در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برگزاری دو کنفرانس امنیت هستهای در واشنگتن و خلعسلاح هستهای در تهران به فاصله کمتر از 2 هفته بر تمرکز بیش از پیش بر این موضوع افزوده است.
جدای از طنین خلعسلاح هستهای از دو سوی آبهای سرد آتلانتیک و آبهای گرم خلیج فارس، در یک ماه اخیر اعلام دکترین جدید هستهای آمریکا و امضای توافق جدید هستهای بین روسیه و آمریکا در چک نیز بر بسامدهای آن انعکاس بیشتری داده است.
ایالات متحده ماه گذشته در پاسخ به آنچه بازنگری در استراتژی کلان امنیت هستهای خود عنوان کرد دکترین هستهای خود را بر مبنای تهاجم هستهای به کشورهای غیرعضو پیمان NPT استوار کرد. اینک نیویورک میزبان نشستی برای پیمانی است که به باور بسیاری ماهیت کارکردی آن با چالشهایی جدی مواجه است.
ریشه اختلافات دارندگان و جویندگان فناوری هستهای
پیمان عدم اشاعه ، تولید ، تکثیر و گسترش تسلیحات هستهای موسوم به NPT که با هدف جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای، کمک به کشورهایی که قصد استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای را دارند و همچنین خلعسلاح دارندگان این سلاحها به وجود آمد اکنون و در آغاز ورود به دهه دوم هزاره سوم همه این رویاهای ریز و درشت را تعبیر نایافته میبیند.
پیشینه نهادهای فنی و حقوقی خلعسلاح هستهای از سویی و نشستهای بازنگری پیمان NPT از سوی دیگر نشان از وضعیت چالشزایی است که این معاهده در آن گرفتار آمده است.
کارنامه آژانس بینالمللی انرژی هستهای به عنوان دیدهبان و نهاد نظارتی، بازرسی و امنیت هستهای بینالمللی نیز نشاندهنده ناکارآمدی این نهاد است؛ ناکارآمدیهایی که در رهیافتهای هستهای خارج از پادمان کشورهایی چون هند، پاکستان، اسرائیل و دیگر کشورها بارها نمود یافته است؛ رفتارهایی که هزینههای عبور از آژانس و پیمان را پایین آورده و منجر به تخریب وجهه و جایگاه آژانس شده است.
بازخوانی رفتار هستهای کشورهای صاحب تسلیحات هستهای حکایت از نقض آشکار بندهای معاهده منع گسترش از سوی این کشورها دارد. کشورهایی که بیتوجه به اصول پادمانی ایمنی و امنیت هستهای از زیر تعهدات خلعسلاح شانه خالی کرده و در یک دیپلماسی فشار و انحراف افکار جامعه جهانی انگشت اتهام را به سوی جویندگان استفاده از فناوری صلحآمیز هستهای میگیرند.
کنفرانسهای بازنگری پیمان NPT از ابتدا تاکنون
اولین کنفرانس بازنگری پیمان NPT در می1975 و با حضور 91 کشور عضو پیمان برگزار شد. این کنفرانس زیر سایههای سنگین مسابقه تسلیحاتی و فضایی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی آغاز بکار کرد. البته دو سردمدار جهان دو قطبی توافق پیمان سالت 1 را مبنی بر تعهد عملی خود به پیمان NPT و تلاش برای توقف مسابقه تسلیحات هستهای در قالب بند 6 پیمان ارزیابی کردند.
دومین نشست کنفرانس بازنگری NPT در می1980 برگزار شد. این کنفرانس به نوعی ادامه کنفرانس قبلی بود و به واسطه تشدید اختلافات دیپلماتیک دو ابرقدرت آمریکا و شوروی حتی از ارائه بیانیه پایانی نیز ناکام ماند.
سومین کنفرانس بازنگری در می 1985 با حضور 131 کشور گشایش یافت. انفجار هستهای رژیم صهیونیستی در آتلانتیک جنوبی کشورهای عربی و اسلامی را نسبت به ایده خاورمیانه عاری از تسلیحات هستهای که سال 1974 بنا به پیشنهاد ایران و در قالب بند 7 پیمان به آژانس ارائه شده بود بدبین کرد. ایمنی و امنیت هستهای از دستورکارهای کنفرانس بود که با 4 آزمایش هستهای پاکستان رنگ باخت. حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات هستهای اوسیراک در عراق در سال 1981 و حمله ناتمام عراق به تاسیسات نیمهکاره بوشهر بیش از پیش تحقق بندهای 6 و 7 پیمان را دست نیافتنی ساخت.
در کنفرانس چهارم در سال 1990 تعداد اعضای معاهده NPT به 140 کشور رسید. در این نشست چین و فرانسه به عنوان اعضای ناظر شرکت داشتند که این امر نشانی از عزم جامعه جهانی برای بهبود مکانیسم عدم گسترش تسلیحات هستهای بود. اما اختلافات همچنان ادامه داشت به طوری که بار دیگر مکانیسم امنیت هستهای جهانی حتی از صدور یک بیانیه پایانی نیز باز ماند.
در کنفرانس پنجم که در سال 1995 برگزار شد، اعضای معاهده NPT به 178 کشور رسید. نشست در ساختار فروریخته بعد از جنگ سرد برگزار شد. تشدید سیر فزاینده اختلافات اعضا و تکثر دیدگاهها سرنوشت نشست قبلی را برای این کنفرانس هم رقم زد.
تمدید نامحدود پیمان NPT کشورهای نوظهور از جمله کشورهای جنبش عدم تعهد را ناخشنود کرد. البته نتیجه نهایی نشست توافق بر سر تصویب پروتکلی برای امنیت و نظارت بیشتر هستهای بود که به پروتکل الحاقی معروف شد. این پروتکل در 1996 به امضای اعضا رسید و در سال 1997 لازمالاجرا شد. هدف در آن زمان این بود که در پایان سال 2005 همه اعضای NPT به پروتکل الحاقی ملحق شوند. پروتکل الحاقی حدود اختیارات آژانس بینالمللی انرژی هستهای را برای بازرسی کشورهای عضو به طور محسوسی گسترش داد.
در سال 2000 کنفرانس ششم بازنگری پیمان NPT با حضور 187 کشور عضو برگزار شد. کنفرانس نیویورک اولین کنفرانس بازنگری پیمان بعد از تمدید نامحدود معاهده بود. موضوعات مربوط به اجرای مفاد معاهده منع گسترش و تصمیمات کنفرانس قبلی از دستورکارهای این نشست بود. در این نشست دکترین هستهای ایالات متحده مورد انتقاد شدید اعضا قرار گرفت؛ دکترینی که به جای خلع و کاهش سلاح به سمت تجهیز و انباشت بیشتر حرکت میکرد.
تداوم انتقادات فزاینده بینالمللی از ایالات متحده بهانهای شد تا از این نشست به بعد، آمریکا به سمت اعمال فشار برای کنفرانسهای بازنگری حرکت کند. از اینرو ایالات متحده با هدف الزام اجباری پذیرش پروتکل الحاقی، جلوگیری از خروج اعضا از پیمان NPT، تمرکز بر پرونده هستهای ایران و کره شمالی و اتخاذ راهکارهای تنبیهی بار دیگر میزبان نشست بازنگری پیمان NPT در نیوریوک با حضور 188کشور شد. این نشست با مقاومت ایران و کشورهای عدم تعهد نتوانست اهداف آپارتاید هستهای غرب را محقق سازد و ناکام ماند. انگارههای حاکم بر فضای نشست نیوریوک به جای خلعسلاح هستهای دارندگان به سمت محدودیت دستیابی جویندگان به فناوری هستهای گرایش یافت. به نحوی که پروسه خلع سلاح رویکردی داوطلبانه یافت و استفاده از فناوری صلحآمیز هستهای رویکردی انحصارگرایانه به خود گرفت.
با بازخوانی پیشینه کنفرانسهای بازنگری پیمان NPT میتوان گفت: این نشستها تاکنون تنها از بعد کمی و افزایش تعداد اعضا رشد داشته و به لحاظ تحقق دستورکارهای نشست، کمترین نتیجهای داشته است. تا جایی که پیمان NPT به واسطه میخهای متعددی که از رهرو بیتوجهی و نادیده انگاشتنهای مکرر بر آن کوبیده شده است، کارکردی به مثابه یک پیمان فرسوده و فراموش شده یافته است.
به عبارت دیگر پیمان NPT یک مجوز داوطلبانه برای دارندگان تسلیحات هستهای و یک سند حقوقی انحصاری برای جویندگان فناوری هستهای است. کشورهای جوینده تاکنون تاکید بر توازن 3 اصل منع اشاعه، خلعسلاح و دستیابی به فناوری هستهای دارند و کشورهای دارنده تسلیحات هستهای تنها بر منع اشاعه تاکید میکنند.
بازخوانی این 7 کنفرانس و رویدادهای هستهای یک دهه اخیر نشان از این دارد که ایالات متحده سعی وافر دارد، در کنفرانس بازنگری می2010 با گذر از این تاکیدات انحصاری این بار به جای عدم اشاعه بر موضوع خلعسلاح تاکید کند. راهبردی که سازوکارهای فشار بیشتر بر جویندگان فناوری صلحآمیز هستهای به مانند ایران را متراکمتر خواهد ساخت.
در آستانه نشست انپیتی ایالات متحده با بیتوجهی به تعهدات 5 کشور دارنده تسلیحات هستهای درخصوص خلع سلاح، مدام نگرانی از گسترش و دستیابی دیگر کشورها به این سلاحها را مورد دستمایه نگرانی خود قرار میدهد؛ نگرانیهایی که در کنفرانس امنیت هستهای واشنگتن دستیابی گروههای تروریستی به تسلیحات هستهای هم بر آن افزوده شده است.
از سوی دیگر هم خواستار نظارت و بازرسیهای سرزده برای تامین امنیت هستهای دیگر کشورهای خواهان استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای است. نگرانیهایی که در سایه راهبردهای دوگانه و چندگانه واشنگتن درخصوص کشورهای هند، پاکستان و اسرائیل در کنار ایران، سوریه و دیگر کشورهای جوینده این فناوری نشان از فضاسازی رسانهای برای پیشبرد اهداف پیدا و پنهان هستهای این کشور دارد؛ اهدافی که در بالابردن هزینههای خروج از پیمان NPT و عدم تسهیل راههای انتقال فناوری هستهای به دیگر کشورها قابل ارزیابی است. همه این دیپلماسی فشار هستهای بر جویندگان فناوری صلحآمیز هستهای برای انحراف افکار جامعه جهانی از تعهدات دارندگان تسلیحات هستهای از سویی و از سوی دیگر تغییر ساختارهای حقوقی و قانونی رژیمهای هستهای بینالمللی است.
تغییر ساختارهای حقوقی و رژیمهای هسته ای
ساختار سیاسی، نظامی و اقتصادی و حتی راهبری آگاهی بخشی و اطلاعرسانی جهان کنونی و نابرابریهای یکسویه موجود در این ساختارها، نظام فنی و حقوقی را به نظام سیطره، نفوذ و قدرت تبدیل کرده است.
نظام سیطرهای که بیش از همه دامن رژیمهای حقوقی و فنی و مراجع اجرایی آن را گرفته است. چراکه نظام حقوقی مبتنی بر صلح و ثبات به دلیل شکافهای اقتصادی و بهرهبرداریهای یکسویه از ساختارهای سیاسی و اطلاعرسانی و همچنین سوءاستفاده از توانمندی نظامی زمینه جایگزینی نظام سلطه و نفوذ بر ساختارهای حقوقی را فراهم کرده است و کانونهای قدرت در تحولات جهانی بر نظام حقوقی و تغییراندیشی نسبی بر معادلات فائق آمدهاند.
ایالات متحده عموما از یک دهه اخیر و خصوصا پس از نشست ناموفق بازنگری پیمان NPT در بهار 2005 در نیویورک با تمرکز روی بازتعریف مجدد معاهدات و رژیمهای فنی و حقوقی در ادامه دکترین نظم نوین نظام بینالملل درصدد در پیش گرفتن راهبرد یکجانبهگرایی هستهای برآمده و میرود تا رژیم امنیتی و حقوقی نوینی را پایهگذاری کند که مبتنی بر مفاهیم نظام هژمونیک است.
نپیوستن و مخالفت آمریکا با معاهداتی نظیر معاهده منع کامل تولید، تکثیر و آزمایش تسلیحات هستهای و سلاحهای هوشمند هستهای، معاهده ممنوعیت مینهای ضد نفر و خروج یکجانبه از معاهده ضد موشکهای بالستیک AMB، مخالفت با پروتکل زیست محیطی کیوتو و دیوان کیفری بینالمللی و از همه مهمتر اصلاح ساختار نابسامان سازمان ملل متحد روایتی چندباره از سناریویی است که یکی پس از دیگری از سوی کاخ سفید به منصه ظهور میرسد. به واقع ایالات متحده پس از نشست بهار 2005 در نیویورک برای بازنگری در پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای خصوصا بند 10 معاهده در زمینه شرایط خروج از NPT ، بندهای 6 و 7 درباره امنیت و ایمنی هستهای، بند 4 در زمینه راهکارهای انتقال فناوری هستهای به دیگر کشورها که در بند 31 اساسنامه منشور شورای امنیت نیز بر آن تاکید شده است سعی وافر در برهم زدن چینش کلی مفاد معاهده و بازتعریف و بازنویسی به جای بازنگری برخی از بندهای آن را دارد و از سوی دیگر امضای دوجانبه و بعضا چندجانبه هستهای با برخی کشورها و رژیمها نظیر هند، اسرائیل، عربستان سعودی و ترکیه را دنبال میکنند.
ارسلان مرشدی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: