اگر در جزیره‌ای دور افتاده و تک و تنها رها شده باشید چه کار می‌کنید؟

راه‌های علمی برای نجات گمشدگان

اگر در جزیره‌ای دور افتاده تک و تنها رها شده باشید چه کار می‌کنید؟ این یک پرسش ساده و البته هیجان برانگیز است که واکنش‌ها نسبت به آن یکسان نیست. در این صورت ممکن است افراد نظرات مختلفی داشته باشند. مثلا ممکن است شما از آن دسته افرادی باشید که با استفاده از دود تقاضای کمک می‌کنید و یا ممکن است از فرصت به دست آمده برای تفریح و لذت بردن از حس ماجراجویانه‌ای که درونتان بیدار شده استفاده کنید! نشریه علمی focus برای پاسخ دادن به این پرسش هیجان‌انگیز گروهی از چهره‌های مبتکر و شناخته شده جهان را به مسابقه‌ای فرا خوانده و از آنها خواسته تا با استفاده از کمترین امکانات و به کمک دانش و علوم ابتدایی راه حل مناسبی برای نجات از جزیره پیشنهاد بدهند. نکته جالب توجه این است که هر یک از این افراد پیش از این به خاطر کارها و ابتکارات خارق‌العاده خود برنده جایزه Lg Nobel Prize شده‌اند.
کد خبر: ۳۲۳۷۱۶

تولید جرقه با سکه‌های نقره و مس

ارائه‌دهنده: لن فیشر

شغل: محقق در زمینه فیزیک در دانشگاه بریستول

من در این جزیره قطعا با جیبی مملو از سکه‌های نقره‌ای و مسی خواهم بود. آنها را در لوله پلاستیکی قابل انعطافی قرار می‌دهم که پهنای زیادی نداشته باشد و به راحتی بتوانم در دستانم نگاه دارم. سکه‌های نقره و مس را به طور یک درمیان در لوله پلاستیکی قرار داده و البته هر بخش را با بخش دیگر با استفاده از آب شور دریا و فیبرهای درخت نارگیل مجزا نگاه می‌دارم. این مجموعه همچون یک باتری بسیار ابتدایی عمل می‌کند. یک واکنش ساده شیمیایی موجب می‌شود الکترون‌ها از سکه‌های مسی یک سر لوله پلاستیکی به سکه‌های نقره‌ای حرکت کنند. همزمان با حرکت مداوم الکترون‌ها در لوله انبوهی از بارهای منفی در یک انتهای آن و انبوهی از بارهای مثبت نیز در انتهای دیگر آن، جایی که تراکم الکترون‌ها بسیار کمتر است دیده می‌شود. با خم کردن لوله پلاستیکی و نزدیک کردن دو قطب منفی و مثبت جریانی تولید می‌شود. نکته جالب توجه این است که همزمان با جدا کردن دو سر لوله پلاستیکی، جریان همچنان در سراسر لوله وجود داشته و در حد فاصل میان دو سر لوله جرقه تولید می‌شود. اکنون می‌توانم از طیفی از این جرقه‌ها برای تولید آتش و شعله‌ور کردن فیبرهای درخت نارگیل و در نتیجه درست کردن آتشی بزرگ استفاده کنم.

اما این تمام ماجرا نیست چون از نظر علمی مشخص شده است که جرقه‌ها می‌توانند سیگنال‌های ضعیف رادیویی نیز تولید کنند. از این‌رو با تولید زمان‌بندی شده این جرقه‌ها حتی می‌توان پیام اضطراری درخواست کمک نیز تولید و منتشر کرد. این شیوه اعلام پیام بر مبنای کدهای مورس خواهد بود. جرقه‌ها سیگنال‌های رادیویی را در طیف گسترده‌ای از فرکانس‌ها تولید می‌کنند. این بدان معنی است که هر کشتی که سیستم‌های دریافت سیگنال‌های آنها برای دریافت هر فرکانسی تعریف شده است می‌توانند این پیام اضطراری را دریافت کنند. البته راه‌های دیگری نیز برای خلاص شدن از این جزیره وجود دارد که یکی از آنها جلب توجه مقامات مالیاتی است. اگر به همراه گروهی از افراد سر از این جزیره در می‌آوردم از برخی از آنها برای بازکردن نارگیل‌ها و راه اندختن تجاری پرسود استفاده می‌کردم و به این ترتیب طولی نمی‌کشید که شرکت‌ها و مقامات مالیاتی متوجه حضورمان و درآمدزایی قابل توجه در جزیره می‌شدند و البته به این ترتیب هم نجات پیدا می‌کردیم!

بمب‌های نارگیلی

ارائه‌دهنده: النا بادنار

شغل: متخصص جراحات ناشی از الکتریسیته در دانشگاه شیکاگو

ساخت بمب‌های نارگیلی می‌تواند بهترین راه نجات از این جزیره باشد. برای این کار باید ذغال چوب، سولفور و نیترات پتاسیم را با هم مخلوط کرده تا ترکیب انفجاری و بسیار قوی تولید کنم، اما ذغال چوب را چگونه تهیه کنیم؟ برای این کار می‌توان از یک روش قدیمی استفاده کرد. باید در یک گودال کوچک و با استفاده از
شاخ‌و برگ‌های کوچک و بزرگ آتش درست کرد. سپس روی گودال را باید با استفاده از برگ‌های بزرگ و پهن درختان به خوبی پوشاند تا اکسیژن به چوب‌های مشتعل شده به خوبی نرسد و در نتیجه با احتراق ناقص می‌توان ذغال چوب تهیه کرد. در چنین جزیره‌ای که به احتمال فراوان از نوع جزایر آتشفشانی است به راحتی می‌توان سولفور آن هم به هر میزان که مورد نظر باشد پیدا کرد.

همچنین در این جزیره تا دلتان بخواهد لانه‌های قدیمی پرندگان وجود دارد و این یعنی این که در این لانه‌ها مقادیر قابل توجهی نیترات پتاسیم مربوط به فضولات پرندگان وجود دارد.

اکنون نوبت به مخلوط کردن آنهاست. برای این کار از چند قطعه سنگ جهت آسیاب کردن آنها استفاده می‌کنم. پس از این مرحله باید ترکیب مورد نظر را با نسبت‌های مشخص تهیه کنم. تعیین این نسبت را می‌توان با استفاده از چشم‌ها و دقت هر چه بیشتر به دست آورد. این ترکیب باید شامل 75 درصد نیترات پتاسیم، 12‌‌/‌‌5 درصد ذغال چوب و 12‌‌/‌‌5 درصد سولفور باشد. البته می‌توان برای به دست آوردن نسبت دقیق از نارگیل‌ها نیز به عنوان پیمانه استفاده کرد.

3 نارگیل کامل نیترات پتاسیم، نصف نارگیل ذغال چوب و نصف نارگیل سولفور نیاز شما را به خوبی تامین می‌کند. با استفاده از این میزان مواد می‌توان تا 4 بمب نارگیلی تهیه کرد. برای نفوذ به درون نارگیل‌ها نیز از چاقوی کوچک جیبی‌ام استفاده می‌کنم. پس از جدا کردن پوست رویی و فیبرها، حفره‌ای در بدنه هر یک از نارگیل‌ها ایجاد کرده و پس از خارج کردن مایع درون آنها چند ساعت صبر می‌کنم تا درون نارگیل‌ها به خوبی خشک شود. در ادامه پودر تهیه شده را درون نارگیل‌ها ریخته و حفره ایجاد شده را با استفاده از گوانو می‌پوشانم. گوانو کودی است متشکل از فضله پرندگان دریایی که در هر جایی از این جزیره دیده می‌شود. اکنون نوبت به آتش زدن بمب‌ها و پرتابشان به سمت کشتی‌هایی است که از فاصله دوری از جزیره عبور می‌کنند.

برای این منظور همه چیز را به بالاترین نقطه جزیره که اشراف کاملی نیز به ساحل داشته باشد منتقل می‌کنم. سپس به دنبال دو درختی می‌گردم که به طور موازی و در مجاورت هم با فاصله اندکی رشد کرده باشند. برای پرتاب بمب‌ها به الیاف انعطاف‌پذیری نیاز دارم. بخشی از لباسم که حالت انعطاف‌پذیری دارد برای این کار انتخاب مناسبی است. فیتیله بمب‌های نارگیلی را روشن کرده و آنها را یک‌به‌یک در دل لباس قرار می‌دهم و با کشیدن و رها کردن آن شانس رهایی از جزیره را امتحان می‌کنم. کشیدن و رها کردن بمب‌ها باید با دقت و زمان‌بندی بسیار دقیقی انجام شود. به این ترتیب که ابتدا باید آنها را در لباس قرار داده و سپس آن را کشیده و در این مرحله فیتیله آن را روشن کرد و بلافاصله نیز پرتاب نمود تا انفجار آن در هوا هر بیننده احتمالی را به خود جلب کند. این کار را بارها و بارها انجام می‌دهم تا زمانی که توجه یکی از کشتی‌های عبوری به سمت جزیره جلب شود. خلاص شدن از جزیره با استفاده از انفجار بمب‌ها دور از ذهن نخواهد بود چون در این وضعیت هم دود و هم صدای محسوسی تولید می‌شود.

استفاده از رنگ و بو

ارائه‌دهنده: چالرز اسپنس

شغل: استاد تمام روان‌شناسی آزمایشی در دانشگاه آکسفورد

برای این که به راحتی از جزیره خارج شوم راهی ندارم جز این که توجه کشتی‌ها و قایق‌های عبور را به نحوی به سمت خود و جزیره جلب کنم. به این منظور انتشار بویی خاص و متفاوت می‌تواند گزینه‌ای موثر و کاربردی باشد. نکته مهم این است که می‌توان حساب ویژه‌ای روی بوها باز کرد. علوم جدید نشان داده‌اند برخی بوها را می‌توان حتی از فواصل بسیار دور تشخیص داد. تقطیر دانه‌های گیاه وانیل گام نخست این ابتکار عمل است. تقریبا می‌توان گفت در هر جزیره‌ای ردپایی از گیاه وانیل وجود دارد. ماده به دست آمده را با آب شور دریا ترکیب کرده و می‌توانم امیدوار باشم تا آنچه که برای رهایی از جزیره نیاز دارم را تهیه کرده‌ام یعنی تولید بوی بسیار شدید. تجربه ثابت کرده است ترکیب تقطیر شده وانیل و آب به مراتب بویی شدیدتر از دانه‌های وانیل دارند.

خوشبختانه وانیل شدیدترین رایجه را در دنیا دارد، اما برای افزایش انتشار این بو باید به سراغ آتش رفت. به این منظور و با استفاده از کبریتی که در جیب دارم آتشی مهیا کرده تا مقدمات اصلی کار فراهم شده باشد. البته برای این که انرژی خود را بیهوده از دست ندهم این کار را زمانی انجام می‌دهم که وزش باد به سمت دریا و کشتی‌هایی باشد که در افق دوردست عبور می‌کنند. در صورتی که کشتی از افق‌های دوردست جزیره عبور کند این شانس را دارم که از جزیره خلاص شوم. در ابتدا مسافران کشتی متوجه بو خواهند شد، اما مطمئنا نمی‌دانند این بو ناشی از چیست و مربوط به کجاست. در این لحظه بخش تکمیلی عملیات نجات آغاز می‌شود یعنی تولید ستونی از دود با استفاده از آتش.

برای تولید دود به سراغ گیاهان و برگ‌های سبز می‌روم. قرار گرفتن آنها روی آتش موجب تولید دود مورد نیاز می‌شود، اما اینها تمامی کارهایی نیستند که برای رهایی از جزیره انجام خواهم داد. نوشتن عبارت کمک (HELP)‌ بخش دیگری از تلاش‌هایم را تشکیل می‌دهد. سعی می‌کنم این کلمه را به دو یا سه زبان زنده دنیا و با استفاده از مواد رنگی در بخش وسیعی از ساحل جزیره بنویسم تا این شانس را برای خود فراهم کرده باشم که از سوی هواپیماهای عبوری دیده شوم. استفاده از گونه‌های مختلف گل ارکید که احتمالا در جزیره رشد کرده‌اند این امکان را می‌دهند تا رنگ‌های قرمز، آبی و ارغوانی تهیه کنم. برای تهیه رنگ‌های مورد نظر، گلبرگ‌های این گل‌ها را در آب می‌جوشانم. همچنین استفاده از نمک دریا موجب می‌شود تا نگرانی درخصوص از کنترل خارج شدن جوهر رنگی به دست آمده در حین نوشتن حروف نداشته باشم. در حقیقت نمک به تثبیت محلول تولید شده کمک می‌کند. با این کار این امیدواری را دارم تا از سوی Google Earth دیده شوم!

راه آخری که برای رهایی از جزیره در نظر می‌گیرم استفاده از پرندگان مهاجر است. این پرندگان را پس از زنده شکار کردن به رنگ‌های مختلف درآورده و رها می‌کنم به این امید که از سوی پرنده‌شناسان مورد توجه قرار گرفته و موجب گسیل شدن آنها به جزیره شوم.

گذشته از رنگی کردن پرندگان می‌توانم پیام کمک را روی تکه کاغذی نوشته و تکه سیم یا هر چیز مشابه دیگری به پای پرنده متصل کنم. فکر می‌کنم با تکیه بر مجموعه‌ای از بو، دود، رنگ و پرندگان شانس زیادی برای رهایی از جزیره داشته باشم.

ستونی از دود

ارائه‌دهنده: تروی هارسبای

شغل: مخترع!

گیر افتادن در چنین جزیره‌ای در نوع خود هیجان برانگیز است اما باید به سرعت از آن رهایی پیدا کرد. برای این کار و در روز نخست سگک کمربند شلوارم را خوب تیز می‌کنم. این کار را با استفاده از یک تکه‌سنگ انجام می‌دهم. سپس با استفاده از بند کفش‌ها قلاب سگک تیز شده را به شاخه کلفت درختی وصل کرده تا حداقل تبر کوچکی درست کرده باشم. این تبر کوچک می‌تواند تا 30 سانتی‌متر طول داشته باشد. حتی این امکان را نیز دارم تا با استفاده از این مجموعه بسیار ساده بیل کوچکی نیز تهیه کنم. با استفاده از این ابزار می‌توانم پناهگاهی ساخته و سپس آتش روشن کنم. درست کردن آتش نیز با استفاده از فندکی که در جیبم از حادثه غرق شده کشتی مسافربری برجای مانده کار ساده‌ای خواهد بود.

سپس به سراغ تهیه غذا و آب قابل نوشیدن می‌روم. در چنین جزیره‌ای احتمالا شمار درختان نارگیل یا موز یا پاپایا کم نخواهد بود. من احتمالا یکی از معدود بازماندگان حادثه غرق شدن کشتی هستم پس می‌توانم به انبوهی از بطری‌های آب نوشیدنی و همچنین بسته‌های غذایی شناور روی آب که به سمت ساحل آمده‌اند امیدوار باشم. اما روز بعد و پس از استراحت کامل در 4 نقطه از قسمت مرتفع خط ساحلی آتش درست می‌کنم.

این آتش که بخش قابل توجهی از مواد سازنده آن را چوب‌های خیس و آبدار تشکیل می‌دهد به خوبی دود می‌کند. در کنار این اقدامات در بخش وسیعی از ساحل و با استفاده از بیل کوچکی که تهیه کرده‌ام عبارت SOS یعنی کمک اضطراری را می‌سازم. هریک از این حروف 6 متر طول، یک متر عرض و 15 سانتی‌متر عمق دارند. در روز سوم باید عرض ستون دود سیاره رنگی که ساخته‌ام به 8 متر برسد. در عین حال با استفاده از بیل کوچکم باید انبوهی از شاخ و برگ‌ها را روی آتش بریزم تا همچنان روشن و پردود بماند.

در روز چهارم و با خاکستری که از انبوه آتش برجای مانده قسمت درونی حروف SOS را سیاه می‌کنم و سپس روی خاکسترها را آب می‌ریزم تا خوب سفت شوند. اکنون از فاصله‌ای بسیار دور هم درخواست کمک به خوبی دیده می‌شود. دودی که هر روز گسترده‌تر می‌شوند نیز تا 450 متر ارتفاع خواهد داشت. این ارتفاع برای این‌که از سوی هواپیماها دیده شود کافی است. همچنین می‌توانم از آینه‌ای کوچک برای منعکس کردن نور خورشید و علامت دادن به هواپیماهایی که به جزیره نزدیک شده‌اند استفاده کنم. به این ترتیب می‌توانم به نجات یافتن از جزیره و بازگشت به زندگی عادی امیدوار باشم.

اما افراد عادی در این شرایط چکار می‌کنند؟

در تهیه این گزارش از برخی افراد عادی نیز نظرخواهی شده است. به عنوان مثال آنجلینا گیکل می‌گوید: پرسش اصلی اینجاست که چرا می‌خواهیم از این جزیره خلاص شویم؟ فکر نمی‌کنید که بهتر باشد همچنان در آن حضور داشته باشیم و از طبیعت بکر و زیبای آن لذت ببریم؟! تونی کانت نیز به این پرسش واکنش مشابهی نشان می‌دهد.

او می‌گوید: شاید خنده‌دار باشد اما برای رسیدن به چنین جزیره‌ای دست به هر کاری می‌زنم ازجمله این‌که با استفاده از یک درخت که همچون یک سنگ‌انداز عمل می‌کند خود را به جزیره رسانده و دست به ماجراجویی می‌زنم. جو دانکن نیز نظر جالبی دارد و شاید همین ایده نشان دهد که چرا برای تهیه این گزارش به سراغ چهره‌های مبتکر رفتیم. او می‌گوید: فقط به یک صندلی مخصوص آفتاب گرفتن در کنار ساحل نیاز دارم. آن را باز می‌کنم و در زیر نور خورشید استراحت می‌کنم تا نیروهای امداد و نجات خود را به جزیره برسانند! اما آندرا جانسون نظری دارد که شاید به ایده‌های علمی و ماجراجویانه نسبتا نزدیک باشد. او می‌گوید: قایق کوچکی ساخته و در عین حال سعی می‌کنم با رام کردن یکی از دلفین‌هایی که در نزدیکی ساحل شنا می‌کند مقدمات فرار از جزیره را فراهم کنم. دلفین را با کمک یک طناب محکم مهار کرده و به این ترتیب قایق را به دل دریا می‌برم!

تونی داناوان هم نظر خاص خود را دارد. او در این خصوص می‌گوید: ‌چنین جزیره‌ای احتمالا مملو از درختان قطور و مرتع است.

در عین حال ممکن است حیوانات وحشی نیز در آن وجود داشته باشند. برای این‌که از جزیره خلاص شوم پیش از هر کاری باید جان خود را از خطراتی که این حیوانات به همراه دارند محفوظ نگاه می‌دارم. شب‌ها در محلی که در بالای یکی از این درختان می‌سازم به استراحت پرداخته و در طول روزهای نخست و در حالی که با ایجاد دود درخواست کمک می‌کنم به بررسی دقیق مناطق اطراف می‌پردازم. من این امکان را همواره در نظر می‌گیرم که افراد بومی و یا نجات یافتگان دیگری نیز در این جزیره زندگی می‌کنند که در این صورت می‌توان با کمک آنها راهی مناسب جهت خروج از جزیره پیدا کرد. استیو یکی دیگر از افراد عادی است که به این پرسش پاسخ داده است. او می‌گوید: در اولین فرصت ساختن قایق با استفاده از درختان قطع شده جنگلی را آغاز می‌کنم. به این ترتیب شاید نیازی به تبر یا وسیله‌ای مشابه آن نداشته باشم. به جای طناب هم می‌توان از رشته‌های مستحکم گیاهی استفاده کرد که به دور تنه درختان پیچیده است. به عقیده وی رسیدن به این احساس که می‌توان در این جزیره از زندگی لذت برد می‌تواند پایه‌گذار عادت کردن به محیط جدید و در نتیجه از دست دادن شور و شوق لازم برای خلاص شدن از این وضعیت باشد. نادیا دیگر پاسخ دهنده این پرسش است.

او می‌گوید: فکر نکنم کار خاصی بتوانم انجام دهم جز این‌که به انتظار رسیدن کمک بنشینم! البته شاید بتوانم با فراهم کردن آتش، ستونی از دود ایجاد کرده و به این ترتیب به هواپیماها و کشتی‌های عبوری از مناطق اطراف پیام دهم.

مترجم: مهدی کیا

منبع: focus

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها