ذهنها به سمت وزارت ارشاد میرود، آیا واقعا در بحث توزیع فقط وزارت ارشاد باید جوابگو باشد.
وصفی: خیر درواقع اینطوری نیست. زمانی که ما صحبت از اقتصاد نشر میکنیم یک پایهاش اقتصاد است و باید تکلیف سایر وزارتخانههایی که به هرحال در هر صنعتی، اقتصادی، صنفی کمک میکنند تا آن صنف بتواند کار ویژه خودش را انجام دهد به هرحال حضور داشته باشد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیشترین وظیفهای که به عهده دارد در بخش نرمافزاری کار است. یعنی این است که به هرحال آن بخش تمدنسازی که قرار است فضای فرهنگی کشور را سوق داد که تولید و ایجاد نماید و آنجایی که کار صنفی و اقتصادی میشود طبیعی است که باید بخشهای ذیربط کشور حضور جدی خودشان را داشته باشند. آقای نوید گویی بحث نمایشگاه فرانکفورت را مطرح کردند و مقایسههایی که میشود با نمایشگاه کتاب تهران داشت.
این نکته را من باید عرض بکنم که به هرحال ساختار نمایشگاه و اینکه ما بخواهیم نمایشگاه بینالمللی را داشته باشیم، این یکی از زیرساختها است که هنوز شرایط کشور ما به گونهای نیست که ما بتوانیم یک نمایشگاهی با فضای نمایشگاه مناسب مانند نمایشگاه فرانکفورت داشته باشیم اگر چه استحضار هم داریم که نمایشگاه فرانکفورت فقط ایامی که نمایشگاه کتاب آنجا است ما دیدیم. به دلیل اینکه صرفا به نمایشگاه کتاب مراجعه کردیم.
آنجا در طول هرماه دهها نمایشگاه در سالنهای مختلف انجام میپذیرد و شکل میگیرد. خوب این زیرساخت متأسفانه در کشور ما نیست من امیدوارم که این اتفاق رخ بدهد. شما استحضار دارید که فرانکفورت مثلا حتی شهر مرکزی کشور آلمان هم نیست. اما آنجا آمدند پایتختهای مختلف تعریف کردند. یعنی به عبارتی اگر پایتخت سیاسی در برلین مستقر است. پایتخت بانکداری و یا نمایشگاههای بزرگ در فرانکفورت مستقر است.
ما هم فکر میکنم به هرحال باید به همین شکل پیشبرویم. اگر بخواهیم هرچیزی را به شکل کله قندی مستقر بکنیم در تهران به هرحال با توجه به بزرگی کشور و نقشی را که حتی قرار است در منطقه ایفا بکند به عنوان یک کشور قدرتمند باید بخشی از حوزهها را که میتوانیم توزیع نماییم در سایر بخشهای کشور و یکی از آن هم میتواند همین نمایشگاه بینالمللی کتاب باشد که دستکم میشود در استانهای مختلف هم با شکل وسیعتری رخ بدهد.
فکر میکنم، نقطههای آغازین این کار با نمایشگاههای استانی که با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام میپذیرفت انجام شده است. اما حالا چگونه میتوان اینها را هم به نمایشگاه بینالمللی تبدیل کرد و در تقویمهای بینالمللی جای داد. خوب اینها نیازمند زمان است .
به هرحال نمایشگاه کتاب تهران اگر امروز، چه اراده بکنیم و چه اراده نکنیم در جدولهای بینالمللی است و مورد مخاطب ناشران بینالمللی و خود علاقمند هستند که در نمایشگاه بینالمللی حضور پیدا نمایند. دال بر این است که هویت خودش را پیدا کرده و نقش خودش را ایفا نماید. که اینقدر مورد اقبال است.
رادیو گفت و گو: یکی از بحثهایی که به حوزه مستقیم خود جنابعالی هم برمیگردد، بحث کشورهای شرکت کننده در نمایشگاه کتاب تهران است. ما میدانیم که خیلی از این کشورها به صورت متشکل و صنفی در نمایشگاه شرکت میکنند، از اینجا میخواهیم یک نظر کارشناسی را هم از شما بگیریم. چرا اصناف و تشکلهای نشر در کشور ما مانند کشورها نیستند. حالا در نمایشگاه همین امسال من فکر میکنم که آلمان و فرانسه را داریم که به صورت تشکلی وارد میشدند. چرا اصناف صنعت نشر ما به آن قدرت عمل نمیکنند؟ چرا بازوان قدرتمند عرصه صنعت نشر و حتی چاپ ما نیستند. نظر شما را دوست داریم در این رابطه بدانیم؟
وصفی: اگرچه ما باید به این کشورهایی که فرمودید چین و روسیه را هم اضافه نماییم که اینها هم به صورت متشکل در نمایشگاه کتاب تهران حاضر هستند و برای نخستین بار هند هم در آن بخش نمایشگاهیاش به این بخش پیوسته است.
این یک واقعیت است که در بخشهای فرهنگی هنوز تشکلهای صنفی ما هنوز قدرت حضور بینالمللی ندارند و نمیتوانند به هرحال شرایط مناسبی را برای این حضور داشته باشند و اگر هم بخشهایی از حوزه صنعت نشر کشور در حوزه بینالملل حاضر است، کیسها و یا واحدهای کوچکی است که خودشان به علت مدیریتهای مجموعه ، واحد خودشان را داشتند و توانستهاند این اتفاق را انجام بدهند.
برای نخستین بار بود که با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حمایتی که داشت و اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران سمینار کوچک و دوره آموزشی را در تقریبا چند ماه پیش در تهران به مدت یک هفته که یک کارگاه آموزشی بود شکل گرفت که کمک کند به ناشران برای حضور در عرصه بینالملل.
به هرحال اینکه عقد قرارداد چگونه میتواند باشد و پیمان نامهها چگونه می تواند باشد. اینکه اگر کشور ما به قانون کپی رایت نپیوسته است اما خود ناشر سعی کند در همان واحد خودش احترام بگذارد از نظر اخلاقی به عرفهایی که در این صنف وجود دارد. اینها همه میتواند کمک بکند برای حضورهای بینالمللی به هرحال قضیه نپیوستن به قانون کپی رایت یکی از پاشنه آشیلهای ما شده است.
درحالی که خیلی بنده نقش این را به شکل عملیاتی در همه کشورهایی که به این قانون پیوستند نمیبینم. چرا که در بعضی از آن کشورها خارج از قانون اتفاقاتی رخ میدهد. اما شاید این بهانهای شده است برای اینکه بعضی از پیوندها و ارتباطها با دنیای خارج از کشور، به هرحال ضعیف عمل کند. باید یکسری تفاوت هایی را اینجا قائل بشویم که ناشر رغبت بکند آن تازههای نشرش را که جدیدترین سوژهها است برای ما بیاورد. از همین رو است که گاهی این اتفاق رخ میدهد در شرایط نمایشگاهی و به هرحال این روندی است که ما برای محور قراردادن موضوعاتی که مخاطبش در کشور وجود دارد و نیاز فضای علمی و دانشگاهی دارد، پیش میرویم. بخش بینالملل نمایشگاه کلا بخشی نیست که کتابهای ناشران عمومی بیاید. بلکه صرفا بخشی است تخصصی و مربوط به ناشران دانشگاهی و علمی است. از همین رو برای اینکه ما بتوانیم دانش را از آن طرف وارد کشور بکنیم شرایط را به گونهای تنظیم بکنیم که این اتفاق بتواند به صورت روان رخ بدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: