او در این مجموعه نمونه موفقی از شعر دهه 80 را به نمایش درآورده است یعنی شعری که تجربه 2 دهه گذشته را بخوبی مطالعه کرده و به نوعی میتوان گفت تعادل و توازنی که امروز در شعر بروسان میان فرم، محتوا و جهان شاعرانه میبینیم نتیجه نگرش آسیبشناسانه او به افراط و تفریطهای دهه 60 ـ در مضمون و محتوا محوری ـ و دهه 70 ـ در محتوا و مضمون ستیزی و گریزی ـ است.
رضا بروسان خیلی راحت و صمیمی سخن میگوید:
در سرزمین ما/ پاییز که میشود/ هواپیماها
یکی یکی/ میافتند...
یا
چه شکوهی دارد/ دشمن / که سایهاش را نیز
با تیر میزنند
در نمونههای بالا با شاعری طرف هستیم که جهان شاعرانه را خیلی راحت از لابهلای اتفاقهای روزمره بیرون میکشد و همچنین با پل زدن بین دو موضوع بظاهر غیرمرتبط شبیه آمدن پاییز و سقوط هواپیما یا شاعری و دیوانگی با بلوط و اسب تماشای تازهای میآفریند.
به عبارتی مهمترین کاری که رضا بروسان به عنوان شاعر انجام میدهد، کشف و ایجاد روابط نامحسوس و غیرمعمول میان اشیاست؛ نکتهای که بسیاری از شاعران جوان آن را جدی نمیگیرند و به جای نگاه متفاوت و دیگرگون به جامعه و رخدادهای آن وقت و انرژی خود را صرف زبان و بازیهای زبانی میکنند. بروسان در برخی از شعرها در قالب انسان امروز شهری میرود؛ همان انسانی که مدرن فکر میکند، اما دوست دارد سنتی زندگی کند و به این ترتیب مظاهر مدرنیته و ابزارهای جهانی برایش کسلکننده و نفرتانگیز میشود و این نفرت را او با سرزنش خود و در خلوتش به تصویر میکشد:
چرا به روزنامهها گفتم که دوستت دارم
چرا گفتم / چرا فکر نکردم/ هر بار که نامت را میبرند
دیواری در دلم فرو میریزد/ باد در شاخهها میپیچد
و به رویاها آسیب میزند
این تقابل روزنامه با رویا، شاخهها و باد دقیقا پارادوکس تفکر مدرن را با زندگی سنتی به تصویر میکشد بویژه که پای معشوق و تعصبی که شاعر بر او دارد نیز به میان میآید.
این تعصب و غیرتی که او در شعرهایش شاعرانه بیان میکند و به تصویر میکشد شاید مهمترین تفاوت او با دیگر عاشقانههایی باشد که در شعر شاعران امروز میخوانیم:
میخواهم / گوش باد را بگیرم / که این همه در موهایت نپیچد/ و با زندگیام بازی نکند / تو هم کاری کن/ مثلا/ دکمه پیراهنت را ببند / مثلا / دامنت را جمع کن / و فکر کن که پیادهرو خیس است
توانایی و تاکیدی که بروسان در تغزل به مفهوم کلاسیکش در این مجموعه دارد نکتهای غیرقابل انکار است، اما او برای بیان این تغزل کلاسیک گرفتار کلیشه نمیشود.
البته این انتقاد در برخی آثار بروسان وجود دارد که او نسبت به زبان بیتفاوت و کم دقت میشود و این مساله در بخش پایانی کتاب که دربرگیرنده کارهای کوتاه و
طرح مانند است بیشتر خودش را نشان میدهد: من اونی نیستم که اگه درو بندی/ از دیوار بیام / من درو میشکنم
نمونه بالا که به صورت مستقل منتشر شده است از نظر زبانی و در مقایسه با دیگر شعرهای کتاب دچار شلختگی است و همچنین از نظر شاعرانگی و رخدادهای شعری هم حرف و نکتهای برای گفتن ندارد.
رضا بروسان همان طور که خودش نیز گفته است خیلی سخت شعر میگوید و این سخت شعر گفتن و وسواس زیاد را میتوان در حجم کوچک کتابش نیز جستجو کرد ؛ کتابی که بخش عمده آن هم به شعرهای کوتاه و طرح اختصاص دارد و به نظرمی رسد او میتوانست کتاب تازهاش را با کمی تامل و صبر بیشتری منتشر کند.
در پایان این نکته را هم باید یادآور شد که رضا بروسان در مجموع شاعری عاشقانهسراست و کتاب نیز به همسرش الهام اسلامی تقدیم شده که البته اسلامی هم خود شاعر است و شبیه رضا بروسان عاشقانهسرا و دارای کتاب و میتوان گفت این خانواده شعری عاشقانههای بسیار خوبی برای هم میسرایند؛ عاشقانههایی که قابلیت تعمیم و خوانش برای همه مخاطبان ادبیات ایران را دارد.
کارگاه
هفته گذشته در محل انتشارات مروارید نشستی برای بررسی شعرهای غلامرضا بروسان برپا شد که در این نشست علی عبداللهی و مهرنوش قربانعلی حضور داشتند. دیدگاههای آنها را درباره کتاب «مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است» بخوانید:
علی عبداللهی: شاعرانگی سرشار و سادگی زبان که هرگز به سهلانگاری منجر نمیشود، از ویژگیهای مجموعه تازه رضا بروسان است. در عین حال، او درگیر بازیهای رایج و اتفاقافتاده در فضای شعر دهه 70 نیست و از این نظر، شعری با زبان سالم و صمیمی میسراید، اما ماندن در این فضا و نپرداختن به زبان و فرم در درازمدت میتواند محل آسیب شعر بروسان هم باشد.
مهرنوش قربانعلی: در مجموعه شعر «مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است» ایستایی دیده نمیشود و بیشتر شعرها پویایی خاصی دارند. در این مجموعه اتکای شاعر حول محور تصاویر است و هوش ورزیهای شاعر در زمینه تصاویر جای تامل دارد؛ تصاویری که ایجاد میکند، در عین این که با تجربههای مخاطب مأنوس است، از ویژگی آشناییزدایی نیز برخوردار است.
با توجه به اینکه تاکید سرودههای این مجموعه بر انتقال معناست و کار فرمی خاصی اتفاق نیفتاده است، نمیشود به لحاظ ساختاری این اثر را مورد بررسی قرار داد. در واقع، فرم و ساختار در مجموعه «مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است» برجسته نشده؛ تاکید بر تصاویر است و وقتی شعرها بلندتر میشود، کار شاعر در به دست آوردن تصاویر بکر دشوار میشود.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم