جاسازی مواد مخدر در اگزوز ماشین

12 سال قبل وقتی که رئیس دادگاهی در اراک بودم، پرونده پسر جوانی را به من ارجاع دادند که متهم به حمل 5 کیلو مواد مخدر بود.
کد خبر: ۳۲۴۹۵۵

این پسر بسیار جوان و تازه گواهینامه گرفته بود، اما خودش می‌گفت مدت زیادی است رانندگی می‌کند. جثه کوچک این پسر اصلا نشان نمی‌داد که او یک قاچاقچی است، اما فکری که برای جا‌سازی مواد کرده بود بسیار زیرکانه بود.

پسرک دو اگزوز اضافه برای ماشین پرایدش نصب کرده بود و با جا‌سازی، مواد مخدر را از شرق کشور به اراک می‌آورد. ماموران بعد از بازرسی ماشین این جوان به این که او چرا دو اگزوز نصب کرده است مشکوک شده و ماشین را توقیف کرده بودند. بازدید دو اگزوز نشان داد که در آن بیش از 5‌/‌4 کیلو مواد جا‌سازی شده است.

پسرک را که پیش من آوردند‌ از او خواستم تا برایم تعریف کند چطور به فکرش رسیده است که این کار را بکند. او برای من گفت که چون مدت زمان زیادی بیکار بوده است مجبور شده برای تامین هزینه‌های زندگی‌اش به فکر کاری باشد.

پسرک می‌گفت: مدت‌ها بود که دوستم به من می‌گفت اگر مواد مخدر حمل کنم و آن را از شرق کشور به اراک یا تهران بیاورم، پول خوبی به دست خواهم آورد، اما من قبول نمی‌کردم. از این که جوانان زیادی را آلوده کنم اصلا خوشحال نبودم و خودم فکر می‌کردم که این کار حرام است و من نباید این کار را بکنم.

به خودم می‌گفتم اگر مجبور شوم در شرایط سخت هم زندگی کنم باز هم این کار را نمی‌کنم، اما بعد از مدتی شرایط آنقدر برای من سخت شد که دیگر نمی‌توانستم تحمل کنم. باید کاری می‌کردم، اما چه کاری؟ در همین زمان بود که دوباره دوستم را دیدم. او به من گفت که می‌تواند من را با دوستانش آشنا کند. باز هم به او گفتم نمی‌خواهم این کار را بکنم و از طریق معتاد کردن جوانان زندگی آنها را تحت تاثیر قرار دهم، اما دوستم به من گفت که از چند روحانی پرسیده است و آنها گفته‌اند که این کار حرام نیست و هر کس مواد جابه‌جا کند به معنای این نیست که گناهکار است.

پسرک واقعا باور کرده بود که دوستش راست گفته و به همین خاطر هم این کار را قبول کرده است.

جوان بسیار ساده‌ای بود، می‌گفت به اتفاق دوستم به یکی از شهر‌های شرقی رفتیم و من را به مکانیکی که کارهای خلاف هم می‌کرد معرفی کرد و او هم برای خودروی من دو اگزوز اضافه نصب کرد. این فکر دوستم بود که مواد را در اگزوز جاسازی کنم و به اراک بیاورم. چندین بار این کار را کردم تا این‌ که بار آخر ماموران من را بازداشت کردند.

از پسرک پرسیدم چرا در مورد حرف دوستت تحقیق نکردی؟ او گفت که دوستش آنقدر با اطمینان این حرف را زده است که براحتی باورش شده است.

پسرک گول خورده بود و این موضوع کاملا از رفتارش معلوم بود، اما به هر حال 5‌/‌4 کیلو مواد آنقدر بود که نمی‌شد از گناه او گذشت. او را با حکم بازداشت به زندان فرستادم و دستور دادم تا در مورد خانواده‌اش و این ‌که این پسر می‌گوید بسیار فقیر است بررسی شود. چند روز بعد برای من گزارش آمد که پسرک درست می‌گفته است. او مادر پیری داشت که به سختی می‌توانست از خودش مراقبت کند و کارهای روزمره‌اش را انجام دهد. آنها تایید کردند که این پسر واقعا فقیر است و باید چند نفر دیگر را هم بجز خودش اداره می‌کرده است.

وقتی فهمیدم این پسر واقعیت را گفته و دوستش با حرف‌های دروغی که به او زده او را به حمل مواد تشویق کرده است تصمیم گرفتم مجازات او را تشدید نکنم.

بعد از محاکمه، پسر جوان را به 10 سال حبس و پرداخت جریمه در حق دولت محکوم کردم، اما ماشین را توقیف نکردم، چراکه این ماشین تنها منبع درآمد این خانواده بود. آن را به برادر متهم دادم و او هم قول داد تا از این ماشین برای مسافرکشی استفاده کند و آن را در کارهای خلاف به کار نبرد.

این پسر چند سال بعد به خاطر حسن اخلاق و نامه‌ای که مسوولان زندان در مورد او نوشته بودند عفو خورد و با آزادی مشروط او موافقت شد.

من تا مدت‌ها سوابق او را پیگیری کردم و تا آن زمان هیچ سابقه‌ای از این جوان ثبت نشده بود.

حسین مرادی ـ قاضی مستشار دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها