مشکلات بین من و برادر بزرگترم از همان سالهای بچگی آغاز شد و همیشه ادامه داشت؛ اما این مشکلات و درگیریهای خانوادگی که میان ما بود، هرگز نتوانست باعث خصومتهای کورکورانه میان ما شود. او برادر بزرگتر من بود و همیشه به او احترام میگذاشتم. مثل هر خواهر کوچکتری به او علاقهمند بودم و برایم مثل دوستی صمیمی بود که البته نقطهنظرات بسیار متفاوتی از من داشت. پس از تولد دومین برادرم که حدود 7 سال از من کوچکتر بود، من احساس بهتری پیدا کردم. هرچقدر که اندرو، برادر کوچکترم عاقلتر میشد، احساس صمیمیت میان ما بیشتر میشد و احساس میکردم نقاط مشترکی که من با او دارم، بسیار بیشتر از نقاط منفی است که در برادر بزرگم ادوین وجود داشت. روابط من با برادرانم کاملا تفاوت داشت و در عین متفاوت بودن، علاقه حرف اول را بین ما میزد.» خانم الیزابت هاوز 45 ساله به اتهام قتل برادر 46 سالهاش ادوین هاوز راهی دادگاه شده است.
این زن که صاحب دو فرزند است، متهم شده با همدستی برادر کوچکتر 38 سالهاش اندرو، نقشه قتل برادر بزرگترش را طراحی و اجرا کرده است تا قسمت زیادی از ارثیه میلیون دلاری که به او رسیده بود را تصاحب کند.
مدارک بسیار زیادی جمعآوری شده که نشان میدهد الیزابت و برادر بزرگترش هرگز ارتباط خوبی با هم نداشتهاند و همیشه دردسرساز بودهاند. همه اعضای خانواده و حتی دوستان و آشنایان میدانستند که از چند سال قبل بالاخره ارتباط میان آنها کاملا قطع شده بود و تا زمان تقسیم ارثیه آنها از یکدیگر بیخبر بودهاند. رفتارهای عجیب الیزابت با اعضای خانوادهاش و بخصوص والدینش سبب شده بود که از چند سال قبل آنها به طور کامل با او قطع ارتباط کنند و پس از مرگ ناگهانی آنان نیز، تمامی ارثیه 19 میلیون دلاری آنها به ادوین پسر بزرگترشان برسد؛ ارثیه زیادی که بار دیگر موجب ارتباط این دو نفر و درگیری میان الیزابت با برادر بزرگترش شده و در نهایت نقشه مرگ برادر بزرگتر را عملی ساخته است. « وقتی 13 یا 14 ساله بودم، با خودم عهد بستم که دیگر هرگز با برادر بزرگترم بحث نکنم.
جالب اینجا بود که با وجود آن که ما تنها یک سال تفاوت سنی داشتیم؛ اما مادر و پدرم همیشه برای او احترام زیادی قائل میشدند و هر حرفی که از دهانش بیرون میآمد را میپذیرفتند. در حالی که اگر همان حرفها و تحلیلهای غیرمنطقی از دهان من بیرون میآمد حتما پدر و مادرم عکسالعملی نشان میدادند که مرا از حرف زدنم پشیمان میکرد. تفاوت زیادی که بین من و ادوین میگذاشتند، موضوعی نبود که بخواهد پنهان شود. میدانستم که تمام اطرافیانم هم متوجه شدهاند که برای والدینم، پسر بزرگشان جایگاه ویژه دیگری دارد که من هرگز حتی نزدیک به آن هم نخواهم شد.
در این میان برادر کوچکترم اندرو از من هم مظلومتر بود. او پسر آرامی بود که اصلا کاری به کار هیچ چیزی در خانه بزرگ سه طبقهمان نداشت و همه وقتش را با کتابها و دوستهایش سپری میکرد. برای او، همین که هر چه میخواست فراهم میشد و جای بحثی برای خرجهای زیاد مواد مخدرش وجود نداشت کافی بود و از زندگیاش لذت میبرد. اما اندرو برخلاف ادوین روحیه خوبی داشت که باعث میشد من همیشه مثل یک دوست صمیمی با او درددل کنم. هر چقدر که ادوین مثل یک آدم خیلی بزرگتر میشد من را نصیحت میکرد و از همه کارهایم ایراد میگرفت اما برادر کوچکترم پسری بسیار آرام و مهربان بود که به هر نکتهای که من برخورد میکردم، تایید میکرد و اطمینان میداد که من در مورد تفاوت زیادی که میان من و او با برادر بزرگترمان قائل میشدند درست میگویم و اشتباه نمیکنم. اینها همه باعث میشد که ارتباط ما همیشه صمیمی باقی بماند. با وجود همه گذشته عجیبی که من و برادرهایمان داشتیم، اما این که روزی بخواهم نقشه قتل طراحی کنم، حتی نمیتوانم تصور کنم. این یک اتهام بزرگ است که تنها به خاطر اختلافات میان من و ادوین از زبان پلیس شنیدهام؛ اما میدانم که ماموران هرگز نمیتوانند به خاطر مسائل شخصی و خانوادگی میان ما، مرا قاتل بیرحمی بدانند که نقشه قتل برادرم را ریخته باشم و حتی برادر کوچکترم را ترغیب کرده باشم تا آن را عملی کند.
من بالاخره ثابت میکنم که با وجود اختلافات زیادی که با ادوین بر سر موضوعات ارثیه پیدا کرده بودم، هرگز خواهان مرگش نبودهام و همیشه دوستش داشتهام.» جسد ادوین در حالی که با شلیک 5 گلوله جانش را از دست داده بود، در خانه پدری او کشف شد. ادوین که هرگز ازدواج نکرده بود، به تنهایی در عمارت بزرگی که به او ارث رسیده بود، زندگی میکرد. پس از مرگ والدین او، خواهرش الیزابت و برادر کوچکتر او اندرو، رابطه بسیار بدی با او پیدا کرده بودند و او همیشه در معرض انواع اتهامها قرار داشت.
به گفته یکی از دوستان مقتول، او پس از این که صاحب ارثیه چندین میلیون دلاری شده بود، بیش از پیش از سوی خواهر کوچکترش مورد آزار و اذیت قرار میگرفت و حتی کار به جایی رسیده بود که الیزابت او را تهدید به مرگ کرده و از او خواسته بود که هر چه زودتر سهم او را هم از این مقدار زیاد ارثیه بپردازد. آنچه مشخص بود، خانم و آقای هاوز کاملا از روی عقل و سالها قبل در وصیتنامهای که تنظیم کرده بودند، تمام داراییشان را به ادوین که همیشه فرزند خوب و سربه راهی برایشان بود، گذاشته بودند و مبالغی نیز برای الیزابت و اندرو به جا گذاشته و از آنها خواسته بودند تا کاری به کار ادوین نداشته باشند. با وجود عجیب بودن این تقسیم ارثیه، وکیل خانوادگی هاوز اعلام کرده بود که مستندات به دست آمده نشاندهنده آن است که تصمیم قطعی خانم و آقای هاوز برای تقسیم ارثیه به همین شکل بوده و هیچ راهی برای رسیدن پول بیشتر به الیزابت و اندرو وجود نخواهد داشت. از همان زمان بود که درگیریهای کهنه الیزابت با برادر بزرگترش بار دیگر آغاز شد. او گرچه خودش ازدواج کرده و صاحب دو فرزند بود؛ اما تمام وقتش را برای آزار رساندن به ادوین صرف میکرد، درگیری این خواهر و برادر تا جایی پیش رفت که ادوین بناچار به پلیس شکایت کرد. شکایت تنظیم شده ادوین در پاسگاه پلیس یکی از مدارک مهمی محسوب میشود که نشان میدهد الیزابت تا چه اندازه درگیریهای جدی با برادر بزرگترش داشته و انگیزه قوی در او و اختلافات مالی میتواند تنها علت برای قتل مقتول بوده باشد.
به گفته ماموران پلیس، طبق مدارک جمعآوری شده الیزابت با طرح نقشهای بسیار دقیق، اسلحهای را از یک خلافکار حرفهای خریداری کرده و با خام کردن برادر کوچکترش که اعتیاد به کوکائین دارد، او را راضی کرده تا در فرصتی مناسب ادوین را به قتل برسانند تا بالاخره صاحب ارثیه میلیوندلاری او شوند. نقشهای که درست اجرا شد و ادوین بر اثر شدت جراحات وارده جانش را از دست داد.
گرچه او صاحب میلیونها دلار پول والدینم شد و این اصلا عادلانه نبود؛ اما ماجراهای اخیر هرگز سبب نشد که من کوچکترین نفرتی از او به دل بگیرم. ادوین واقعا مرد خوبی بود و سالهای سال برای والدینم خدمت کرد. قبول میکنم که من و اندرو همیشه دنبال مشکلات و رفتارهای عجیب و غیرعادی خودمان بودیم اما با این وجود آدمهایی آنقدر بیرحم که بتوانیم برادرمان را به قتل برسانیم، نبوده و نیستیم.
ادوین با پول زیادی که به ارث برده بود میتواند دهها دشمن داشته باشد که برای تصاحب پولهایش او را به قتل رسانده باشند. دلیل اختلافات بچگی تا بزرگسالی ما نمیتواند مدرکی بر گناهکار بودنمان باشد. من و اندرو هیچ نقشی در مرگ برادر بزرگترمان نداشتهایم.»
مترجم: المیرا صدیقی
منبع: کورت نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم