در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مریم بوبانی معتقد است که حرفه بازیگری با حوادث عجین شده، حوادثی که در بعضی موارد بسیار تلخ هستند.
میگوید: تا به حال یکی دو اتفاق بسیار بد در این حرفه افتاده که تا ماهها ذهن مرا مشغول کرده است.
یکی از این حوادث به فیلمبرداری فیلم «فصل پنجم» برمیگردد که در روستای ابیانه انجام میشد.
شاهرخ غیاثی یکی از بازیگران اصلی فیلم در یک سکانس باید سوار بر گاری که به اسب وصل شده بود شیب روستا را پایین میآمد. شیب تند بود و اسب نتوانست خود را کنترل کند و غیاثی که روی گاری ایستاده بود بین اسب و گاری روی زمین افتاد و جان خود را از دست داد.
این اتفاق را بوبانی هرگز فراموش نکرده و بهعنوان تلخترین حادثه زندگی حرفهایاش از آن یاد میکند. حادثه تلخ دیگری که او تعریف میکند، باز هم به اسب مربوط میشود: سر تمرینات مربوط به مجموعه مختار، من سوار بر اسب بودم و کنار پیست اسب دوانی داشتم درست سوار شدن و درست پیاده شدن از اسب را یاد میگرفتم.
مربی ما مشغول صحبت بود و من منتظر بودم صحبتش تمام شود که ناگهان اسب دو دست جلواش را بالا برد و من با صورت و به وضع بدی به زمین افتادم. طوری که بینیام از سه جا شکست.
بوبانی ادامه میدهد: کاری که باید دو روز بعد شروع میشد، موکول شد به 20 روز بعد و تازه وقتی با گریم بسیار کار را شروع کردم، بعد از چند روز عوامل فیلمبرداری که صحنههای ضبط شده را مرور کرده بودند گفتند جای کبودی کاملا مشخص است و نمیشود اینطور ادامه داد. باید مدت بیشتری صبر کنیم.
اما اتفاق خوبی هم در این بین میافتد: عوامل فیلمبرداری به آقای میرباقری گفته بودند که باید بازیگر را عوض کنیم. اما ایشان مخالفت کرده بودند و گفته بودند باید منتظر بهبود خانم بوبانی باشیم. این برای من یک دنیا ارزش داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: